سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "تحلیل مذاکرات و نقش رهبری"، سال 1405
ممکن است این مذاکرات خیلی خوب پیش برود، ممکن است متوسط پیش برود. اما مطمئن باشید که ضعیف پیش نخواهد رفت. علتش هم این است که سلیقه های مختلفی وجود دارد، اما آن وقتی که من از نزدیک مطلع هستم و دنبال کردم، حضرت آقا نظارت سخت دارند و تذکرات سخت میدهند. من تقریباً یک مقدارش را دنبال کردم، اخبارش را به شدت کنترل می کنند. بنابراین اینکه ما خیال کنیم یک چیز خیلی بدی میشود، من گمان ندارم. خیلی بد ممکن است عالی نباشد، ممکن است آنجوری که باید و لایق این مردمِ بَعثت شده نیست، اما آن چیزی که ما خیال کنیم خیلی ضعیف است و خیلی نگران بشویم، جای نگرانی نیست. واقعاً یعنی میخواهم بگویم موج این انقلاب اسلامی بزرگتر از این است که آقا فرمودند بروید مذاکره کنید. حالا اینها ده سال مذاکره کردند. آمریکا میخواست ما را با مهار دیپلماتیک زمین بزند. در دنیا هم گفت ایران تسلیم شده، انرژی هسته ای را داده. در حالی که در سندهای مخفی خودشان، در همین سند امنیت ملی 24-ش میگوید: «روسیه و چین رقیب نظام هستند، ایران تنها رقیب نظم ماست». یعنی اینها در موازنه نظم کنونی با ما رقابت میکنند. ایران کل این نظم را میخواهد تغییر بدهد. در ظاهر میگفت ایران و روسیه، روسیه و چین رقیب ما هستند. ایران و کره شمالی دو تا یاغی هستند. ما را میگذاشت کنار کره شمالی. خودشان اصلاً کره شمالی قابل ذکر نیست. میگوید انرژی هسته ای. خب پاکستان هم دارد، افغانستان بهش حمله میکند. اینها که قدرت ساز نیست. خیلی که عنایت می کنید، منظورم این است: قدرت ما یک جای دیگر است. موازنه قدرت به نفع ماست. موج باطنی عالم، این بعثت، در حال حرکت است. چهل و هفت سال هم هست. اینها میخواهند بزنندش زمین. هر سال هم میگویند امسال دیگر تمام میشود. درسته؟ خدا هم مثل اینکه میخواهد این را حفظ کند، کاملاً پیداست.
لذا گمانم این است که ما هم دچار تقلیل گرایی نشویم، خیال کنیم که واقعاً اگر اینها بروند و یک چیزی… همه چیز اینطوری نیست. به این راحتی همه چیز از دست نمیرود. آخرش این را ما یک جنگ دیگر خواهیم داشت. ممکن است یه غفلتهایی بشود؛ اگر دقت نکنیم، اگر مراقبه نکنیم، اگر میدان خالی بشود و بتوانند میدان را تضعیف کنند، یک اتفاقاتی بیفتد که خب مطلوب نباشد. یک جاهاییاش ولی: اولاً ایشان نظارت سخت دارند، دقیق دارند. البته ما هم وظیفه داریم حمایت کنیم که آقا حرفشان نافذ بشود، چون بعضی نمیخواهند حرف آقا نافذ بشود. کما اینکه قاعده شهید شدن بود، میخواستند نافذ بشود. مگر ایشان قائل به مذاکره بود؟ ده سال قبل، گفت: «بروید دیگر». بعد هم یک خط قرمزهایی گفت. مگر رعایت کردند؟ الان هم ممکن است یک همچین اتفاقی... نه به آن شکل، چون اوضاع تغییر کرده، فرق میکند و بالاخره ممکن است اتفاق بیفتد دیگر. اما مگر آن اتفاقی که افتاد، انقلاب اسلامی از دست رفت؟ درگیری سختتر شد، وارد مرحله جدید شدیم. بنابراین من خیلی نگران این نیستم که حالا یک اتفاق خیلی فاجعه آمیزی بیفتد. نه، ما باید تو میدان باشیم، میدان را تقویت کنیم، با قوت هم بایستیم. خیالمون هم راحت باشد که این حرکت انشاءالله به عنایت خدای متعال، به دعای خیر امام زمان و یاری ایشان، در حال حرکت است و آیتالله خامنه ای هم نظارت جدی دارند بر این مذاکرات.
گرچه عرض کردم بالاخره ممکن است ایشان هم در موازنه، یک جاهایی رعایت نیروهای خودشان را بکنند. خب بالاخره نیروها همینها هستند. ما هم باید مراقبه کنیم. یعنی اگر میدان ضعیف بشود، ممکن است اتفاقاتی بیفتد که خیلی مطلوب نباشد. لذا حتماً میدان باید تقویت بشود، حفظ بشود و این به عهده شما سروران عزیز است که میدان را حفظ کنید. اما قدرت اینجوری است. این خطای محاسباتی هم همین است که ما یا آرمانهای این امت، این حرکت، این بعثت را تقلیل بدهیم و در حد مثلاً نیازهای اقتصادی روزمره مردم خلاصه اش کنیم، بگوییم: «آقا، مردم نان میخواهند، آب میخواهند». بله، حتماً مردم نان و آب میخواهند، اما نان و آب را در ذیل عزت ملیشان و پیروزی اسلام و قدرت خودشان میخواهند. به ذهنم میآید در عید که مردم ایران، این ملت شهید و شریف، جایگاه خاصی در حوادث آخرالزمان دارند. شما از علما هستید، از من بهتر میدانید روایاتی که در باب نقش مردم ایران در آخرالزمان هست. اصلاً اسلام اهل بیت از اینجا آمده و اینجا منطقه ظهور اسلام ناب هست.
ولی درعین حال، آرمان این ملت را اگر در حد مثلاً ناسیونالیسم یا ایرانگرایی خلاصه کنی، باز زمین نگاه تقلیل گرایانه است. این ایران پرچمدار تمدن اسلامی است. نه میشود پرچم را دست دیگری داد (هیچ کشور دیگر، هیچ ملت دیگری این پرچم را بر دوششان بلند نمیشود) و نه میشود گفت این پرچم، پرچم ایرانگراییست. ایرانشهر نیست. پرچم اسلام است. همان چیزی که غربیها گفتند: «تمدن اسلامی به پرچمداری ایران». یکی از تقلیلها این است که بگوییم اینها دنبال ایرانشهر هستند. نه، از آن ور افراط کنیم که هر وقت اسم ایران می آید بگوییم نباید ایران گفته شود. دیدید که قائد شهیدمان تأکید میکردند «پیشرفت ایرانی-اسلامی»، «ایران اسلامی». الان هم رهبر میفرمایند «ایران اسلامی». نه اینکه آرمان ملت ایران را خلاصه کنیم در ایرانشهر که بعضی از غربگراها میگفتند و کتاب نوشتند و شاگرد تربیت کردند. این از آن آرمان بزرگتر است. ما نگران این نباید باشیم، ولی تقلیل هم نباید پیدا کنیم. این بعثت انشاءالله استمرار پیدا میکند. سرمایه اجتماعی ما... سردار دیشب یک جایی بودیم، آمار میداد، میفرمود: «سی درصد افزایش». یعنی چی؟ خیلی مهم است. یعنی ما الان هفتاد درصد سرمایه اجتماعی داریم که طرفدار پرچم هستند، زیر این پرچم ایستادند. میشود دیگر؟ اتفاق عظیمی است. ممکن است یک عدهای تقلیلگرایانه برخورد کنند، ما را در موازنه قدرت نبینند، ما را ابرقدرت ندانند، فقط آن ور را ابرقدرت بدانند. آرمان ما را کوچک کنند به مسائل اقتصادی و نیازهای روزمره، بگویند ما باید اینها را حل کنیم. بله، یک عدهای مسئولیتشان همین است. دولتها معمولاً مسئول امور جاریاند، ولی نباید رهبری را که پرچم اسلام دستش است و آن آرمانهای بلند را دنبال میکند، مجبور کنند به همافقیه با خودشان. آنها باید همافق بشوند.
واقعاً اگر حضرت قائد شهید ما این پرچم را نمیگرفت و این افقها را حفظ نمیکرد، ممکن بود دولتها این افق را گم بکنند. بعضیهایشان صریحاً میگفتند: «انقلاب چند سال، دو سال، ده سال تمام شد دیگر». یا میگفتند: «این انقلاب در مقابل رنسانس است، مأموریت جهانی دارد. مرحله اولش انقلاب است، مردماش نظام است، بعد دولت اسلامی، بعد جامعه اسلامی، بعد تمدن اسلامی، مقدمه ظهور». ایشان این پرچم را سفت نگه داشتند و نگذاشتند راهنمای این کشتی به سمت دیگر برود. الان هم یک مسئولیتی ایشان دارند، یک مسئولیتی هم دولتها دارند. دولتها بیشتر مجبورند امور روزمره مردم را حل کنند، ولی نباید آن کسی که پرچم دستش است وادار کنند که مثل آنها خرج امور جاری بشود. آنجایی که خطر است همین است. والا آنها مسئول امور جاری هستند، باید برایش فکر کنند، حل کنند و نباید ملت را محدود کنند. همین که امام بزرگوار فرمودند: «دولتها مکلفند مشکلات مردم را حل کنند، اما اگر آنها را از ظهور غافل کردید، خیانت است». این پرچم را بر دوش اینها گذاشتند، دارند به سمت قله های ظهور میروند. بکشیمشان پایین؟ بگوییم: «بیا نان و آبتان را بدهم»؟ نمیشود. من هم بعید میدانم مسئولین ما دنبال چنین خیانتی باشند. اگر باشند، به تعبیر خطای در محاسبه است. خطا غیر از خیانت است. خطایی در محاسبه است. آرمان را کوچک میکنند، موازنه قدرت را غلط میبینند، برنامه را کوچک و قدمها را کوچک برمیدارند. ولی بر فرض که دولت ها قدمها را هم کوچک بردارند، این موجب نمیشود که این ملت پشت سر این دولتها بایستند. ملت پشت سر رهبرشان دارند حرکت میکنند، دولتها جا میمانند. کما اینکه دولتهای قبلی جا ماندند.
ما باید نگاهمان نگاه خوشبینانه باشد، مثبت باشد. درعینحال، مراقب صحنه باشیم، میدان را حفظ کنیم، تقویت کنیم، به دقت مواظب باشیم آن اصولی که رهبر عزیزمون مقرر میکنند، آقایان رعایت بکنند. آخر کار هم بالاخره امضای ایشان باید پای کار بیاید. ولی جای نگرانی نیست. خودمان هم دچار تقلیلگرایی نشویم که خیال کنیم الان دیگر همه چیز… نه، خیلی مسئله بزرگتر از این است که با یک قرارداد اینجوری همه چیز… ممکن است کار به تأخیر بیفتد، هزینه برای ما درست کند؛ اینها هست، ولی انشاءالله این حرکت ادامه خواهد داشت. این سرمایه اجتماعی که افزوده شده، یک تکلیفی را بر دوش ما و شما عزیزان میآورد. بالاخره یک عدهای آمدند و از دودلی بیرون آمدند، زیر پرچم اسلام و انقلاب اسلامی ایستادند. خون قائد شهید ما این اثر بزرگ را داشته؛ این تحول را در یک قشر عظیمی که تحت جنگ شناختی دشمن و رسانه های گسترده دشمن واقع شده بودند، گذاشته. ما با اینها چه باید بکنیم؟ بچه باشیم؟ این سؤال من است. آمد محضر امام کاظم (ع) عرض کرد: «آقا، بعضی از شیعیان شما گناه نمیکنند؟ ما بگوییم این شیعه شما نیستند، ازشان تبری بجوییم؟» فرمود: «نه، از عملشان تبری بجویید، از خودشان نه. خودشان طیب و روح هستند». بالاخره چه باید کرد؟ از آن طرف واقعاً یک حکم اسلامی است. یک موقعی واقعاً حرام سیاسی هم بود. الان اینهایی که فرض کنیم میآیند کنار ما میایستند، دیگر این رفتارشان حرام سیاسی نیست (یعنی بر علیه نظام ما حساب نمیشود)، ولی بالاخره از یک طرفی حرام شرعی است (بعضی از رفتارهایشان). از آن طرف هم آمدند پای پرچم ایستادند، آن واجب اصلی را دارند انجام میدهند، به بهترین وجه حمایت میکنند، در صحنه های سخت، پای سختیهای این فضای اقتصادی، حملات نظامی و امثال اینها می ایستند.
ما یک وظیفه ای داریم دیگر. من سؤال میکنم از چه کسی؟ وظیفه چیست؟ چه باید بکنیم؟ دیدید خدای متعال به پیغمبر (ص) فرمود: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»؛ فوج فوج دارند می آیند، در دین داخل میشوند. اینها داخل دین شدند، اما نقص دارند. چگونه باید نقص اینها پر بشود؟ «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ». حضرت باید استغفار کنند تا کار اینها درست بشود. ما باید یک باری... استغفار که فقط لفظ نیست، «اسْتَغْفِرْ» اسم واقعاً... ستّهای معانی دارد. خود آدم بخواهد استغفار کند، همینطور است. حضرت هم بخواهند برای ما استغفار کنند، همین است. فقط قول نیست، عمل است. عاشورا، استغفار حضرت برای امت، ما را تطهیر کند، «لِیُطَهِّرَکُمْ مِنَ الْجَهَالَه»؛ تطهیر دیگر. ما الان یک مسئولیتی بر دوش داریم. هرچقدر اینها می آیند، بار ما سنگینتر میشود. بار شما بزرگان و اساتید سنگین میشود. شما باید این بار را به دوش بکشید، باید دعا کنید، استغفار کنید، زحمت بکشید، تلاش کنید تا اینها اصلاح بشوند. این مسئولیتی است که بر دوش ماست. لذا در میدان، ما الان مکلفیم این سرمایه اجتماعی را مراقبت کنیم که کاهش پیدا نکند، بلکه افزایش پیدا بکند. یک پایهاش هم این است: نگران و مضطرب نباشید، پمپاژ اضطراب نکنیم، ولی مراقبه کنیم، ها؟ کاملاً ما اینجا ایستادهایم.ما دنبال دولتها نیستیم. از دولتها حمایت میکنیم، ولی پشت سر رهبرمان هستیم. آرمانمان را با آنها تنظیم نمیکنیم، با رهبرمان افقها را شکل میدهیم. والا تو دولتها مانده بودیم دیگر. همان دوره سازندگی و بعدش «جامعه مدنی» و اینها گیر کرده بودیم. درسته؟ جلوتر نمیآمدیم، در اعتدال میماندیم، انقلاب اسلامی از دست میرفت. ما دنبال رهبر شهیدمان بودیم، دنبال امام بزرگوار، رهبر شهیدمان. الان هم دنبال رهبرمان هستیم. افقها را به ایشان تنظیم میکنیم. اما درعینحال مراقبت هم میکنیم که از دولتها حمایت میکنیم، مراقب هم هستیم که آقا آن مسیری را که طراحی میکنند حتی المقدور رعایت بشود. این مراقبت، فضا را کنترل میکند. یکی از تفاوتهای فضای مذاکراتی الان این است که تیم مذاکره کننده متفاوت است، یکیش هم این است که میدان (آن چیزی که اکنون وجود دارد) آن موقع نبود. این میدان میتواند اثر بگذارد. همانطور که رهبر معظم فرمودند بر فضای مذاکرات و فضای جنگ، حتی در دورهای که دوره سکوت است. بنابراین ما باید این صحنه را حفظ کنیم، مراقبت کنیم، مواظب باشیم و نگرانی و استرس به مردم منتقل نکنیم. انسجام مردم را حفظ کنیم تا این سرمایه اجتماعی افزایش پیدا کند. نگذاریم دوباره صفبندیهای قدیم به هم بخورد. آن صفبندی و غربگراها در ایران ایجاد کردند، آدمهایش هم معلوم است، دولتهایش هم معلوم است. ریلگذاری سیاسی کردند برای رقابتها، چپ و راست، یک موقعی اصولگرا و اصلاحطلب. الان اینها تمام شده دیگر. جریان «طرفدار انقلاب اسلامی و آرمانهای انقلاب» و «مخالفینش» الان این است دیگر. جریان طرفداران هم... عرض کردم: سرمایه اجتماعی ما افزایش پیدا کرده. انشاءالله از این به بعد صف بندیها همینطور باشد.
ممکن است این مذاکرات خیلی خوب پیش برود، ممکن است متوسط پیش برود. اما مطمئن باشید که ضعیف پیش نخواهد رفت. علتش هم این است که سلیقه های مختلفی وجود دارد، اما آن وقتی که من از نزدیک مطلع هستم و دنبال کردم، حضرت آقا نظارت سخت دارند و تذکرات سخت میدهند. من تقریباً یک مقدارش را دنبال کردم، اخبارش را به شدت کنترل می کنند. بنابراین اینکه ما خیال کنیم یک چیز خیلی بدی میشود، من گمان ندارم. خیلی بد ممکن است عالی نباشد، ممکن است آنجوری که باید و لایق این مردمِ بَعثت شده نیست، اما آن چیزی که ما خیال کنیم خیلی ضعیف است و خیلی نگران بشویم، جای نگرانی نیست. واقعاً یعنی میخواهم بگویم موج این انقلاب اسلامی بزرگتر از این است که آقا فرمودند بروید مذاکره کنید. حالا اینها ده سال مذاکره کردند. آمریکا میخواست ما را با مهار دیپلماتیک زمین بزند. در دنیا هم گفت ایران تسلیم شده، انرژی هسته ای را داده. در حالی که در سندهای مخفی خودشان، در همین سند امنیت ملی 24-ش میگوید: «روسیه و چین رقیب نظام هستند، ایران تنها رقیب نظم ماست». یعنی اینها در موازنه نظم کنونی با ما رقابت میکنند. ایران کل این نظم را میخواهد تغییر بدهد. در ظاهر میگفت ایران و روسیه، روسیه و چین رقیب ما هستند. ایران و کره شمالی دو تا یاغی هستند. ما را میگذاشت کنار کره شمالی. خودشان اصلاً کره شمالی قابل ذکر نیست. میگوید انرژی هسته ای. خب پاکستان هم دارد، افغانستان بهش حمله میکند. اینها که قدرت ساز نیست. خیلی که عنایت می کنید، منظورم این است: قدرت ما یک جای دیگر است. موازنه قدرت به نفع ماست. موج باطنی عالم، این بعثت، در حال حرکت است. چهل و هفت سال هم هست. اینها میخواهند بزنندش زمین. هر سال هم میگویند امسال دیگر تمام میشود. درسته؟ خدا هم مثل اینکه میخواهد این را حفظ کند، کاملاً پیداست.
لذا گمانم این است که ما هم دچار تقلیل گرایی نشویم، خیال کنیم که واقعاً اگر اینها بروند و یک چیزی… همه چیز اینطوری نیست. به این راحتی همه چیز از دست نمیرود. آخرش این را ما یک جنگ دیگر خواهیم داشت. ممکن است یه غفلتهایی بشود؛ اگر دقت نکنیم، اگر مراقبه نکنیم، اگر میدان خالی بشود و بتوانند میدان را تضعیف کنند، یک اتفاقاتی بیفتد که خب مطلوب نباشد. یک جاهاییاش ولی: اولاً ایشان نظارت سخت دارند، دقیق دارند. البته ما هم وظیفه داریم حمایت کنیم که آقا حرفشان نافذ بشود، چون بعضی نمیخواهند حرف آقا نافذ بشود. کما اینکه قاعده شهید شدن بود، میخواستند نافذ بشود. مگر ایشان قائل به مذاکره بود؟ ده سال قبل، گفت: «بروید دیگر». بعد هم یک خط قرمزهایی گفت. مگر رعایت کردند؟ الان هم ممکن است یک همچین اتفاقی... نه به آن شکل، چون اوضاع تغییر کرده، فرق میکند و بالاخره ممکن است اتفاق بیفتد دیگر. اما مگر آن اتفاقی که افتاد، انقلاب اسلامی از دست رفت؟ درگیری سختتر شد، وارد مرحله جدید شدیم. بنابراین من خیلی نگران این نیستم که حالا یک اتفاق خیلی فاجعه آمیزی بیفتد. نه، ما باید تو میدان باشیم، میدان را تقویت کنیم، با قوت هم بایستیم. خیالمون هم راحت باشد که این حرکت انشاءالله به عنایت خدای متعال، به دعای خیر امام زمان و یاری ایشان، در حال حرکت است و آیتالله خامنه ای هم نظارت جدی دارند بر این مذاکرات.
گرچه عرض کردم بالاخره ممکن است ایشان هم در موازنه، یک جاهایی رعایت نیروهای خودشان را بکنند. خب بالاخره نیروها همینها هستند. ما هم باید مراقبه کنیم. یعنی اگر میدان ضعیف بشود، ممکن است اتفاقاتی بیفتد که خیلی مطلوب نباشد. لذا حتماً میدان باید تقویت بشود، حفظ بشود و این به عهده شما سروران عزیز است که میدان را حفظ کنید. اما قدرت اینجوری است. این خطای محاسباتی هم همین است که ما یا آرمانهای این امت، این حرکت، این بعثت را تقلیل بدهیم و در حد مثلاً نیازهای اقتصادی روزمره مردم خلاصه اش کنیم، بگوییم: «آقا، مردم نان میخواهند، آب میخواهند». بله، حتماً مردم نان و آب میخواهند، اما نان و آب را در ذیل عزت ملیشان و پیروزی اسلام و قدرت خودشان میخواهند. به ذهنم میآید در عید که مردم ایران، این ملت شهید و شریف، جایگاه خاصی در حوادث آخرالزمان دارند. شما از علما هستید، از من بهتر میدانید روایاتی که در باب نقش مردم ایران در آخرالزمان هست. اصلاً اسلام اهل بیت از اینجا آمده و اینجا منطقه ظهور اسلام ناب هست.
ولی درعین حال، آرمان این ملت را اگر در حد مثلاً ناسیونالیسم یا ایرانگرایی خلاصه کنی، باز زمین نگاه تقلیل گرایانه است. این ایران پرچمدار تمدن اسلامی است. نه میشود پرچم را دست دیگری داد (هیچ کشور دیگر، هیچ ملت دیگری این پرچم را بر دوششان بلند نمیشود) و نه میشود گفت این پرچم، پرچم ایرانگراییست. ایرانشهر نیست. پرچم اسلام است. همان چیزی که غربیها گفتند: «تمدن اسلامی به پرچمداری ایران». یکی از تقلیلها این است که بگوییم اینها دنبال ایرانشهر هستند. نه، از آن ور افراط کنیم که هر وقت اسم ایران می آید بگوییم نباید ایران گفته شود. دیدید که قائد شهیدمان تأکید میکردند «پیشرفت ایرانی-اسلامی»، «ایران اسلامی». الان هم رهبر میفرمایند «ایران اسلامی». نه اینکه آرمان ملت ایران را خلاصه کنیم در ایرانشهر که بعضی از غربگراها میگفتند و کتاب نوشتند و شاگرد تربیت کردند. این از آن آرمان بزرگتر است. ما نگران این نباید باشیم، ولی تقلیل هم نباید پیدا کنیم. این بعثت انشاءالله استمرار پیدا میکند. سرمایه اجتماعی ما... سردار دیشب یک جایی بودیم، آمار میداد، میفرمود: «سی درصد افزایش». یعنی چی؟ خیلی مهم است. یعنی ما الان هفتاد درصد سرمایه اجتماعی داریم که طرفدار پرچم هستند، زیر این پرچم ایستادند. میشود دیگر؟ اتفاق عظیمی است. ممکن است یک عدهای تقلیلگرایانه برخورد کنند، ما را در موازنه قدرت نبینند، ما را ابرقدرت ندانند، فقط آن ور را ابرقدرت بدانند. آرمان ما را کوچک کنند به مسائل اقتصادی و نیازهای روزمره، بگویند ما باید اینها را حل کنیم. بله، یک عدهای مسئولیتشان همین است. دولتها معمولاً مسئول امور جاریاند، ولی نباید رهبری را که پرچم اسلام دستش است و آن آرمانهای بلند را دنبال میکند، مجبور کنند به همافقیه با خودشان. آنها باید همافق بشوند.
واقعاً اگر حضرت قائد شهید ما این پرچم را نمیگرفت و این افقها را حفظ نمیکرد، ممکن بود دولتها این افق را گم بکنند. بعضیهایشان صریحاً میگفتند: «انقلاب چند سال، دو سال، ده سال تمام شد دیگر». یا میگفتند: «این انقلاب در مقابل رنسانس است، مأموریت جهانی دارد. مرحله اولش انقلاب است، مردماش نظام است، بعد دولت اسلامی، بعد جامعه اسلامی، بعد تمدن اسلامی، مقدمه ظهور». ایشان این پرچم را سفت نگه داشتند و نگذاشتند راهنمای این کشتی به سمت دیگر برود. الان هم یک مسئولیتی ایشان دارند، یک مسئولیتی هم دولتها دارند. دولتها بیشتر مجبورند امور روزمره مردم را حل کنند، ولی نباید آن کسی که پرچم دستش است وادار کنند که مثل آنها خرج امور جاری بشود. آنجایی که خطر است همین است. والا آنها مسئول امور جاری هستند، باید برایش فکر کنند، حل کنند و نباید ملت را محدود کنند. همین که امام بزرگوار فرمودند: «دولتها مکلفند مشکلات مردم را حل کنند، اما اگر آنها را از ظهور غافل کردید، خیانت است». این پرچم را بر دوش اینها گذاشتند، دارند به سمت قله های ظهور میروند. بکشیمشان پایین؟ بگوییم: «بیا نان و آبتان را بدهم»؟ نمیشود. من هم بعید میدانم مسئولین ما دنبال چنین خیانتی باشند. اگر باشند، به تعبیر خطای در محاسبه است. خطا غیر از خیانت است. خطایی در محاسبه است. آرمان را کوچک میکنند، موازنه قدرت را غلط میبینند، برنامه را کوچک و قدمها را کوچک برمیدارند. ولی بر فرض که دولت ها قدمها را هم کوچک بردارند، این موجب نمیشود که این ملت پشت سر این دولتها بایستند. ملت پشت سر رهبرشان دارند حرکت میکنند، دولتها جا میمانند. کما اینکه دولتهای قبلی جا ماندند.
ما باید نگاهمان نگاه خوشبینانه باشد، مثبت باشد. درعینحال، مراقب صحنه باشیم، میدان را حفظ کنیم، تقویت کنیم، به دقت مواظب باشیم آن اصولی که رهبر عزیزمون مقرر میکنند، آقایان رعایت بکنند. آخر کار هم بالاخره امضای ایشان باید پای کار بیاید. ولی جای نگرانی نیست. خودمان هم دچار تقلیلگرایی نشویم که خیال کنیم الان دیگر همه چیز… نه، خیلی مسئله بزرگتر از این است که با یک قرارداد اینجوری همه چیز… ممکن است کار به تأخیر بیفتد، هزینه برای ما درست کند؛ اینها هست، ولی انشاءالله این حرکت ادامه خواهد داشت. این سرمایه اجتماعی که افزوده شده، یک تکلیفی را بر دوش ما و شما عزیزان میآورد. بالاخره یک عدهای آمدند و از دودلی بیرون آمدند، زیر پرچم اسلام و انقلاب اسلامی ایستادند. خون قائد شهید ما این اثر بزرگ را داشته؛ این تحول را در یک قشر عظیمی که تحت جنگ شناختی دشمن و رسانه های گسترده دشمن واقع شده بودند، گذاشته. ما با اینها چه باید بکنیم؟ بچه باشیم؟ این سؤال من است. آمد محضر امام کاظم (ع) عرض کرد: «آقا، بعضی از شیعیان شما گناه نمیکنند؟ ما بگوییم این شیعه شما نیستند، ازشان تبری بجوییم؟» فرمود: «نه، از عملشان تبری بجویید، از خودشان نه. خودشان طیب و روح هستند». بالاخره چه باید کرد؟ از آن طرف واقعاً یک حکم اسلامی است. یک موقعی واقعاً حرام سیاسی هم بود. الان اینهایی که فرض کنیم میآیند کنار ما میایستند، دیگر این رفتارشان حرام سیاسی نیست (یعنی بر علیه نظام ما حساب نمیشود)، ولی بالاخره از یک طرفی حرام شرعی است (بعضی از رفتارهایشان). از آن طرف هم آمدند پای پرچم ایستادند، آن واجب اصلی را دارند انجام میدهند، به بهترین وجه حمایت میکنند، در صحنه های سخت، پای سختیهای این فضای اقتصادی، حملات نظامی و امثال اینها می ایستند.
ما یک وظیفه ای داریم دیگر. من سؤال میکنم از چه کسی؟ وظیفه چیست؟ چه باید بکنیم؟ دیدید خدای متعال به پیغمبر (ص) فرمود: «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ * وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا»؛ فوج فوج دارند می آیند، در دین داخل میشوند. اینها داخل دین شدند، اما نقص دارند. چگونه باید نقص اینها پر بشود؟ «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ». حضرت باید استغفار کنند تا کار اینها درست بشود. ما باید یک باری... استغفار که فقط لفظ نیست، «اسْتَغْفِرْ» اسم واقعاً... ستّهای معانی دارد. خود آدم بخواهد استغفار کند، همینطور است. حضرت هم بخواهند برای ما استغفار کنند، همین است. فقط قول نیست، عمل است. عاشورا، استغفار حضرت برای امت، ما را تطهیر کند، «لِیُطَهِّرَکُمْ مِنَ الْجَهَالَه»؛ تطهیر دیگر. ما الان یک مسئولیتی بر دوش داریم. هرچقدر اینها می آیند، بار ما سنگینتر میشود. بار شما بزرگان و اساتید سنگین میشود. شما باید این بار را به دوش بکشید، باید دعا کنید، استغفار کنید، زحمت بکشید، تلاش کنید تا اینها اصلاح بشوند. این مسئولیتی است که بر دوش ماست. لذا در میدان، ما الان مکلفیم این سرمایه اجتماعی را مراقبت کنیم که کاهش پیدا نکند، بلکه افزایش پیدا بکند. یک پایهاش هم این است: نگران و مضطرب نباشید، پمپاژ اضطراب نکنیم، ولی مراقبه کنیم، ها؟ کاملاً ما اینجا ایستادهایم.ما دنبال دولتها نیستیم. از دولتها حمایت میکنیم، ولی پشت سر رهبرمان هستیم. آرمانمان را با آنها تنظیم نمیکنیم، با رهبرمان افقها را شکل میدهیم. والا تو دولتها مانده بودیم دیگر. همان دوره سازندگی و بعدش «جامعه مدنی» و اینها گیر کرده بودیم. درسته؟ جلوتر نمیآمدیم، در اعتدال میماندیم، انقلاب اسلامی از دست میرفت. ما دنبال رهبر شهیدمان بودیم، دنبال امام بزرگوار، رهبر شهیدمان. الان هم دنبال رهبرمان هستیم. افقها را به ایشان تنظیم میکنیم. اما درعینحال مراقبت هم میکنیم که از دولتها حمایت میکنیم، مراقب هم هستیم که آقا آن مسیری را که طراحی میکنند حتی المقدور رعایت بشود. این مراقبت، فضا را کنترل میکند. یکی از تفاوتهای فضای مذاکراتی الان این است که تیم مذاکره کننده متفاوت است، یکیش هم این است که میدان (آن چیزی که اکنون وجود دارد) آن موقع نبود. این میدان میتواند اثر بگذارد. همانطور که رهبر معظم فرمودند بر فضای مذاکرات و فضای جنگ، حتی در دورهای که دوره سکوت است. بنابراین ما باید این صحنه را حفظ کنیم، مراقبت کنیم، مواظب باشیم و نگرانی و استرس به مردم منتقل نکنیم. انسجام مردم را حفظ کنیم تا این سرمایه اجتماعی افزایش پیدا کند. نگذاریم دوباره صفبندیهای قدیم به هم بخورد. آن صفبندی و غربگراها در ایران ایجاد کردند، آدمهایش هم معلوم است، دولتهایش هم معلوم است. ریلگذاری سیاسی کردند برای رقابتها، چپ و راست، یک موقعی اصولگرا و اصلاحطلب. الان اینها تمام شده دیگر. جریان «طرفدار انقلاب اسلامی و آرمانهای انقلاب» و «مخالفینش» الان این است دیگر. جریان طرفداران هم... عرض کردم: سرمایه اجتماعی ما افزایش پیدا کرده. انشاءالله از این به بعد صف بندیها همینطور باشد.


تاکنون نظری ثبت نشده است