- 85
- 1000
- 1000
- 1000
مدیریت زندگی به سبک اهلبیت
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی قاضی عسکر با موضوع "مدیریت زندگی به سبک اهلبیت"، سال 1405
بحث ما در این روزهای گذشته، در زمینه «مدیریت دینی» بود. زندگی هم، بر اساس آنچه در روایات داریم، نوعی مدیریت است. در روایت داریم که مردان، مدیر مجموعه زندگی هستند و «المرء راعٍ» یعنی مرد مسئول و نگهبان است. به تعابیر امروزی، زن هم مدیر داخلی خانه است. اگر ما زندگی را درست مدیریت کنیم، نتایج بسیار شیرینی خواهد داشت. خوشبختانه در سیره پیغمبر و ائمه علیهم السلام این نوع مدیریت را می بینیم که اگر واقعاً به آن توجه کنیم و در زندگیمان پیاده کنیم، بسیاری از آسیبهای اجتماعی حل خواهد شد.ازدواج یک امر طبیعی و لازمه حیات بشری است. یعنی وقتی می خواهیم حیات بشر دوام پیدا کند، ازدواج لازمه آن است. خداوند هم از اول این دو موجود را مکمل هم آفریده: «خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزواجًا لِّتَسکُنُوا إِلَیها وَجَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةً وَرَحمَةً». هدف از ازدواج این است که محیطی همراه با آرامش برای مردم ایجاد شود؛ وقتی از دغدغه ها و مشکلات روزانه خسته می شوند، به خانه برگردند و آنجا محل آرامش و آسایش باشد. در این زمینه تعابیر زیبایی داریم؛ مثلاً امیرالمؤمنان علیه السلام فرمودند: «من هر وقت وارد خانه می شدم، یک نگاه به چهره زهرای مرضیه می انداختم، هر غم و غصهای در دلم بود از بین میرفت». نگاه به همسر باید آرامش بخش باشد، مخصوصاً برای پیروان اهلبیت.اگر ما درست مدیریت کنیم، مشکلات حل خواهد شد. اسلام به شدت به ازدواج ترغیب کرده؛ فرمود: «ازدواج سنت من است، هرکس از سنت من روی گردان شود از من نیست». در روایت دیگر داریم: «کسی که ازدواج میکند نصف دینش را حفظ میکند، پس باید برای نصف دیگرش هم تلاش کند». همچنین از وظایف پدر و مادر این شمرده شده که وقتی فرزند به سن بلوغ رسید، زمینه ازدواج او را فراهم کنند. متأسفانه الان به دلیل مشکلات اقتصادی یا فرهنگی، سن ازدواج تأخیر افتاده و گاهی افراد 35، 40 سالشان است هنوز ازدواج نکرده اند؛ وقتی میخواهند ازدواج کنند، نشاط جوانی را از دست داده اند. باید اصل ازدواج به عنوان امری مهم مورد توجه قرار گیرد. زمان ازدواج مهم است. نباید فاصله بین بلوغ و ازدواج زیاد شود. قرآن می فرماید: «أَنکِحُوا الْأَیَامَىٰ مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»؛ شما وسیله ازدواج را فراهم کنید، اگر فقیر باشند، خدا از فضلش بی نیازشان می کند. اگر از بزرگسالان بپرسید که اول ازدواج همه چیز داشتند؟ خیلیها نداشتند، اما به مرور پیدا شد و خدا وعده داده. آنهایی هم که واقعاً امکان ندارند، باید عفت پیشه کنند تا زمینه فراهم شود.
در روایات مثال میزند: میوهای که روی شاخه درخت است، اگر به موقع بچینید قابل خوردن است، قبل از آن نرسیده و بعد از آن میگندد و از بین میرود. اسلام راه صحیح مدیریت را یاد داده است. اولاً بهترین حالت برای ازدواج، «غُلتُ مَهر» یعنی مهریه کم است. ثانیاً فرمود: «اِذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ وَ دینَهُ فَزَوِّجوهُ»؛ اگر کسی آمد که اخلاقش و دینش خوب بود، ازدواجش را فراهم کنید و معطل نگذارید. ببینید چقدر با رسم و رسوم ما فرق دارد که میگویند حتماً باید فلان شغل، ماشین، خانه را داشته باشد. همینطور درباره مهریه سنگین که گاهی به مقدار سال تولد سکه می گذارند و بعد کار به اختلاف و جدایی میکشد. پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود: «علی جان! چه داری؟» حضرت یک زره داشت که حدود چهارصد درهم میارزید. پیغمبر فرمود: «همان زره را مهریه قرار بده». فروختند و با آن یک سری کاسه گلی و وسایل مختصر جهیزیه فراهم کردند. خیلیها قبل از علی علیهالسلام آمده بودند با وضع مالی خوب، اما پیغمبر قبول نکرد؛ و مهمتر اینکه حضرت زهرا رضایت داشتند، هیچگاه ازدواج تحمیلی نبود. قرآن می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ»؛ مردها قوام زندگی هستند و زنان باید از این قوام تبعیت کنند. از طرفی در روایت داریم: «المرأةُ ریحانَةٌ و لَیست بِقَهرمانَة»؛ زن مثل یک گل میماند، کارگر سخت کوش زندگی نیست. نه ماه بچه را در شکم نگه می دارد، از شیره جانش تغذیه میکند، دو سال شیر می دهد، مریضی اش را بالای سرش است. اینها کارهای سنگینی است که مرد به دوش نمیکشد.
بحث ما در این روزهای گذشته، در زمینه «مدیریت دینی» بود. زندگی هم، بر اساس آنچه در روایات داریم، نوعی مدیریت است. در روایت داریم که مردان، مدیر مجموعه زندگی هستند و «المرء راعٍ» یعنی مرد مسئول و نگهبان است. به تعابیر امروزی، زن هم مدیر داخلی خانه است. اگر ما زندگی را درست مدیریت کنیم، نتایج بسیار شیرینی خواهد داشت. خوشبختانه در سیره پیغمبر و ائمه علیهم السلام این نوع مدیریت را می بینیم که اگر واقعاً به آن توجه کنیم و در زندگیمان پیاده کنیم، بسیاری از آسیبهای اجتماعی حل خواهد شد.ازدواج یک امر طبیعی و لازمه حیات بشری است. یعنی وقتی می خواهیم حیات بشر دوام پیدا کند، ازدواج لازمه آن است. خداوند هم از اول این دو موجود را مکمل هم آفریده: «خَلَقَ لَکُم مِّن أَنفُسِکُم أَزواجًا لِّتَسکُنُوا إِلَیها وَجَعَلَ بَینَکُم مَّوَدَّةً وَرَحمَةً». هدف از ازدواج این است که محیطی همراه با آرامش برای مردم ایجاد شود؛ وقتی از دغدغه ها و مشکلات روزانه خسته می شوند، به خانه برگردند و آنجا محل آرامش و آسایش باشد. در این زمینه تعابیر زیبایی داریم؛ مثلاً امیرالمؤمنان علیه السلام فرمودند: «من هر وقت وارد خانه می شدم، یک نگاه به چهره زهرای مرضیه می انداختم، هر غم و غصهای در دلم بود از بین میرفت». نگاه به همسر باید آرامش بخش باشد، مخصوصاً برای پیروان اهلبیت.اگر ما درست مدیریت کنیم، مشکلات حل خواهد شد. اسلام به شدت به ازدواج ترغیب کرده؛ فرمود: «ازدواج سنت من است، هرکس از سنت من روی گردان شود از من نیست». در روایت دیگر داریم: «کسی که ازدواج میکند نصف دینش را حفظ میکند، پس باید برای نصف دیگرش هم تلاش کند». همچنین از وظایف پدر و مادر این شمرده شده که وقتی فرزند به سن بلوغ رسید، زمینه ازدواج او را فراهم کنند. متأسفانه الان به دلیل مشکلات اقتصادی یا فرهنگی، سن ازدواج تأخیر افتاده و گاهی افراد 35، 40 سالشان است هنوز ازدواج نکرده اند؛ وقتی میخواهند ازدواج کنند، نشاط جوانی را از دست داده اند. باید اصل ازدواج به عنوان امری مهم مورد توجه قرار گیرد. زمان ازدواج مهم است. نباید فاصله بین بلوغ و ازدواج زیاد شود. قرآن می فرماید: «أَنکِحُوا الْأَیَامَىٰ مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»؛ شما وسیله ازدواج را فراهم کنید، اگر فقیر باشند، خدا از فضلش بی نیازشان می کند. اگر از بزرگسالان بپرسید که اول ازدواج همه چیز داشتند؟ خیلیها نداشتند، اما به مرور پیدا شد و خدا وعده داده. آنهایی هم که واقعاً امکان ندارند، باید عفت پیشه کنند تا زمینه فراهم شود.
در روایات مثال میزند: میوهای که روی شاخه درخت است، اگر به موقع بچینید قابل خوردن است، قبل از آن نرسیده و بعد از آن میگندد و از بین میرود. اسلام راه صحیح مدیریت را یاد داده است. اولاً بهترین حالت برای ازدواج، «غُلتُ مَهر» یعنی مهریه کم است. ثانیاً فرمود: «اِذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ وَ دینَهُ فَزَوِّجوهُ»؛ اگر کسی آمد که اخلاقش و دینش خوب بود، ازدواجش را فراهم کنید و معطل نگذارید. ببینید چقدر با رسم و رسوم ما فرق دارد که میگویند حتماً باید فلان شغل، ماشین، خانه را داشته باشد. همینطور درباره مهریه سنگین که گاهی به مقدار سال تولد سکه می گذارند و بعد کار به اختلاف و جدایی میکشد. پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود: «علی جان! چه داری؟» حضرت یک زره داشت که حدود چهارصد درهم میارزید. پیغمبر فرمود: «همان زره را مهریه قرار بده». فروختند و با آن یک سری کاسه گلی و وسایل مختصر جهیزیه فراهم کردند. خیلیها قبل از علی علیهالسلام آمده بودند با وضع مالی خوب، اما پیغمبر قبول نکرد؛ و مهمتر اینکه حضرت زهرا رضایت داشتند، هیچگاه ازدواج تحمیلی نبود. قرآن می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ»؛ مردها قوام زندگی هستند و زنان باید از این قوام تبعیت کنند. از طرفی در روایت داریم: «المرأةُ ریحانَةٌ و لَیست بِقَهرمانَة»؛ زن مثل یک گل میماند، کارگر سخت کوش زندگی نیست. نه ماه بچه را در شکم نگه می دارد، از شیره جانش تغذیه میکند، دو سال شیر می دهد، مریضی اش را بالای سرش است. اینها کارهای سنگینی است که مرد به دوش نمیکشد.


تاکنون نظری ثبت نشده است