- 21
- 1000
- 1000
- 1000
کربلا در تورات انبیا الهی، 1
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "کربلا در تورات انبیا الهی"، جلسه اول: "اثر اشک بر امام حسین علیهالسلام"، سال 1405
موضوع کربلا، موضوع بسیار مهمی است. مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار بابی دارد درباره اطلاع از کربلا و عاشورا قبل از اسلام؛ یعنی هنوز پیغمبر ما نیامده بود. حدود چهل روایت از انبیای الهی نقل میکند که از کربلا اطلاع داشتند. من یکی دو تا از این روایتها را برایتان میخوانم. حضرت ابراهیم در بابل (که در عراق است) عبور میکرد. سوار بر اسب بود که ناگهان اسبش پایش گیر کرد و حضرت به زمین افتاد. در روایات داریم که مؤمنان وقتی گناهی میکنند، کفارهاش این است که پایش به سنگی بخورد یا اتفاقی بیفتد که گناهش پاک شود. حضرت ابراهیم هم فکر کرد حتماً خطایی کرده است. از خدا استغفار کرد. خداوند فرمود: «نه، اینجا جایی است که خاتم الانبیا (فرزند پیغمبر آخرالزمان) شهید میشود.» یعنی سه هزار سال قبل از اسلام، این سرزمین محل شهادت معرفی شد. وقتی حضرت آدم از بهشت بیرون آمد، در سرزمین مکه توبه کرد و بعد به اذن الهی در زمین میگشت تا جایی مستقر شود. وقتی به سرزمین کربلا رسید، بیجهت غم دلش گرفت و پای او هم زخمی شد و خون آمد. حضرت تعجب کرد. خدای متعال به او فرمود: «این سرزمینی است که یکی از فرزندانت به نام حسین علیه السلام در اینجا مظلومانه به شهادت میرسد.» من خودم زمانی که پس از سقوط صدام به کربلا رفتم، در همان ابتدای ورود به حرم، یک ارابه از روی پای من رفت و ناخن و گوشت پا را کند و خون زیادی جاری شد. یک هفته با عصا رفتم و هر روز پانسمان میکردم. ناراحت بودم که چرا در این سفر زیارتی این اتفاق افتاد. یکی از شخصیتهای حرم این روایت حضرت ابراهیم و حضرت آدم را برایم خواند که پای ایشان هم زخمی شده و خون جاری شده است. کمی آرام شدم. روایت پیغمبر اکرم صلی الله درباره امام حسین علیهالسلام، روایت عجیبی است: «کان رسول الله اذا دخل الحسین، اذبه الیه فیلتزمه و یقبله و یبکی». هر وقت امام حسین علیهالسلام وارد میشد، پیغمبر او را به خود میچسباند، میبوسید و گریه میکرد. یک روز حضرت زهرا سلام الله پرسید: «ای پدر! چرا گریه میکنی؟» یا خود امام حسین پرسید. پیغمبر فرمود: «پسرم! تمام این بدنی که من میبوسم، جای شمشیرهاست. تو شهید میشوی، پدرت علی علیهالسلام شهید میشود، برادرت حسن علیه السلام مسموم میشود و شهید میشود.» امام حسین پرسید: «قبرهای ما کنار هم است؟» پیغمبر فرمود: «نه، قبر شما از هم جداست. علی در نجف، حسن در مدینه و تو در کربلا. اما هر کسی من و علی و حسن و تو را زیارت کند، صدیق این امت است.» راوی میگوید: خدمت امیرالمومنین نشسته بودم. کسی آمد بالای منبر مسجد گفت: «ای مردم! خالد بن عرفته مرد.» حضرت فرمود: «نه، نمرده. او زنده است تا روزی که فرمانده لشکر گمراهی شود و سر حسین علیهالسلام را بالای نیزه کند و به این مسجد کوفه بیاورد و حبیب بن جماز هم در آن لشکر است.» راوی میگوید: به خدا قسم سالها بعد، خودم با چشمم دیدم که خالد بن عرفته با سر امام حسین علیهالسلام وارد مسجد کوفه شد و حبیب بن جماز هم آنجا بود. ابن عباس و هرثمه نقل میکنند که امیرالمومنین علیهالسلام بعد از جنگ صفین (سال 38 هجری) که ناراحت بود، به سرزمین کربلا رسید. نشست و گریه کرد. خاکی برداشت و بو کرد و فرمود: «خوشا به حال تو ای خاک! روزی از روی تو انسانهایی برمیخیزند که نظیر ندارند.» هرثمه میگوید: 23 سال بعد من خودم آن صحنه را دیدم.
نتیجهگیری درباره دو نوع اخبار شهادت:
1. اخبار قبل از شهادت: توسط حضرت آدم، ابراهیم، نوح، پیغمبر صلی الله و امیرالمومنین علیهالسلام
2. اخبار بعد از شهادت: توسط ائمه بعد از واقعه کربلا.
امام رضا علیهالسلام در روز اول محرم به ریان بن شبیب فرمودند: امروز روزی است که حضرت زکریا دعا کرد «رب هب لی من لدنک ذریه طیبه» و خدا حضرت یحیی را به او داد. پس اول محرم روز اجابت دعاست. ماه محرم، ماهی است که جاهلیت در آن جنگ نمیکردند، اما مسلمانان در این ماه با حسین علیهالسلام جنگیدند. هر وقت خواستی برای مصیبتی گریه کنی، برای امام حسین علیهالسلام گریه کن.
· اگر میخواهی خدا را پاک و بیگناه ملاقات کنی، قبر اباعبدالله علیهالسلام را زیارت کن.
· اگر میخواهی در ثواب شهدای کربلا شریک باشی، هر وقت نام حسین و یارانش را شنیدی، بگو: «یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزاً عظیماً».
· اگر میخواهی روز قیامت در درجه ما باشی، به اندوه ما اندوهناک باش و به شادی ما شاد. اول محرم است. صدقه بدهید، نماز اول ماه بخوانید، یا هر روز صبح زیر آسمان سه مرتبه بگویید «صلی الله علیک یا اباعبدالله». از اول محرم ائمه ما غمگین میشدند. امام رضا علیهالسلام فرمود: «اذا دخل شهر المحرم، لایری ابی ضاحکا».
موضوع کربلا، موضوع بسیار مهمی است. مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار بابی دارد درباره اطلاع از کربلا و عاشورا قبل از اسلام؛ یعنی هنوز پیغمبر ما نیامده بود. حدود چهل روایت از انبیای الهی نقل میکند که از کربلا اطلاع داشتند. من یکی دو تا از این روایتها را برایتان میخوانم. حضرت ابراهیم در بابل (که در عراق است) عبور میکرد. سوار بر اسب بود که ناگهان اسبش پایش گیر کرد و حضرت به زمین افتاد. در روایات داریم که مؤمنان وقتی گناهی میکنند، کفارهاش این است که پایش به سنگی بخورد یا اتفاقی بیفتد که گناهش پاک شود. حضرت ابراهیم هم فکر کرد حتماً خطایی کرده است. از خدا استغفار کرد. خداوند فرمود: «نه، اینجا جایی است که خاتم الانبیا (فرزند پیغمبر آخرالزمان) شهید میشود.» یعنی سه هزار سال قبل از اسلام، این سرزمین محل شهادت معرفی شد. وقتی حضرت آدم از بهشت بیرون آمد، در سرزمین مکه توبه کرد و بعد به اذن الهی در زمین میگشت تا جایی مستقر شود. وقتی به سرزمین کربلا رسید، بیجهت غم دلش گرفت و پای او هم زخمی شد و خون آمد. حضرت تعجب کرد. خدای متعال به او فرمود: «این سرزمینی است که یکی از فرزندانت به نام حسین علیه السلام در اینجا مظلومانه به شهادت میرسد.» من خودم زمانی که پس از سقوط صدام به کربلا رفتم، در همان ابتدای ورود به حرم، یک ارابه از روی پای من رفت و ناخن و گوشت پا را کند و خون زیادی جاری شد. یک هفته با عصا رفتم و هر روز پانسمان میکردم. ناراحت بودم که چرا در این سفر زیارتی این اتفاق افتاد. یکی از شخصیتهای حرم این روایت حضرت ابراهیم و حضرت آدم را برایم خواند که پای ایشان هم زخمی شده و خون جاری شده است. کمی آرام شدم. روایت پیغمبر اکرم صلی الله درباره امام حسین علیهالسلام، روایت عجیبی است: «کان رسول الله اذا دخل الحسین، اذبه الیه فیلتزمه و یقبله و یبکی». هر وقت امام حسین علیهالسلام وارد میشد، پیغمبر او را به خود میچسباند، میبوسید و گریه میکرد. یک روز حضرت زهرا سلام الله پرسید: «ای پدر! چرا گریه میکنی؟» یا خود امام حسین پرسید. پیغمبر فرمود: «پسرم! تمام این بدنی که من میبوسم، جای شمشیرهاست. تو شهید میشوی، پدرت علی علیهالسلام شهید میشود، برادرت حسن علیه السلام مسموم میشود و شهید میشود.» امام حسین پرسید: «قبرهای ما کنار هم است؟» پیغمبر فرمود: «نه، قبر شما از هم جداست. علی در نجف، حسن در مدینه و تو در کربلا. اما هر کسی من و علی و حسن و تو را زیارت کند، صدیق این امت است.» راوی میگوید: خدمت امیرالمومنین نشسته بودم. کسی آمد بالای منبر مسجد گفت: «ای مردم! خالد بن عرفته مرد.» حضرت فرمود: «نه، نمرده. او زنده است تا روزی که فرمانده لشکر گمراهی شود و سر حسین علیهالسلام را بالای نیزه کند و به این مسجد کوفه بیاورد و حبیب بن جماز هم در آن لشکر است.» راوی میگوید: به خدا قسم سالها بعد، خودم با چشمم دیدم که خالد بن عرفته با سر امام حسین علیهالسلام وارد مسجد کوفه شد و حبیب بن جماز هم آنجا بود. ابن عباس و هرثمه نقل میکنند که امیرالمومنین علیهالسلام بعد از جنگ صفین (سال 38 هجری) که ناراحت بود، به سرزمین کربلا رسید. نشست و گریه کرد. خاکی برداشت و بو کرد و فرمود: «خوشا به حال تو ای خاک! روزی از روی تو انسانهایی برمیخیزند که نظیر ندارند.» هرثمه میگوید: 23 سال بعد من خودم آن صحنه را دیدم.
نتیجهگیری درباره دو نوع اخبار شهادت:
1. اخبار قبل از شهادت: توسط حضرت آدم، ابراهیم، نوح، پیغمبر صلی الله و امیرالمومنین علیهالسلام
2. اخبار بعد از شهادت: توسط ائمه بعد از واقعه کربلا.
امام رضا علیهالسلام در روز اول محرم به ریان بن شبیب فرمودند: امروز روزی است که حضرت زکریا دعا کرد «رب هب لی من لدنک ذریه طیبه» و خدا حضرت یحیی را به او داد. پس اول محرم روز اجابت دعاست. ماه محرم، ماهی است که جاهلیت در آن جنگ نمیکردند، اما مسلمانان در این ماه با حسین علیهالسلام جنگیدند. هر وقت خواستی برای مصیبتی گریه کنی، برای امام حسین علیهالسلام گریه کن.
· اگر میخواهی خدا را پاک و بیگناه ملاقات کنی، قبر اباعبدالله علیهالسلام را زیارت کن.
· اگر میخواهی در ثواب شهدای کربلا شریک باشی، هر وقت نام حسین و یارانش را شنیدی، بگو: «یا لیتنی کنت معهم فافوز فوزاً عظیماً».
· اگر میخواهی روز قیامت در درجه ما باشی، به اندوه ما اندوهناک باش و به شادی ما شاد. اول محرم است. صدقه بدهید، نماز اول ماه بخوانید، یا هر روز صبح زیر آسمان سه مرتبه بگویید «صلی الله علیک یا اباعبدالله». از اول محرم ائمه ما غمگین میشدند. امام رضا علیهالسلام فرمود: «اذا دخل شهر المحرم، لایری ابی ضاحکا».


تاکنون نظری ثبت نشده است