منو
شرح دعای کمیل، 4

شرح دعای کمیل، 4

  • 1 تعداد قطعات
  • 53 دقیقه مدت قطعه
  • 90 دریافت شده
سخنزانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "شرح دعای کمیل"، جلسه چهارم: تواضع، شرط فهم معارف اهلبیت علیهم السلام، سال 1404


کمیل از کسانی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام خودش انتخاب کرد تا در عرصه حکومت به کمکش بیاید. از مردم یمن ده نفر را انتخاب کرد که یکی از آن‌ها همین کمیل بود. او آمد و بخشی از حکومت امام علی را به عهده گرفت. اما در پاره‌ای از اوقات ضعیف عمل کرد؛ طوری که در نامه شصت و یک نهج‌البلاغه، حضرت خطاب به او می‌فرماید: تو نه کمک‌کار من شدی، نه مردمت را کمک کردی، و پلی شدی برای دسترسی دشمنان به ما. با این حال، در ادامه ظاهراً کمیل این ضعف را جبران کرد. اما به هر حال در عرصه حکومت فرد تابلو و درخشانی مثل مالک اشتر نبود. اما در عرصه مخاطب معارف اهل بیت، کمیل واقعاً مثال‌زدنی است. دعای کمیل با درخواست خود او از امیرالمؤمنین نقل شده است. آن شب نیمه شعبان، حضرت به جمعی که دورش بودند فرمود: دعای خضر را بخوانید. هیچ‌کس نپرسید این دعای خضر چیست. این خیلی مهم است که امیرالمؤمنین در یک جمعی نام یک دعای ناشناخته را ببرد و هیچ‌کس برایش مهم نباشد که بپرسد چیست. ولی کمیل بعداً به خانه امام آمد و گفت: آقا، شما دعای خضر را فرمودید؛ ممکن است آن را به ما یاد بدهید؟ همین یک سؤال، بار بسیار بزرگی را به دوش کشید. این دعا، شب‌های عرفا را آباد کرده، سفره‌های معرفتی برای امثال امام خمینی، آیت‌الله بهجت و دیگران گسترانیده است.
کمیل کسی بود که این توان را داشت که بار اهل بیت را بر دوش بگیرد. اما چه ویژگی‌ای در او بود؟ تواضع. تواضع یعنی کسی خوبی‌هایش را حس نکند؛ خوبی‌ها برایش طلب‌کاری نیاورد؛ خوبی‌ها پشتوانه‌ای برای ادعا نشود. کسی که بعد از دریافت دعای کمیل، احساس نکند از کسی که آن را نگرفته بهتر است. در روایات حتی درباره مکان‌ها هم چنین عباراتی آمده است: خداوند به کوه‌ها فرمود: یکی از انبیای من می‌خواهد در میان شما مناجات کند. همه کوه‌ها گفتند: من، من. اما کوه طور گفت: من کجا و پای یک نبی کجا؟ خداوند فرمود: همین خوب است؛ چون بر خودش حساب باز نکرد. در مناجات و دعا، کسی بیشتر بار بر دوشش گذاشته می‌شود که احساس کند بیشتر از همه محتاج است و بعد از کمک هم احساس نکند کاری کرده است. در روایت داریم که اگر اوج نبود، هیچ مومنی گناه نمی‌کرد. یعنی اگر مومن به اوج غرور و خودبرتربینی نمی‌رسید، خدا او را در گناه رها نمی‌کرد. گناهی که کمی آدم را بتکاند، نازکش کند، بهتر از حسنه‌ای است که آدم را کلفت و دل‌چاق کند. گاهی آدم می‌گوید: بالاخره از ما گناهکارتر زیاد است؛ خدایا آن‌ها را ببخش، ما را هم اگر خواستی ببخش. این ادبیات، فوق‌العاده ننگین است در مقابل خدا. روایت می‌فرماید: همین اوج باعث می‌شود بنده گناه کند. اگر این یک دانه اوج نبود، خداوند مومن را به گناه مبتلا نمی‌کرد. یعنی قوت ترک گناه را به او می‌داد. فرمود: من به تو قوت ترک گناه می‌دهم، اما تو وقتی آن قدرت را یافتی، مردم را گاو و گوسفند می‌بینی و باز گناه می‌کنی. پس این نبود که اگر همه شما گناه می‌کنید، در معرض اوج بودید؛ وگرنه چرا باید گناه کنید؟ امثال کمیل کسانی بودند که امیرالمؤمنین به خانه‌اشان می‌رفت. حضرت می‌فرمود: سینه‌ام تنگ آمده، بیا با هم حرف بزنیم. اگر ما بودیم، اگر فقط یک بار امام زمان به خانه‌مان بیاید، دیگر خدا را بنده نیستیم! اما کمیل ظرفیت داشت. امیرالمؤمنین می‌رفت خانه‌اش و بعد کمیل از این موقعیت احساس برتری نمی‌کرد. انسان می‌تواند بهترین موقعیت‌ها را خراب کند، و می‌تواند از یک توپ مرده گل بسازد. بعضی‌ها با تشر امام درست می‌شوند، بعضی‌ها با خوابیدن در خانه امام خراب. کمیل این ظرفیت را داشت که بار بردارد و سفره معارف اهل بیت را بگسترد. امام خمینی عرفان را از دعای کمیل و مناجات شعبانیه می‌دانست. بارگذاشتن روی دوش یک نفر، کار تواضع است؛ کار کسی است که بعد از توفیق طلبکار نشود. امثال کمیل چنین باری را بردند که امامی به خانه‌اشان بیاید. چرا ما را به خیمه امام زمان راه نمی‌دهند؟ چون می‌دانند آنجا ممکن است ما را خراب کند. اگر بروی خیمه امام زمان و برگردی، ممکن است دیگر خدا را بنده نباشی؛ دل کشش، آن همه باد را ندارد، می‌ترکد. بعد می‌گویی: الهی العفو از روی تکبر. پس می‌بینید خیلی توفیقات را به ما نمی‌دهند. دعای کمیل در اصل برای نیمه شعبان است، اما در روایت است که اگر نتوانستی، در شب‌های جمعه بخوان؛ اگر نتوانستی، ماهی یک‌بار؛ اگر نتوانستی، سالی یک‌بار در شب نیمه شعبان. حال چرا جمعه؟ خود زمان اثر دارد. روزهای خدا با هم فرق می‌کنند. در قرآن هم درباره روزهای نحس و زمان سخن رفته است. خداوند به پیامبر می‌فرماید: این‌ها عجله دارند در نزول عذاب، اما هر روز ما هزار سال شماست. یعنی زمان نزد خدا متفاوت است. پس وقتی شب جمعه برای گدایی و دعا می‌نشینی، با شب چهارشنبه فرق دارد.
در روایت است که جمعه از جمع می‌آید. امام صادق علیه‌السلام فرمود: خداوند در روز جمعه خلائق را در میثاق جمع کرد و ولایت محمد و علی را بر آنها عرضه کرد و همگی اقرار کردند. پس این روز، روز جمع و اقرار به ولایت است. همچنین فرمود: روز جمعه، آقای روزهاست. در این روز حسنات چند برابر می‌شود. حتی صدقه را اگر می‌خواهی اثرش بیشتر شود، روز جمعه بده. البته انفاق واقعی که در قرآن توصیه شده، انفاقی است که فشار داشته باشد، نه این پول‌های اندک که ما می‌دهیم. خداوند در روز جمعه درجات را بالا می‌برد، دعاها را مستجاب می‌کند، کُربات و سختی‌ها را برطرف می‌نماید، اجل‌ها را تأخیر می‌اندازد، حاجت‌های بزرگ را برآورده می‌سازد، و بسیاری را از آتش نجات می‌دهد. کسی که روز جمعه را احترام کند و به عبادت بپردازد، حقی بر خدا پیدا می‌کند. در آداب روز جمعه است که وقت بگذاریم برای مطالعه دین. جامعه را تعطیل کرده‌اند تا مردم برسند به دین و معرفت، اما ما می‌رویم به گردش و تفریح صرف. امام صادق علیه‌السلام فرمود: شب جمعه، خداوند امام حسین را زیارت می‌کند. تعبیر عجیبی است: خدا زیارت می‌کند؟ بعد فرمود: کسی که امام حسین را شب جمعه زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرشش زیارت کرده باشد. همه انبیا شب جمعه به کربلا می‌آیند. حتی حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها می‌آید و می‌گوید: حسین من چه شد؟ نور دیده من چه شد؟

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 53:03

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن