- 307
- 1000
- 1000
- 1000
تفسیر سوره مومنون، 8
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع «تفسیر سوره مومنون»، جلسه هشتم: ادعای ربوبیت فرعون در قرآن، سال 1404
در گفتگو در رابطه با سوره مومنون عرض کردیم که فلاح یعنی رویش، زایش، تولد و برون ریخت استعداد. شبیه کاری که کشاورز با دانه می کند، تربیت اسلامی تربیت برون ریخت استعدادهاست، نه کشیدن و نه هل دادن. باید فرد از نقطه شروع دارایی هایش حرکت بکند و هر کدام از ما به ثمرات مختلفی برسیم. آدمها روحیاتشان مختلف هست و چهره شان هم مختلف است، به همان میزانی که ما اختلاف قیافه داریم، اختلاف روحیه هم داریم، اختلاف دارایی های روحی هم داریم، برای همین نمی توانیم برای همه یک نسخه بپیچیم. کشاورز برای هر درختی متناسب با استعداد خودش برنامه دارد، برنامه نور، برنامه آب، برنامه خاک دارد و اینها متفاوت هستند و ما انسان ها هم باید به فلاح برسیم، یعنی برون بریزیم استعدادهایمان را. در قرآن کریم می فرماید: افلح المومنون، راه این رویش و راه این جوانه زدن ایمان است. ایمان را گفتیم درک نیاز به چیزی ایمان هست. ما ایمان را از جنس باور نگرفتیم، غلط نیست، اما آنچه که در قرآن کریم از کفر روبروی ایمان می بینیم کفار قرآنی اتفاقا اهل باور هستند. اگر هم بخواهیم کسی را به باور برسانیم، می بینیم که در قرآن کریم به باور رسیده ترها کافر هستند. ما چقدر دیگر می توانیم باور بکنیم بیشتر از ابلیس، ما چقدر بیشتر از کسانی که معجزات را با چشم خودشان دیدن می خواهیم باور بکنیم چیزی را در قرآن کریم؟ نوعا کسانی که کافرند باوری را پوشانده اند، برای همین می گوییم که ایمان درک نیاز کسی است. اگر در مصدر نیاز کس دیگر بشیند و پاسخ به نیازش بدهد می شود. اگر کسی نیازش را از کسی درخواست بکند و پاسخ بگیرد می شود عبد. در ادبیات قرآنی رب خدا نیست، کما اینکه فرعون برای قومش ادعای خدایی می کرد که این تعبیر تعبیر دقیقی نیست. فرعون جایی ادعای خدایی نکرد، ادعای ربوبیت کرد نه خدایی. برای همین است که در قرآن کریم از هر کافری بپرسیم که آسمان ها را چه کسی خلق کرده است می گوید خدا، آقا چجوری پس یک فرعون معتقد بود که خدا نیازها را به او سپرده، یعنی شما باید برای نیازهایتان به من مراجعه کنید من خدای شما نیستم، ولی خدا بدون من شما را نمی پذیرد، آنچه که ما نسبت به حضرات اهل بیت گفت قائلیم همین است، که ما با خدا به این معنا مرتبط نمی شویم. یکی از نیازهای مومن در قرآن این است که دلش می خواهد دنیای دیگری را تجربه کند و انگار اینجا برای او کوچک است مثل زندانی که پاسخ نیازهایش را در این زندان نمی گیرد، پس مومن کسی هست که دوست داشته باشد بمیرد، پس طول عمر را برای چه می خواهد برای اینکه کامل بمیرد وگرنه وابسته به این دنیا نیست.
در گفتگو در رابطه با سوره مومنون عرض کردیم که فلاح یعنی رویش، زایش، تولد و برون ریخت استعداد. شبیه کاری که کشاورز با دانه می کند، تربیت اسلامی تربیت برون ریخت استعدادهاست، نه کشیدن و نه هل دادن. باید فرد از نقطه شروع دارایی هایش حرکت بکند و هر کدام از ما به ثمرات مختلفی برسیم. آدمها روحیاتشان مختلف هست و چهره شان هم مختلف است، به همان میزانی که ما اختلاف قیافه داریم، اختلاف روحیه هم داریم، اختلاف دارایی های روحی هم داریم، برای همین نمی توانیم برای همه یک نسخه بپیچیم. کشاورز برای هر درختی متناسب با استعداد خودش برنامه دارد، برنامه نور، برنامه آب، برنامه خاک دارد و اینها متفاوت هستند و ما انسان ها هم باید به فلاح برسیم، یعنی برون بریزیم استعدادهایمان را. در قرآن کریم می فرماید: افلح المومنون، راه این رویش و راه این جوانه زدن ایمان است. ایمان را گفتیم درک نیاز به چیزی ایمان هست. ما ایمان را از جنس باور نگرفتیم، غلط نیست، اما آنچه که در قرآن کریم از کفر روبروی ایمان می بینیم کفار قرآنی اتفاقا اهل باور هستند. اگر هم بخواهیم کسی را به باور برسانیم، می بینیم که در قرآن کریم به باور رسیده ترها کافر هستند. ما چقدر دیگر می توانیم باور بکنیم بیشتر از ابلیس، ما چقدر بیشتر از کسانی که معجزات را با چشم خودشان دیدن می خواهیم باور بکنیم چیزی را در قرآن کریم؟ نوعا کسانی که کافرند باوری را پوشانده اند، برای همین می گوییم که ایمان درک نیاز کسی است. اگر در مصدر نیاز کس دیگر بشیند و پاسخ به نیازش بدهد می شود. اگر کسی نیازش را از کسی درخواست بکند و پاسخ بگیرد می شود عبد. در ادبیات قرآنی رب خدا نیست، کما اینکه فرعون برای قومش ادعای خدایی می کرد که این تعبیر تعبیر دقیقی نیست. فرعون جایی ادعای خدایی نکرد، ادعای ربوبیت کرد نه خدایی. برای همین است که در قرآن کریم از هر کافری بپرسیم که آسمان ها را چه کسی خلق کرده است می گوید خدا، آقا چجوری پس یک فرعون معتقد بود که خدا نیازها را به او سپرده، یعنی شما باید برای نیازهایتان به من مراجعه کنید من خدای شما نیستم، ولی خدا بدون من شما را نمی پذیرد، آنچه که ما نسبت به حضرات اهل بیت گفت قائلیم همین است، که ما با خدا به این معنا مرتبط نمی شویم. یکی از نیازهای مومن در قرآن این است که دلش می خواهد دنیای دیگری را تجربه کند و انگار اینجا برای او کوچک است مثل زندانی که پاسخ نیازهایش را در این زندان نمی گیرد، پس مومن کسی هست که دوست داشته باشد بمیرد، پس طول عمر را برای چه می خواهد برای اینکه کامل بمیرد وگرنه وابسته به این دنیا نیست.


تاکنون نظری ثبت نشده است