سخنرانی حجت الاسلام مرتضی امینی نیا با موضوع "توحید و عدل نهج البلاغه "، سال 1405
از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام در مورد دو اصل اساسی دین یعنی توحید و عدل سؤال شد. حضرت در کمال اختصار و زیبایی فرمودند: «التَّوْحیدُ أَنْ لا تَتَوَهَّمَهُ»؛ توحید این است که خدا را در وهم و خیال خودت نیاوری. و «الْعَدْلُ أَنْ لا تَتَّهِمَهُ»؛ عدل این است که به خدا تهمت نزنی.توحید یعنی یکتاپرستی و نقطهٔ مقابل آن شرک است. در تمام ادیان الهی، اولین اصل این است که خدا یکی است. اما در بعضی از ادیان تحریفشده مثل زرتشتیهای قبل از اسلام میگفتند دو خدا داریم: خدای خوبیها و خدای بدیها. در مسیحیت تحریفشده امروز هم میگویند سه خدا داریم. اما در اسلام و همهٔ ادیان الهی اصلی، خدا یکی است. شرط توحید این است که شما در ذهنتان چیزی را به عنوان خدا نیاورید. متأسفانه ما این را رعایت نمیکنیم. هر کلمهای را که به شما بگویم، سریع در ذهنتان شکل میگیرد؛ مثلاً میگویم کوه، یک کوه ذهنی درست میشود، میگویم دریا، یک دریای ذهنی. اما وقتی میگویم خدا، آن چیزی که در ذهن شما میآید، خدای واقعی نیست. چون خدا در ذهن جا نمیشود. کوه، خورشید و دریا با همه بزرگی در ذهن جا میشوند چون محدود هستند. اما اگر خدا را در ذهنت تصور کردی، یعنی او را محدود و کوچک کردهای و این غیر از خداست؛ این مخلوق ذهن خودت است. امیرالمؤمنین فرمودند توحید یعنی خدا را در وهم خودت نیاوری و برای او شریک ذهنی نسازی. هر وقت چیزی در ذهنت شکل گرفت که فکر کردی خداست، بگو سبحان الله. خدا منزه است، نه این نیست و نه آنطور که تو خیال میکنی. هیچ کس نمیتواند خدا را تصور کند یا بشناسد. پیغمبر با آن عظمت فرمود: «ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ». خدا نامحدود است و همه چیز غیر خدا محدود. به ما فرمودند در مورد ذات خدا فکر نکنید چون دیوانه میشوید. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «إیَّاکُمْ وَ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ»؛ در مورد خدا فکر نکنید. هر وقت خواستید عظمت خدا را درک کنید، به مخلوقاتش نگاه کنید. آسمان اول نسبت به زمین، مثل انگشتری در بیابان است؛ آسمان دوم نسبت به اول، مثل انگشتری در بیابان؛ تا آسمان هفتم. حالا خدایی که اینها را خلق کرده، در ذهن ما نمیگنجد. پس آن چیزی که در ذهنتان به عنوان خدا میسازید، خدا نیست. شریکی برای خدا درست کردهاید. عدالت یعنی هر چیزی را در جای خودش قرار دادن. از مسلمات اعتقادات ما این است که خدا عادل است و ظلم نمیکند. قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا» (یونس، 44). اما برخی از روی جهل، خدا را محکوم میکنند و میگویند خدا به ما ظلم کرده. مثلاً میگویند چرا پدر من فقیر بود؟ چرا یکی ثروتمند است و یکی فقیر؟ خدا اهل عدالت است، نه مساوات. اگر پنج تا انگشت دست همه مثل هم بود، کار دنیا نمیچرخید. کوه و دره، دریا و خشکی، انواع میوهها و رنگها همه به خاطر تفاوتهاست. خدا در قرآن فرموده: «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ» (اسراء، 30). به بعضی روزی زیاد میدهد و به بعضی کم. این ربطی به دویدن و تلاش ظاهری ندارد. بسیاری هستند که ده برابر دیگران کار میکنند اما یک دهم آنها روزی دارند، و برعکس.اگر خدا به همه ثروت بدهد، ظلم و ستم در زمین زیاد میشود. خدا میداند که انسان اگر قدرت پیدا کند، طغیان میکند. ماجرای آن صحابی که از پیامبر درخواست مال کرد و پیامبر به او دو درهم داد، خیلی درسآموز است. او دو درهم را برد و تجارت کرد و پولدار شد. اما بعد از پولدار شدن، دیگر نماز نمیخواند و به حرف پیامبر گوش نمیداد. وقتی همان دو درهم را به پیامبر برگرداند، تمام داراییاش از بین رفت و فهمید که ظرفیت آن مال را نداشته است. عدالت این است که خدا را متهم نکنیم و نگوییم چرا این گونه شد. خدا بلد است و مصلحت ما را بهتر از خودمان میداند. ما بلد نیستیم، خدا میداند به چه کسی چه چیزی بدهد. عدل یعنی به خدا تهمت نزنیم.
از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهالسلام در مورد دو اصل اساسی دین یعنی توحید و عدل سؤال شد. حضرت در کمال اختصار و زیبایی فرمودند: «التَّوْحیدُ أَنْ لا تَتَوَهَّمَهُ»؛ توحید این است که خدا را در وهم و خیال خودت نیاوری. و «الْعَدْلُ أَنْ لا تَتَّهِمَهُ»؛ عدل این است که به خدا تهمت نزنی.توحید یعنی یکتاپرستی و نقطهٔ مقابل آن شرک است. در تمام ادیان الهی، اولین اصل این است که خدا یکی است. اما در بعضی از ادیان تحریفشده مثل زرتشتیهای قبل از اسلام میگفتند دو خدا داریم: خدای خوبیها و خدای بدیها. در مسیحیت تحریفشده امروز هم میگویند سه خدا داریم. اما در اسلام و همهٔ ادیان الهی اصلی، خدا یکی است. شرط توحید این است که شما در ذهنتان چیزی را به عنوان خدا نیاورید. متأسفانه ما این را رعایت نمیکنیم. هر کلمهای را که به شما بگویم، سریع در ذهنتان شکل میگیرد؛ مثلاً میگویم کوه، یک کوه ذهنی درست میشود، میگویم دریا، یک دریای ذهنی. اما وقتی میگویم خدا، آن چیزی که در ذهن شما میآید، خدای واقعی نیست. چون خدا در ذهن جا نمیشود. کوه، خورشید و دریا با همه بزرگی در ذهن جا میشوند چون محدود هستند. اما اگر خدا را در ذهنت تصور کردی، یعنی او را محدود و کوچک کردهای و این غیر از خداست؛ این مخلوق ذهن خودت است. امیرالمؤمنین فرمودند توحید یعنی خدا را در وهم خودت نیاوری و برای او شریک ذهنی نسازی. هر وقت چیزی در ذهنت شکل گرفت که فکر کردی خداست، بگو سبحان الله. خدا منزه است، نه این نیست و نه آنطور که تو خیال میکنی. هیچ کس نمیتواند خدا را تصور کند یا بشناسد. پیغمبر با آن عظمت فرمود: «ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ». خدا نامحدود است و همه چیز غیر خدا محدود. به ما فرمودند در مورد ذات خدا فکر نکنید چون دیوانه میشوید. امام باقر علیهالسلام فرمودند: «إیَّاکُمْ وَ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ»؛ در مورد خدا فکر نکنید. هر وقت خواستید عظمت خدا را درک کنید، به مخلوقاتش نگاه کنید. آسمان اول نسبت به زمین، مثل انگشتری در بیابان است؛ آسمان دوم نسبت به اول، مثل انگشتری در بیابان؛ تا آسمان هفتم. حالا خدایی که اینها را خلق کرده، در ذهن ما نمیگنجد. پس آن چیزی که در ذهنتان به عنوان خدا میسازید، خدا نیست. شریکی برای خدا درست کردهاید. عدالت یعنی هر چیزی را در جای خودش قرار دادن. از مسلمات اعتقادات ما این است که خدا عادل است و ظلم نمیکند. قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا» (یونس، 44). اما برخی از روی جهل، خدا را محکوم میکنند و میگویند خدا به ما ظلم کرده. مثلاً میگویند چرا پدر من فقیر بود؟ چرا یکی ثروتمند است و یکی فقیر؟ خدا اهل عدالت است، نه مساوات. اگر پنج تا انگشت دست همه مثل هم بود، کار دنیا نمیچرخید. کوه و دره، دریا و خشکی، انواع میوهها و رنگها همه به خاطر تفاوتهاست. خدا در قرآن فرموده: «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ وَ یَقْدِرُ» (اسراء، 30). به بعضی روزی زیاد میدهد و به بعضی کم. این ربطی به دویدن و تلاش ظاهری ندارد. بسیاری هستند که ده برابر دیگران کار میکنند اما یک دهم آنها روزی دارند، و برعکس.اگر خدا به همه ثروت بدهد، ظلم و ستم در زمین زیاد میشود. خدا میداند که انسان اگر قدرت پیدا کند، طغیان میکند. ماجرای آن صحابی که از پیامبر درخواست مال کرد و پیامبر به او دو درهم داد، خیلی درسآموز است. او دو درهم را برد و تجارت کرد و پولدار شد. اما بعد از پولدار شدن، دیگر نماز نمیخواند و به حرف پیامبر گوش نمیداد. وقتی همان دو درهم را به پیامبر برگرداند، تمام داراییاش از بین رفت و فهمید که ظرفیت آن مال را نداشته است. عدالت این است که خدا را متهم نکنیم و نگوییم چرا این گونه شد. خدا بلد است و مصلحت ما را بهتر از خودمان میداند. ما بلد نیستیم، خدا میداند به چه کسی چه چیزی بدهد. عدل یعنی به خدا تهمت نزنیم.


تاکنون نظری ثبت نشده است