منو
جنگ حق و باطل تا ظهور

جنگ حق و باطل تا ظهور

  • 1 تعداد قطعات
  • 30 دقیقه مدت قطعه
  • 25 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام مرتضی امینی نیا با موضوع "جنگ حق و باطل تا ظهور"، سال 1405


یکی از سوالاتی که این روزها زیاد پرسیده می شود و شاید در ذهن بعضی از شما هم باشد، این است که مبارزه و جنگ تا کی باید ادامه داشته باشد؟ چهل و هفت سال از انقلاب می گذرد و انگار همیشه در حال جنگ بودیم. جواب این سوال را خدا در قرآن، سوره بقره آیه 216 داده: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ یعنی جنگ بر پیشانی شما نوشته شده. این جزو سنت های تکوینی الهی است. چرا باید جنگید؟ چون شما یا در جبهه حق هستید یا در جبهه باطل. جبهه سومی نداریم. در این دنیا بیطرف نداریم. اگر از حق حمایت نکنی، در جبهه باطلی. قضیه عاشورا را نگاه کنید. عبیدالله بن زیاد، سی هزار نفر را فرستاد با امام حسین علیه‌السلام بجنگند، اما هفتاد هزار نفر دیگر در کوهها و بیابانها قایم شدند. آنها نه از امام حمایت کردند نه از یزید. اینها چه فرقی با آن سی هزار نفر داشتند؟ اگر آنها آمده بودند از امام دفاع می کردند، نتیجه عوض می شد. وقتی نیامدند و امام به شهادت رسید، دیگر فرقی نکرد. همانطور که یک بزرگواری فرمود: وقتی حق در مقابل باطل ایستاده و تو نیایی دفاع کنی، فرق نمی کند نماز بخوانی یا شراب بخوری. سنت خدا این است: وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا، یعنی در مقابل هر پیغمبر و هر جبهه حقی، دشمنی قرار داده ایم. حضرت ابراهیم را نمرود رها نکرد. حضرت موسی را فرعون رها نکرد؛ هفتاد هزار شکم را پاره کرد تا موسی به دنیا نیاید. پیغمبر خودمان را ابوسفیان و ابوجهل رها نکردند؛ سیزده سال در مکه سنگ زدند، شکمبه روی سرش خالی کردند، تحریم اقتصادی کردند، سه سال در شعب ابیطالب، و نهایتاً تصمیم به ترور گرفتند. در مدینه هم ده سال نگذاشتند یک جرعه آب خوش از گلویش پایین برود؛ هر روز جنگ و توطئه. امیرالمومنین علیه السلام بعد از 25 سال خانه نشینی، با خواهش مردم حکومت را به دست گرفت، اما فقط چهار سال و نه ماه حکومت کردند. در همین مدت سه جنگ بزرگ جمل، صفین، نهروان به او تحمیل کردند. گاهی وقتی جمعیت های پرشور امروزی را میبینم، از امیرالمومنین خجالت میکشم؛ ای کاش این مردم در زمان او بودند تا ایشان مجبور نباشد سرش را در چاه کند و بگوید خدایا کسی نیست کمکم کند. ایشان در خطبه 97 نهجالبلاغه به یاران خسته اش که می گفتند تا کی بجنگیم، فرمود: معاویه شما را شکست می دهد نه به خاطر اینکه او بر حق است، بلکه به خاطر اینکه او و یارانش بر باطل خود محکماند، ولی شما بر حق خود سست هستید. حتی فرمود: قسم به خدا دوست دارم با معاویه معامله صرافی کنم؛ ده تا از شما را بدهم یک نفر از یاران معاویه را بگیرم، چون شما سستید و آنها محکم. اگر تا امروز ما برنده ایم، به خاطر محکم بودن مردم است. دشمن امروز دارد خطا میکند، پل میزند، نیروگاه و مدرسه میزند، فحش می دهد. چرا؟ چون زورش نمی رسد. در جبهه، دریا، هوا و زمین زورش نمی رسد. چرا؟ چون شما محکم هستید. یک رزمنده نوشته بود: تمام سالهایی که پای لانچر موشک نشستم و با جانم بازی کردم، حاضرم با یک شب خیابان آمدن شما عوض کنم. حضور شما در صحنه خیلی ارزش دارد. امام حسن مجتبی علیه السلام چرا صلح کرد؟ چون فرماندهان خودش به او خیانت کردند و به معاویه نامه نوشتند که کجا بیاییم سر امام حسن را تحویل دهیم. بعد از صلح هم دست از سرش برنداشتند. حالا اگر ما آتشبس کنیم یا صلح کنیم، رهامان می کنند؟ مگر در همین جنگ اخیر در حال مذاکره نبودیم که آنها حمله کردند؟ رهبر شهیدمان آنقدر خون دل خورد و میگفت مذاکره با اینها نه عاقلانه است نه شرافتمندانه، چون آنها پیمان نمیفهمند. پس تا وقتی بر حق هستیم، جنگ هست. خودتان را آماده کنید. حتی اگر این جنگ تمام شد و ما گوش به فرمان رهبر هستیم. هرچه بفرماید، صلح یا جنگ، باز هم تمام نیست. این رشته سر دراز دارد. حتی وقتی امام زمان عجل الله ظهور کند، باز هم باطل دست از حق برنمی دارد. خداوند به ما دستور داده سست و نترسید. دست شما بالاست. شما پیروزید اگر ایمان داشته باشید و باور کنید حق بر باطل پیروز است، چون إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 30:34

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن