سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع "موفقیت از منظر قرآن"، جلسه دوازدهم: "رمز گشایش و نصرت الهی"، سال 1405
بحث ما دربارهٔ تفسیر موضوعی عوامل پیروزی و موفقیت است. یعنی خدا در چه شرایطی زیر بال و پر بندهٔ خود را می گیرد و به یاری اش می آید. هدف خلقت انسان چیست؟ در قرآن گاهی از آن به «معرفت» تعبیر شده و گاهی فرموده است که مقصود، «عبودیت» است. عبودیت یعنی اطاعت محض از مربی خود. خداوند می فرماید: «شما را آفریدم تا از من تبعیت کنید.» معنای تبعیت این است که من مربی شما هستم و هر چه بیشتر از من پیروی کنید، به من شبیه تر خواهید شد. بنابراین هدف نهایی خلقت، «خلافت الهی» است؛ یعنی انسان به مربی خود - خداوند شبیه شود. در همهٔ باشگاهها نیز همین قانون حاکم است. هر کسی هر چه بیشتر حرف مربی خود را گوش دهد، به او شبیه میشود و در نهایت خود مربی میگردد. خداوند می فرماید: من تمام این هفت آسمان، عرش، کرسی، بهشت، جهنم، نبوت، بعثت، امامت و دین را راه انداختم تا از روح خود در شما بدمم و شما موجودی شبیه من شوید. در میان صفات الهی، مهم ترین ویژگی که ما باید به آن نزدیک شویم، «رحمانیت» و «رحیمیت» است. هر کسی در مسیر تخصصی و طبیعی رشد خود حرکت کند، مربی به داد او میرسد. خداوند «رب العالمین» و «ارحم الراحمین» است و پای کار شما می ایستد. هر چقدر در رفتار خود مهربانتر باشید و خروجی مثبت شما برای دیگران بیشتر باشد، به خدا نزدیکتر خواهید شد. رفتارهایی همچون خساست، بخل، اذیت کردن، تحقیر، معطل نگه داشتن دیگران، زودرنجی، عصبانیت، مقایسه و مسابقه، همه حماقت محض هستند. چون در این رفتارها هیچ رحمتی نیست و خشونت وجود دارد. به همین دلیل همهٔ این امور حرام هستند و انسان را از خدا دور میکنند. خداوند میفرماید: «من تو را آفریدم که مانند من باشی.» همانطور که من برای همهٔ بندگانم چه کافر و چه مؤمن رحمت میفرستم، تو نیز هر چه میزان مهربانی، نیکوکاری، فداکاری و خروجی مثبت تو برای دیگران بیشتر باشد، قدرتت بیشتر شده و مربی (خدا) توجه بیشتری به تو خواهد داشت. هر کسی میخواهد در زندگی خود موفقتر باشد، در هر یک از پنج بخش وجودی: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، باید خروجی خود را در آن بخشها برای بندگان خدا افزایش دهد. هر چه خروجی شما در این کمالات پنجگانه بیشتر باشد، دریافت شما از الطاف الهی، رشد و یاری خدا نیز بیشتر خواهد بود. کافر سخاوتمند از مؤمن بخیل به خدا نزدیکتردر حدیث داریم که حضرت فرمود: «کافر سخاوتمند به خدا نزدیکتر است از مؤمن بخیل.» دقت کنید! افرادی هستند که نیاز خانواده خود را میدانند، اما کوتاهی میکنند. اگر هم چیزی بخرند، با نقوُنُق و اذیت کردن، اعصاب خانواده را خرد میکنند. این افراد بسته هستند و عذاب جهنم و فشار قبر دارند. امام صادق علیهالسلام فرمود: «بخل، تمام زشتیهای اخلاق و همهٔ عذابها را در خود جمع کرده است.» چرا کافر خوشاخلاق و سخاوتمند به خدا نزدیکتر از مؤمن بداخلاق و بخیل است؟ برای اینکه خوش اخلاقی و سخاوت، شباهت به خدا دارد. حاتم طایی را در نظر بگیرید. او مسلمان نبود و کافر از دنیا رفت، اما خداوند او را عذاب نکرد، چون به خدا بسیار شبیه بود. امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهٔ او فرمود: «چه میشد عرب یک بار دیگر کسی مثل حاتم را به خود میدید؟» و حسرت خورد که چرا در جامعهٔ مسلمانان چنین فردی وجود ندارد. اخلاق نیکو و شبیه خدا شدن، قدرت میآورد و خدا را پای کار بندهٔ خود میآورد. متأسفانه بسیاری از ما در نقطهٔ مقابل برکت حرکت میکنیم. گمان میکنیم عاقلانه عمل میکنیم در حالی که گرفتار ترس و بخل هستیم. از خرج کردن و خدمت به دیگران میترسیم و این را عقلانیت میپنداریم. جمع کردن پول و ذخیره کردن از ترس فقر، یعنی خدا را ندیدن.
امام باقر علیهالسلام فرمود: «من از شیعیانم گله دارم. چرا با انفاق و صدقه، ثروت خود را زیاد نمیکنند؟» آنجا که میخواهی پول بیاید، خرج کن. مانند سینهٔ مادر که اگر بچه نخورد، خشک میشود. اگر میخواهی آب چشمه بیشتر شود، باید از آن بربرداری تا جوشش فزونتر گردد. خداوند میگوید: تا وقتی خروجی برای بندگان من نداری (و حتی برای گیاهان، حیوانات و اشیا)، دریافت هم نداری. در غیر این صورت، گندیده و مرده و متوقف شدهای. انفاق و کرامت؛ کلید موفقیت در همه زمینههاست. اگر کسی میخواهد در همه زمینهها، نه فقط مادی، بلکه عاطفی پیروز شود، باید کریم باشد. اگر میخواهی همسرت تو را بیشتر دوست داشته باشد، برای خانوادهٔ او خرج کن و ببین چگونه عاشقت میشود. اگر میخواهی فرزندانت در پیری با عشق در کنارت بایستند، پدری کن. نه اینکه بگویند: «کاش زودتر بمیرد تا راحت شویم.» قانون خدا مانند جوشیدن آب در صد درجه است. هر جا از حرکت به سوی رحمانیت و رحیمیت بازماندی، رزق نیز نخواهی آمد. کمک مربی آنگاه میرسد که تو برای بندگان خدا مفید باشی؛ برای سربازان، برای یاران امام زمان، برای مسلمانان، برای غیر مسلمانان و برای همهٔ هشت میلیارد انسان. نیت انسان بسیار مهم است. اگر بگویی «صد شب در میدان به خاطر وطنم حاضر میشوم»، آن را محدود کردهای. اما اگر بگویی «برای اینکه جهان، امام زمان را ببیند»، افق کارت جهانی میشود. اگر آرمانها، تصمیمات، شغل، مدیریت، فعالیتها و رفتارهای تو جهانی نباشد، با پیامبر و امام زمان هماهنگ نیستی.
خداوند در قرآن داستان حضرت یونس را نقل میکند و آن را تبدیل به قانون میکند. یونس در دل ماهی گفت: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.» آنگاه خداوند نجاتش داد و قانون را چنین بیان فرمود: «وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»؛ یعنی مومنان را همینگونه نجات میدهیم. هر وقت غمگین شدی، مشکل پیدا کردی، در زندان و حبس افتادی، راه این است که دل خود را اصلاح کنی و مهندسی آرزوهایت را درست نمایی. اگر چینش معشوقهایت در زندگی درست نباشد، با کوچکترین مشکلی فرو میریزی. ولی اگر «لا اله الا انت» را صادقانه بگویی و تنها خدا را دلبر خود بدانی، استحکام و قدرت به سراغت می اید. آنان که خواهان پیروزی و قدرت هستند، حتماً احسان را در دستور کار خود قرار دهند. احسان قفلها را می گشاید و انبساط می آورد. اگر محسن شدی، خدا می گوید: «به من اعتماد کن، زیر پایت را پر میکنم.» نیازی به حرص و بخل نیست که هم عذاب آخرت را برای خود ذخیره کنی و هم دنیایت خراب شود. دست به جیب باش، هزینه کن، نترس. رزق و انبساط دست خداست.
هر جا بخل ورزیدی، ترسیدی، چسبیدی و فقط به خود و خانواده ات فکر کردی، همه چیز را بستی و دیگر نمیتوانی دریافت کنی. ریزش از طرف خداست، اما تو درِ دریافت را بسته ای. خدا دائمالفضل است، اما بسیاری با همین بخل و تنگ نظری، خود را از فیض او محروم می کنند. گاهی انسان مشکل مالی ندارد، خانه و ماشین میلیاردی دارد، اما بدبخت و غصهدار و بسته است. احسان؛ یعنی نیت برای همه و نه فقط خانواده خود. جهاد در ابعاد مختلف و لباس ذلت برای ترککنندگان جهاد است. اگر می خواهی پیروز شوی، راه آن را قرآن به تو می آموزد. بخل و ترس را رها کن. آنهایی که صد شب در خیابانها، بی چشم داشت و بی ادعا و بدون خستگی می ایستند، محسن هستند. محسن حد و مرز نمی شناسد. میگوید: «خدایا هر وقت لازم باشد، پای دین تو هستم. عافیتطلبان همیشه بهانه می آورند. می گویند: «رفتم مغازه بسته بود» و نمی گویند «باید این کار را تمام کنم». اما آن که نوکر خداست و عاشق اوست، میگوید: «از زیر سنگ هم که شده، کار را تمام میکنم.» اما چه سخت که بسیاری برای خدمت به امام زمان بهانه می آورند: «مریض بودم، سرما خورده بودم، مهمان داشتیم.» برخی فتوای وجوب عینی جهاد را هم کنار میگذارند و بهانه میتراشند. هر کس جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت بر تن او میپوشاند. جهاد فقط جهاد نظامی نیست؛ جهاد مالی، جهاد وقتی، جهاد آبرویی، جهاد علمی و معنوی نیز وجود دارد. اگر خروجی نداشته باشی، منتظر خواری، نکبت، ورشکستگی، بیماری، سرطان و هزاران گرفتاری باش.
بحث ما دربارهٔ تفسیر موضوعی عوامل پیروزی و موفقیت است. یعنی خدا در چه شرایطی زیر بال و پر بندهٔ خود را می گیرد و به یاری اش می آید. هدف خلقت انسان چیست؟ در قرآن گاهی از آن به «معرفت» تعبیر شده و گاهی فرموده است که مقصود، «عبودیت» است. عبودیت یعنی اطاعت محض از مربی خود. خداوند می فرماید: «شما را آفریدم تا از من تبعیت کنید.» معنای تبعیت این است که من مربی شما هستم و هر چه بیشتر از من پیروی کنید، به من شبیه تر خواهید شد. بنابراین هدف نهایی خلقت، «خلافت الهی» است؛ یعنی انسان به مربی خود - خداوند شبیه شود. در همهٔ باشگاهها نیز همین قانون حاکم است. هر کسی هر چه بیشتر حرف مربی خود را گوش دهد، به او شبیه میشود و در نهایت خود مربی میگردد. خداوند می فرماید: من تمام این هفت آسمان، عرش، کرسی، بهشت، جهنم، نبوت، بعثت، امامت و دین را راه انداختم تا از روح خود در شما بدمم و شما موجودی شبیه من شوید. در میان صفات الهی، مهم ترین ویژگی که ما باید به آن نزدیک شویم، «رحمانیت» و «رحیمیت» است. هر کسی در مسیر تخصصی و طبیعی رشد خود حرکت کند، مربی به داد او میرسد. خداوند «رب العالمین» و «ارحم الراحمین» است و پای کار شما می ایستد. هر چقدر در رفتار خود مهربانتر باشید و خروجی مثبت شما برای دیگران بیشتر باشد، به خدا نزدیکتر خواهید شد. رفتارهایی همچون خساست، بخل، اذیت کردن، تحقیر، معطل نگه داشتن دیگران، زودرنجی، عصبانیت، مقایسه و مسابقه، همه حماقت محض هستند. چون در این رفتارها هیچ رحمتی نیست و خشونت وجود دارد. به همین دلیل همهٔ این امور حرام هستند و انسان را از خدا دور میکنند. خداوند میفرماید: «من تو را آفریدم که مانند من باشی.» همانطور که من برای همهٔ بندگانم چه کافر و چه مؤمن رحمت میفرستم، تو نیز هر چه میزان مهربانی، نیکوکاری، فداکاری و خروجی مثبت تو برای دیگران بیشتر باشد، قدرتت بیشتر شده و مربی (خدا) توجه بیشتری به تو خواهد داشت. هر کسی میخواهد در زندگی خود موفقتر باشد، در هر یک از پنج بخش وجودی: جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، باید خروجی خود را در آن بخشها برای بندگان خدا افزایش دهد. هر چه خروجی شما در این کمالات پنجگانه بیشتر باشد، دریافت شما از الطاف الهی، رشد و یاری خدا نیز بیشتر خواهد بود. کافر سخاوتمند از مؤمن بخیل به خدا نزدیکتردر حدیث داریم که حضرت فرمود: «کافر سخاوتمند به خدا نزدیکتر است از مؤمن بخیل.» دقت کنید! افرادی هستند که نیاز خانواده خود را میدانند، اما کوتاهی میکنند. اگر هم چیزی بخرند، با نقوُنُق و اذیت کردن، اعصاب خانواده را خرد میکنند. این افراد بسته هستند و عذاب جهنم و فشار قبر دارند. امام صادق علیهالسلام فرمود: «بخل، تمام زشتیهای اخلاق و همهٔ عذابها را در خود جمع کرده است.» چرا کافر خوشاخلاق و سخاوتمند به خدا نزدیکتر از مؤمن بداخلاق و بخیل است؟ برای اینکه خوش اخلاقی و سخاوت، شباهت به خدا دارد. حاتم طایی را در نظر بگیرید. او مسلمان نبود و کافر از دنیا رفت، اما خداوند او را عذاب نکرد، چون به خدا بسیار شبیه بود. امیرالمؤمنین علیهالسلام دربارهٔ او فرمود: «چه میشد عرب یک بار دیگر کسی مثل حاتم را به خود میدید؟» و حسرت خورد که چرا در جامعهٔ مسلمانان چنین فردی وجود ندارد. اخلاق نیکو و شبیه خدا شدن، قدرت میآورد و خدا را پای کار بندهٔ خود میآورد. متأسفانه بسیاری از ما در نقطهٔ مقابل برکت حرکت میکنیم. گمان میکنیم عاقلانه عمل میکنیم در حالی که گرفتار ترس و بخل هستیم. از خرج کردن و خدمت به دیگران میترسیم و این را عقلانیت میپنداریم. جمع کردن پول و ذخیره کردن از ترس فقر، یعنی خدا را ندیدن.
امام باقر علیهالسلام فرمود: «من از شیعیانم گله دارم. چرا با انفاق و صدقه، ثروت خود را زیاد نمیکنند؟» آنجا که میخواهی پول بیاید، خرج کن. مانند سینهٔ مادر که اگر بچه نخورد، خشک میشود. اگر میخواهی آب چشمه بیشتر شود، باید از آن بربرداری تا جوشش فزونتر گردد. خداوند میگوید: تا وقتی خروجی برای بندگان من نداری (و حتی برای گیاهان، حیوانات و اشیا)، دریافت هم نداری. در غیر این صورت، گندیده و مرده و متوقف شدهای. انفاق و کرامت؛ کلید موفقیت در همه زمینههاست. اگر کسی میخواهد در همه زمینهها، نه فقط مادی، بلکه عاطفی پیروز شود، باید کریم باشد. اگر میخواهی همسرت تو را بیشتر دوست داشته باشد، برای خانوادهٔ او خرج کن و ببین چگونه عاشقت میشود. اگر میخواهی فرزندانت در پیری با عشق در کنارت بایستند، پدری کن. نه اینکه بگویند: «کاش زودتر بمیرد تا راحت شویم.» قانون خدا مانند جوشیدن آب در صد درجه است. هر جا از حرکت به سوی رحمانیت و رحیمیت بازماندی، رزق نیز نخواهی آمد. کمک مربی آنگاه میرسد که تو برای بندگان خدا مفید باشی؛ برای سربازان، برای یاران امام زمان، برای مسلمانان، برای غیر مسلمانان و برای همهٔ هشت میلیارد انسان. نیت انسان بسیار مهم است. اگر بگویی «صد شب در میدان به خاطر وطنم حاضر میشوم»، آن را محدود کردهای. اما اگر بگویی «برای اینکه جهان، امام زمان را ببیند»، افق کارت جهانی میشود. اگر آرمانها، تصمیمات، شغل، مدیریت، فعالیتها و رفتارهای تو جهانی نباشد، با پیامبر و امام زمان هماهنگ نیستی.
خداوند در قرآن داستان حضرت یونس را نقل میکند و آن را تبدیل به قانون میکند. یونس در دل ماهی گفت: «لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین.» آنگاه خداوند نجاتش داد و قانون را چنین بیان فرمود: «وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»؛ یعنی مومنان را همینگونه نجات میدهیم. هر وقت غمگین شدی، مشکل پیدا کردی، در زندان و حبس افتادی، راه این است که دل خود را اصلاح کنی و مهندسی آرزوهایت را درست نمایی. اگر چینش معشوقهایت در زندگی درست نباشد، با کوچکترین مشکلی فرو میریزی. ولی اگر «لا اله الا انت» را صادقانه بگویی و تنها خدا را دلبر خود بدانی، استحکام و قدرت به سراغت می اید. آنان که خواهان پیروزی و قدرت هستند، حتماً احسان را در دستور کار خود قرار دهند. احسان قفلها را می گشاید و انبساط می آورد. اگر محسن شدی، خدا می گوید: «به من اعتماد کن، زیر پایت را پر میکنم.» نیازی به حرص و بخل نیست که هم عذاب آخرت را برای خود ذخیره کنی و هم دنیایت خراب شود. دست به جیب باش، هزینه کن، نترس. رزق و انبساط دست خداست.
هر جا بخل ورزیدی، ترسیدی، چسبیدی و فقط به خود و خانواده ات فکر کردی، همه چیز را بستی و دیگر نمیتوانی دریافت کنی. ریزش از طرف خداست، اما تو درِ دریافت را بسته ای. خدا دائمالفضل است، اما بسیاری با همین بخل و تنگ نظری، خود را از فیض او محروم می کنند. گاهی انسان مشکل مالی ندارد، خانه و ماشین میلیاردی دارد، اما بدبخت و غصهدار و بسته است. احسان؛ یعنی نیت برای همه و نه فقط خانواده خود. جهاد در ابعاد مختلف و لباس ذلت برای ترککنندگان جهاد است. اگر می خواهی پیروز شوی، راه آن را قرآن به تو می آموزد. بخل و ترس را رها کن. آنهایی که صد شب در خیابانها، بی چشم داشت و بی ادعا و بدون خستگی می ایستند، محسن هستند. محسن حد و مرز نمی شناسد. میگوید: «خدایا هر وقت لازم باشد، پای دین تو هستم. عافیتطلبان همیشه بهانه می آورند. می گویند: «رفتم مغازه بسته بود» و نمی گویند «باید این کار را تمام کنم». اما آن که نوکر خداست و عاشق اوست، میگوید: «از زیر سنگ هم که شده، کار را تمام میکنم.» اما چه سخت که بسیاری برای خدمت به امام زمان بهانه می آورند: «مریض بودم، سرما خورده بودم، مهمان داشتیم.» برخی فتوای وجوب عینی جهاد را هم کنار میگذارند و بهانه میتراشند. هر کس جهاد را ترک کند، خداوند لباس ذلت بر تن او میپوشاند. جهاد فقط جهاد نظامی نیست؛ جهاد مالی، جهاد وقتی، جهاد آبرویی، جهاد علمی و معنوی نیز وجود دارد. اگر خروجی نداشته باشی، منتظر خواری، نکبت، ورشکستگی، بیماری، سرطان و هزاران گرفتاری باش.


تاکنون نظری ثبت نشده است