منو
وحدت و اقتدار در وضعیت جنگی

وحدت و اقتدار در وضعیت جنگی

  • 1 تعداد قطعات
  • 62 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "وحدت و اقتدار در وضعیت جنگی"، سال 1405


یکی از مهمترین کاربردهای بصیرت، تشخیص این است که روش مبارزه با هر نوع بدی و هر دشمنی، در هر زمانی، باید متفاوت باشد. اگر کسی روش مبارزه خود را در برابر انواع انحرافات ثابت نگه دارد، قطعاً خطا کرده است؛ چون هر زمان و هر انحرافی، اقتضائات خاص خود را دارد. مثال زدم که امیرالمومنین علی علیه السلام با معاویه قاطع و بدون مماشات برخورد کرد و حتی یک روز هم به او مهلت نداد و در پاسخ به ابنعباس که توصیه به مدارا کرد، فرمود: «یه روز هم به او مهلت نمی دهم». ولی در مقابل خوارج، حدود یک سال مدارا کرد، نصیحت کرد و تا آخرین لحظه سعی کرد جنگ رخ ندهد. پس حضرت با این دو جریان، کاملاً متفاوت رفتار کرد؛ چون ماهیتشان فرق داشت. همچنین شیوه مبارزه رسول خدا صلی الله با مشرکین، کاملاً با روش برخورد با منافقین متفاوت بود. من تأکید کردم که اگر روش مبارزه را ثابت نگه داریم، مثل تکفیریها یا خوارج می شویم که با همه مخالفان یکسان برخورد می کردند. امروز نیز باید میان کسانی که دچار اشتباه می شوند و کسانی که دچار انحراف عقیدتی و سیاسی هستند، تفاوت قائل شد. مثلاً دولت قبل یک جریان فکری داشت که مذاکره را به عنوان ایدئولوژی دنبال می کرد و غرب زدگی را تئوریزه کرده بود، اما الان آقای پزشکیان را هرچند دچار اشتباه و برداشت غلط از قدرت خودی و دشمن بدانیم، نمی توانیم او را مثل دولت قبل تلقی کنیم. این دو تفکر یکی نیست. گفتم که هرچه نظام قوی تر می شود، نفاق هم پیچیده تر و پنهان تر می شود و روش مبارزه با آن باید عوض شود. الان با نفاق آشکار و کفر آشکار رو به رو نیستیم؛ بلکه با کسانی مواجه هستیم که اشتباه می کنند، نه اینکه انحراف تئوریک داشته باشند. بعضی ها ساده اندیشی دارند، بعضی ضعف در تشخیص دارند، و این ها با آن هایی که عمداً خیانت می کردند، فرق دارند. صریحاً گفتم که مبنا و اصل، مخالف مذاکره با غرب هستم و معتقدم مذاکره عایدی برای کشور ندارد و دشمن کوتاه نخواهد آمد. اما در برخی مواقع، به عنوان تاکتیک و برای اتمام حجت، یا برای فرصت دادن به نظامی ها جهت تکمیل توان دفاعی، ممکن است مذاکره مفید باشد؛ همانطور که رسول خدا صلی‌الله نیز گاهی چنین تاکتیکی به کار می بردند. من بین مذاکره به عنوان اصل و مذاکره به عنوان تاکتیک تفاوت قائل هستم.
انتقاد کردم که برخی پاسخ ها، مثل پاسخ رئیس جمهور به تهدیدهای ترامپ، بسیار ضعیف بود و این ضعف را مردم می خورند. گفتم که باید مثل سردار سلیمانی محکم بایستیم و بگوییم که امکانات دشمن را در منطقه نابود خواهیم کرد، نه اینکه دنبال «کاپ اخلاق» باشیم. تفاوت است بین کسی که در مذاکره عملاً اشتباه می کند و کسی که ذاتاً انحراف دارد.
تأکید کردم که الان کشور در شرایط صددرصد جنگی است، به خصوص با اظهارات ترامپ و افزایش آمادگی نظامی دشمن. در چنین شرایطی، حتی اختلافات به حق را نباید موجب تشتت اجتماعی کرد. رهبری نیز تلویحاً مذاکره را در این شرایط خاص تأیید می کنند؛ چون هدف، بازی دادن دشمن و خرید زمان است. من هم معتقدم که باید نگرانی ها را بیان کرد، اما نه به شکل تخریب و اتهام زنی که باعث شقاق شود.
من گفتم که نباید سیاه نمایی کرد. مثلاً اگر کسی بگوید «اگر سردار سلیمانی بود الان اینطور نبود»، این حرف درست است اما به این معنا نیست که بعد از شهادت سردار، ما سقوط کرده ایم. الان اقتدار رهبری بیش از قبل است و ما در مرحله ای هستیم که منافقین خودشان را رسوا کرده اند. نباید حسرت گذشته را به قیمت نادیده گرفتن پیشرفت های کنونی خورد. من از مردم خواستم که نگرانی های خود را به حق مطرح کنند و فریاد بزنند؛ چون این مطالبه گری، پشتوانه نظام است. اما نسبت به تخریب و توهین هشدار دادم و گفتم که مثلاً اگر کسی در پلاکاردش توهین می کند، روشش اشتباه است. من معتقدم که باید انتقاد کرد، ولی نه به گونه ای که فرد مقابل را از دایره انقلاب خارج کنیم. گفتم که بسیاری از مشکلات و ناکارآمدی ها، تقصیر دولت نیست؛ بلکه به مدیران میانی برمی گردد. من عمداً انتقاد را متوجه مدیران میانی کردم تا به دولت روحیه بدهم، نه اینکه دولت را تخریب کنم. معتقدم که باید مسئولان را تقویت کرد، نه اینکه به آنها برچسب نفاق زد. انتقاد کردم که مسئولان در گفت و گو با مردم ضعف دارند و این ضعف، مردم را آزرده می کند. به آقای قالیباف گفتم که چرا سخنگوی وزارت خارجه را به عنوان سخنگوی تیم مذاکره کننده انتخاب کردید؛ چون ادبیات دیپلماتیک با ادبیات میدان جنگ تفاوت دارد. تأکید کردم که مردم احساس بی احترامی می کنند و این باید جبران شود.من صریحاً گفتم که مبارزه با نفاق، سخت تر و همراه با خون جگر است، اما مبارزه با کفر راحت تر است. اگر کسی مؤمن و ضعیف است، نباید او را منافق خطاب کرد، بلکه باید با مدارا و نصیحت، اشتباهش را گوشزد کرد. اما اگر کسی انحراف دارد، روشش فرق می کند. در کنار وحدت جامعه، باید مراقب اقتدار رهبری باشیم. انتقاد از دیگران نباید به گونه ای باشد که انگار اقتدار رهبری از بین رفته است؛ چون این گونه نیست و رهبری مقتدرانه برخورد می کند. ضمن اینکه این به معنای سکوت در برابر خطاها نیست.من بر لزوم پیگیری جدی انتقام خون شهید سلیمانی و شهید رئیسی تأکید کردم و گفتم که این موضوع قابل معامله نیست. انتقاد کردم که چرا برخی مسئولان در ادبیات خود، این اصل را محکم نمی دانند. نباید همه مشکلات را به پای جنگ نوشت؛ بخش زیادی از مشکلات، ناشی از مدیریت ضعیف است و در شرایط جنگ، وظیفه مدیران برای حل مشکلات بیشتر می شود. مردمی که پای کارند، حق دارند از مدیران ناکارآمد انتقام بگیرند و اجازه ندهند که با بهانه جنگ، کوتاهی های گذشته توجیه شود. ما در قوی ترین شرایط ممکن هستیم و این بیداری مردم، اثر خود را خواهد گذاشت. به مردم اطمینان دادم که خداوند نصرت خود را به واسطه همین ایستادگی و عزتمندی خواهد فرستاد و مدیران سست عنصر، خود به خود حذف خواهند شد، چرا که «کما تکونون یُولَّی علیکم». مردم نباید دچار یأس شوند و باید بدانند که فریادهایشان شنیده می شود و در محضر خداوند بی پاسخ نخواهد ماند. روش مبارزه باید متناسب با شدت اشتباه و انحراف، زمان و موقعیت باشد. نباید همه را با یک چوب راند. باید اهل انصاف بود و افراد را به یک چشم ندید. تخریب بی جا، کار مبارزه را خراب می کند. ما باید هم مطالبه گر باشیم، هم روحیه امید داشته باشیم و هم اقتدار رهبری و وحدت جامعه را حفظ کنیم.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن