منو
مباهله، تجلی منطق و عقلانیت در اسلام

مباهله، تجلی منطق و عقلانیت در اسلام

  • 1 تعداد قطعات
  • 32 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی قاضی عسکر با موضوع "مباهله، تجلی منطق و عقلانیت در اسلام"، سال 1405


اسلام دین منطق، استدلال و گفتگوست و همواره سعی دارد به جامعه رشد عقلی بدهد تا مردم با استدلال و عقلانیت دین را بپذیرند. روش تبلیغی اسلام نیز بر همین مبناست؛ همانطور که خداوند می فرماید: «اُدْعُ إِلِی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ». یعنی با حکمت (همان استدلال و منطق)، موعظه نیکو و شیوه خوب گفتگو، دیگران را به حق دعوت کنید. خود قرآن بارها مردم را به عقلانیت دعوت می کند: «أَفَلَا تَعْقِلُونَ»، «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ» و حتی در مورد مخلوقات مانند شتر، آسمان و زمین می فرماید: آیا دقت نمی کنید؟ در دعوت انبیا نیز این روش رعایت شده است. مثلاً حضرت ابراهیم برای بیدار کردن وجدان بت‌پرستان، بت‌های کوچک را شکست و تبر را بر دوش بت بزرگ گذاشت. وقتی از او پرسیدند، فرمود: از بت بزرگ بپرسید! گفتند او که حرف نمی زند. فرمود: پس چرا موجودی را می پرستید که نه درک دارد و نه روح؟ این یعنی واداشتن به تفکر.
اساس اسلام این است که هیچ‌گاه پیغمبر مردم را با زور شمشیر به ایمان وادار نکرده است. ایمان امری قلبی است و کسی از درون دیگران خبر ندارد. حتی با یهود و نصارا نیز ابتدا به توحید دعوت می‌کردند. در جریان حبشه، نجاشی پادشاه آن دیار از جعفر طیار درباره عقاید اسلام پرسید و پس از شنیدن پاسخ‌ها، ایمان آورد. در هیچ جای اسلام نداریم که پیغمبر یا ائمه بگویند یا ایمان بیاور یا گردنت را می زنیم.
روش اسلام بر اساس عقلانیت، منطق و گفتگوست. به عنوان نمونه، ابن ابی العوجا که ضد خدا حرف می زد، مفضل – از اصحاب امام صادق – با عصبانیت با او برخورد کرد. ابن ابی العوجا به او گفت: مگر تو شیعه امام صادق نیستی؟ امامت این گونه برخورد نمی کند. مفضل نزد امام صادق رفت و ماجرا را گفت. حضرت به او فرمودند: این کار تو نیست، کار هشام بن حکم است که منصور می گفت زبانش از هزار شمشیرزن برای من خطرناک‌تر است، چون چنان قشنگ استدلال می کرد که همه را منکوب می ساخت. پس روش اسلام گفتگوی عالمانه است، نه برخورد عصبانی. ما کتاب احتجاجات داریم که گفتگوهای ائمه با روسای مذاهب را نشان می دهد. هیچ‌گاه امامان از بحث علمی نمی ترسیدند، چون اسلام از نظر منطقی و عقلی چنان قوی است که نیازی به زور ندارد. فقها و مراجع نیز هنگام فتوا، با استدلال از قرآن و حدیث نتیجه می گیرند و شاگردانشان می توانند اعتراض و سؤال کنند.
در سال نهم هجری که به عام‌الوفود (سال مهمانان و هیئت‌ها) معروف شد، هیئتی از مسیحیان نجران (منطقه‌ای در احقاف عربستان) به مدینه آمدند و با پیغمبر درباره عقاید مسیحیت گفتگو کردند. اختلاف اصلی بر سر این بود که مسیحیان مسیح را پسر خدا می‌نامیدند و نسبت‌های ناروایی به حضرت مریم می دادند. پیغمبر با آنها استدلال کرد و گفتگو نمود، اما آنها حق را فهمیدند و از روی لجاجت نپذیرفتند.
اسلام جدال و مراء (دعوا کردن از روی لجاجت) را نهی کرده است. اگر کسی زیر بار حق نرود، نباید خود را خسته کرد. در اینجا اسلام شیوه «مباهله» را پیشنهاد می‌دهد: دو طرف تضرع می‌کنند و از خدا می‌خواهند که لعنت و عذاب خود را بر طرف دروغگو نازل کند. آیه مباهله می‌فرماید: «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنَا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ». روز بیست و چهارم ذی‌الحجه سال نهم هجری، پیغمبر آمدند در حالی که امام حسین را در بغل داشتند، دست امام حسن را گرفته بودند، حضرت زهرا پشت سرشان و امیرالمؤمنین به دنبال ایشان بودند. مفسران گفته‌اند منظور از «ابناءنا» در آیه، امام حسن و حسین، منظور از «نساءنا» حضرت زهرا، و منظور از «انفسنا» امیرالمؤمنین است که نفس پیغمبر است. رئیس اسقف‌های نجران وقتی این جمع را دید، به دیگران گفت: من افرادی را می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهی را جابجا کند، خدا انجام خواهد داد. با پیغمبر مباهله نکنید که رسوا و شکست خورده خواهید شد. آنها حاضر به مباهله نشدند و پیغمبر پیروز شد. این پیروزی از آن رو بود که پیغمبر به قوانین الهی اعتقاد داشت و می دانست که این کلام خداست و کلام خدا تغییرناپذیر است. خدا خالق است و «لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ». مشکل امروز ما گاهی کم‌اطلاعی از اسلام است. مثلاً وهابی‌ها به همه می گویند قرآن شیعه تحریف شده است. من در مکه در مرکز «رابطه العالم الاسلامی» دیدم نوشته بودند «قسم القرآن». با من برخورد تندی کردند که ما با شما صحبت نداریم چون قرآن شما تحریف شده است. گفتم شما چند قرآن از ایران بخرید و کنار دستتان بگذارید و به من نشان دهید کدام آیه فرق دارد. ما رادیو قرآن و شبکه تلویزیونی قرآنی داریم که شبانه‌روز تلاوت می‌کند. قاریان ما در جهان نفر اول می‌شوند. آیا نمی‌توانستید این مسئله ساده را حل کنید؟ او شرمنده شد. گفتم این حرف را به کسی نزن و علیه شیعه تبلیغ نکن. یا در دیدار از واتیکان با فردی به نام توران (معادل وزیر خارجه) دو ساعت گفتگو کردم. از او پرسیدم از نظرات اسلام درباره حضرت مسیح و مریم اطلاع داری؟ گفت نه. به مرحوم آیت‌الله ری‌شهری گفتم این احادیث را جمع‌آوری کنند که کتاب «حکمت نامه عیسی بن مریم» به چند زبان ترجمه و منتشر شده است. نتیجه اینکه رسول خدا در تمام مراحل دنبال شکوفایی عقل مردم بود. در روایات داریم که امام زمان علیه السلام وقتی ظهور می‌کنند، دست عنایت بر سر مردم می‌کشند و عقل‌ها کامل می‌شود. کتاب شریف کافی نیز با «کتاب العقل و الجهل» شروع می‌شود. اسلام طرفدار عقلانیت و منطق است، نه احساس زودگذر. امروز نیز در جریانات سیاسی می‌بینیم عده‌ای احساسات مردم را تحریک می‌کنند و دروغ می‌گویند مثلاً که توافقات خلافی صورت گرفته. چرا دروغ می‌گویید؟ اگر حرف مستدلی دارید بزنید. جنگ و صلح ضوابط خود را دارد. در قرآن آیات جهاد و دفاع داریم و در روایات «کتاب الجهاد» وجود دارد. مهم‌تر از همه، ما رهبری داریم و قرآن می‌فرماید: «وَ مَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ». وقتی خدا و پیغمبر حکمی صادر کردند، جای بحث نیست. این عده با احساسات مردم بازی می‌کنند و جامعه را دچار تشتت می‌نمایند. بیش از یکصد شب مردم میادین را پر کرده‌اند و شعارشان این است: «یک وجب از خاکمان را به دشمن نمی‌دهیم». دشمن امروز در موضع ضعف است؛ هلیکوپترش در تنگه هرمز ساقط شد و بهانه می‌آورد که ایران زده، در حالی که اگر موشک زده بود خلبانان سالم نمی‌ماندند.

قطعات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن