- 16
- 1000
- 1000
- 1000
جایگاه رفیع علم و کار در اسلام
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی قاضی عسکر با موضوع "جایگاه رفیع علم و کار در اسلام"، سال 1405
دیروز روز کارگر بود که به احترام شخصیت این قشر زحمتکش نام گذاری شده و امروز هم روز معلم و بزرگداشت این نیروهای شایسته و لایق است. در مورد روز کارگر، اسلام نسبت به کار و کارگر اهمیت فوقالعادهای قائل است و ثواب و ارزش آن را بسیار بالا برده است. در روایات متعدد از پیغمبر و ائمه مکرراً توصیه شده به این قشر عظیم، چراکه بار تولید و اقتصاد بر دوش کارگران است. وقتی میبینید در روایات آمده که پیغمبر خم میشد و دست پینهبستۀ کارگر را میبوسید، این به خاطر اهمیت این حرفه است. یا در جایی دیگر، اگر جوانی خوشقدوبالا و توانمند خدمت پیغمبر میرسید، حضرت میپرسیدند: آیا این کار دارد؟ و اگر میگفتند نه، میفرمودند: از چشم من افتاد. این تعبیر برای کسانی بود که میتوانستند کار کنند اما تنبلی را پیشه کرده بودند. اسلام به حقوق کارگر چنان اهمیت میدهد که میگوید: حتی قبل از آنکه عرق کارگر خشک بشود، باید مزدش را داد. در روایات آمده که خداوند انسانهایی که مشغول به کارند و امین هستند را دوست دارد. اظهار علاقهٔ خدا به این قشر بسیار مهم است. در تمام صنوف، چه کارخانه، چه کشاورزی و بخشهای مختلف، بار اصلی تولید بر دوش کارگران عزیز است. نه فقط در شعار بلکه در عمل باید مردم تشویق شوند. خود انبیا و ائمه همینگونه عمل میکردند. امیرالمؤمنین خودش کارگری میکرد، در مزرعه و نخلستان تولید میکرد و بیل به دست میگرفت. امام باقر هم همینطور. بعضی از مقدسنماها به امام باقر میگفتند: حیف نیست عبادت را رها کردی و مشغول زراعتی؟ امام فرمود: من این کار را عبادت میدانم. یعنی کار عبادت است. هر کارگری که از صبح مشغول کار شود برای خدا و طلب روزی حلال، لحظه لحظهٔ کارش عبادت است. عبادت فقط نماز و روزه نیست. کارگر هم مزد میگیرد، هم برای خودکفایی کشور کار میکند، هم برای افزایش تولید و هم برای روزی حلال. آن کسی که با عرق جبین و کد یمین تلاش میکند تا زندگی آبرومندانه داشته باشد، در روایات داریم: اگر عبادت را ده قسمت کنیم، نه قسمت آن در طلب روزی حلال است. کارگرانی که در معادن کار میکنند، در صنایع بزرگ که گاهی پرخطر است، به خاطر خدا میایستند، تابستان و زمستان زحمت میکشند. اگر اینها نبودند، کشور با این همه دشمن در چه وضعی بود؟ همه باید جوری عمل کنیم که کارگری یک ارزش تلقی شود. متأسفانه گاهی چنان بد عمل کردیم که اگر کسی به خواستگاری برود و بگویند شغلش کارگری است، جواب رد میدهند، در حالی که کارگری شریفترین و ارزشمندترین شغلهاست. اینکه کسی زحمت بکشد و دستش پیش احدی دراز نباشد، قدر این مسئله مهم است. حتی غیر مسلمانان هم مورد توجه اسلام هستند. یک روز امیرالمؤمنین از راه میگذشت، دید پیرمردی ایستاده گدایی میکند. حضرت مودبانه پرسید: شما چرا گدایی میکنی؟ ما بیتالمال را تقسیم میکنیم. گفت: آقا، من جوان بودم قدرت کار داشتم، کارگری میکردم و زندگیم میگذشت، اما حالا سنم رفته و قدرت کار ندارم و گرنه از گرسنگی میمیرم. حضرت متأثر شدند و فرمودند سهمی از بیتالمال برایش تعیین کنند که ماهیانه به او بدهند. یکی گفت: آقا، ایشون از اهل کتاب است، مسلمان نیست، شما میگویید از بیتالمال مسلمین به او بدهید؟ حضرت فرمودند: این آقا تا دیروز توان کار داشت، برای شما کار میکرد. حالا که توان کار ندارد باید از گرسنگی بمیرد؟ بدید از بیتالمال برایش حقوق تعیین کنید. دیدید چقدر مهم است؟ برای امیرالمؤمنین مسلمان و غیرمسلمان مطرح نیست. معلم هم در اسلام ارزش بسیار بالایی دارد. قرآن میفرماید: آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسانند؟ اولین معلم خداست که علم اسماء را به آدم آموخت. شغل انبیا هم معلمی بوده است. قرآن میفرماید: خدا به کسانی که علم دارند درجات بالایی میدهد. در روایات هم مانند کارگران، به احترام معلم و علم توصیه شده است. پیغمبر وقتی وارد مسجد میشد، یک جا حلقه ذکر بود و یک جا حلقه علم، میرفت در حلقه علم مینشست تا مردم به علمآموزی ترغیب شوند. همهٔ پیشرفتهای کشور به برکت معلمان و اندیشمندان است. یکی از آنها شهید آیتالله مطهری رضوانالله علیه بود. امام اهل اغراق نبود، شاید تنها کسی که امام فرمودند بلااستثنا همه کتابهایش برای مردم مفید است، شهید مطهری است. بنده توفیق داشتم قبل از انقلاب گاهی خدمت ایشان برسم. ایشان بسیار وارسته و متواضع بودند. در دانشکده الهیات اتاقی حدود دو در سه متر به ایشان داده بودند، دیدم از همان نیمکتهای چوبی که بچهها رویش مینشستند، گذاشته بود و روی آن نماز میخواند. تا آخر عمر به هیچ تشریفاتی گرایش پیدا نکرد. از نظر علمی در رتبهای بود که اگر امروز بود، شاید بدون اغراق بگوییم اعلم مراجع بود. در بحرانهای تفکرات الحادی، سینه سپر میکرد. مجلۀ زن روز قبل از انقلاب مجلۀ کثیفی بود؛ وقتی آنجا به حجاب حمله شد، شهید مطهری نظام حقوق زن در اسلام را نوشت و در همان مجله به صورت مقاله چاپ کرد و بعد کتاب شد. به مردم فهماند که حجاب شخصیت زن را حفظ میکند نه اهانت است. دربارهٔ مارکسیسم، در حسینیه ارشاد تدریس میکرد. اول نظریه مارکسیستها را چنان جالب مطرح میکرد که همه فکر میکردند استاد مارکسیسم آمده، بعد اشکالات آن را کامل بیان و رد میکرد. استاد ایشان، علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) میفرمود: وقتی شهید مطهری در درس من حضور پیدا میکرد، حالت رقص پیدا میکردم چون میفهمیدم یکی از کسانی که درس مرا کامل میفهمد، مطهری است. در تمام زمینهها آثار دارد. در فلسفه، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مسئلۀ جاذبه و دافعه را برای امیرالمؤمنین مطرح کرد که مورد استقبال قرار گرفت. یکی از علمایی که هماتاق ایشان در فیضیه بود، میگفت: شبها برای نماز شب بلند میشد، از رودخانه آفتابه آب میآورد و مرا صدا میزد که برخیز وضو بگیر و نماز شب بخوان. خودش مقید به نماز شب و تهجّد بود. در انقلاب از سردمداران بود. وقتی امام به پاریس هجرت کردند، یکی از نقشهای اساسی را مطهری داشت.
دیروز روز کارگر بود که به احترام شخصیت این قشر زحمتکش نام گذاری شده و امروز هم روز معلم و بزرگداشت این نیروهای شایسته و لایق است. در مورد روز کارگر، اسلام نسبت به کار و کارگر اهمیت فوقالعادهای قائل است و ثواب و ارزش آن را بسیار بالا برده است. در روایات متعدد از پیغمبر و ائمه مکرراً توصیه شده به این قشر عظیم، چراکه بار تولید و اقتصاد بر دوش کارگران است. وقتی میبینید در روایات آمده که پیغمبر خم میشد و دست پینهبستۀ کارگر را میبوسید، این به خاطر اهمیت این حرفه است. یا در جایی دیگر، اگر جوانی خوشقدوبالا و توانمند خدمت پیغمبر میرسید، حضرت میپرسیدند: آیا این کار دارد؟ و اگر میگفتند نه، میفرمودند: از چشم من افتاد. این تعبیر برای کسانی بود که میتوانستند کار کنند اما تنبلی را پیشه کرده بودند. اسلام به حقوق کارگر چنان اهمیت میدهد که میگوید: حتی قبل از آنکه عرق کارگر خشک بشود، باید مزدش را داد. در روایات آمده که خداوند انسانهایی که مشغول به کارند و امین هستند را دوست دارد. اظهار علاقهٔ خدا به این قشر بسیار مهم است. در تمام صنوف، چه کارخانه، چه کشاورزی و بخشهای مختلف، بار اصلی تولید بر دوش کارگران عزیز است. نه فقط در شعار بلکه در عمل باید مردم تشویق شوند. خود انبیا و ائمه همینگونه عمل میکردند. امیرالمؤمنین خودش کارگری میکرد، در مزرعه و نخلستان تولید میکرد و بیل به دست میگرفت. امام باقر هم همینطور. بعضی از مقدسنماها به امام باقر میگفتند: حیف نیست عبادت را رها کردی و مشغول زراعتی؟ امام فرمود: من این کار را عبادت میدانم. یعنی کار عبادت است. هر کارگری که از صبح مشغول کار شود برای خدا و طلب روزی حلال، لحظه لحظهٔ کارش عبادت است. عبادت فقط نماز و روزه نیست. کارگر هم مزد میگیرد، هم برای خودکفایی کشور کار میکند، هم برای افزایش تولید و هم برای روزی حلال. آن کسی که با عرق جبین و کد یمین تلاش میکند تا زندگی آبرومندانه داشته باشد، در روایات داریم: اگر عبادت را ده قسمت کنیم، نه قسمت آن در طلب روزی حلال است. کارگرانی که در معادن کار میکنند، در صنایع بزرگ که گاهی پرخطر است، به خاطر خدا میایستند، تابستان و زمستان زحمت میکشند. اگر اینها نبودند، کشور با این همه دشمن در چه وضعی بود؟ همه باید جوری عمل کنیم که کارگری یک ارزش تلقی شود. متأسفانه گاهی چنان بد عمل کردیم که اگر کسی به خواستگاری برود و بگویند شغلش کارگری است، جواب رد میدهند، در حالی که کارگری شریفترین و ارزشمندترین شغلهاست. اینکه کسی زحمت بکشد و دستش پیش احدی دراز نباشد، قدر این مسئله مهم است. حتی غیر مسلمانان هم مورد توجه اسلام هستند. یک روز امیرالمؤمنین از راه میگذشت، دید پیرمردی ایستاده گدایی میکند. حضرت مودبانه پرسید: شما چرا گدایی میکنی؟ ما بیتالمال را تقسیم میکنیم. گفت: آقا، من جوان بودم قدرت کار داشتم، کارگری میکردم و زندگیم میگذشت، اما حالا سنم رفته و قدرت کار ندارم و گرنه از گرسنگی میمیرم. حضرت متأثر شدند و فرمودند سهمی از بیتالمال برایش تعیین کنند که ماهیانه به او بدهند. یکی گفت: آقا، ایشون از اهل کتاب است، مسلمان نیست، شما میگویید از بیتالمال مسلمین به او بدهید؟ حضرت فرمودند: این آقا تا دیروز توان کار داشت، برای شما کار میکرد. حالا که توان کار ندارد باید از گرسنگی بمیرد؟ بدید از بیتالمال برایش حقوق تعیین کنید. دیدید چقدر مهم است؟ برای امیرالمؤمنین مسلمان و غیرمسلمان مطرح نیست. معلم هم در اسلام ارزش بسیار بالایی دارد. قرآن میفرماید: آیا آنهایی که میدانند با آنهایی که نمیدانند یکسانند؟ اولین معلم خداست که علم اسماء را به آدم آموخت. شغل انبیا هم معلمی بوده است. قرآن میفرماید: خدا به کسانی که علم دارند درجات بالایی میدهد. در روایات هم مانند کارگران، به احترام معلم و علم توصیه شده است. پیغمبر وقتی وارد مسجد میشد، یک جا حلقه ذکر بود و یک جا حلقه علم، میرفت در حلقه علم مینشست تا مردم به علمآموزی ترغیب شوند. همهٔ پیشرفتهای کشور به برکت معلمان و اندیشمندان است. یکی از آنها شهید آیتالله مطهری رضوانالله علیه بود. امام اهل اغراق نبود، شاید تنها کسی که امام فرمودند بلااستثنا همه کتابهایش برای مردم مفید است، شهید مطهری است. بنده توفیق داشتم قبل از انقلاب گاهی خدمت ایشان برسم. ایشان بسیار وارسته و متواضع بودند. در دانشکده الهیات اتاقی حدود دو در سه متر به ایشان داده بودند، دیدم از همان نیمکتهای چوبی که بچهها رویش مینشستند، گذاشته بود و روی آن نماز میخواند. تا آخر عمر به هیچ تشریفاتی گرایش پیدا نکرد. از نظر علمی در رتبهای بود که اگر امروز بود، شاید بدون اغراق بگوییم اعلم مراجع بود. در بحرانهای تفکرات الحادی، سینه سپر میکرد. مجلۀ زن روز قبل از انقلاب مجلۀ کثیفی بود؛ وقتی آنجا به حجاب حمله شد، شهید مطهری نظام حقوق زن در اسلام را نوشت و در همان مجله به صورت مقاله چاپ کرد و بعد کتاب شد. به مردم فهماند که حجاب شخصیت زن را حفظ میکند نه اهانت است. دربارهٔ مارکسیسم، در حسینیه ارشاد تدریس میکرد. اول نظریه مارکسیستها را چنان جالب مطرح میکرد که همه فکر میکردند استاد مارکسیسم آمده، بعد اشکالات آن را کامل بیان و رد میکرد. استاد ایشان، علامه طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) میفرمود: وقتی شهید مطهری در درس من حضور پیدا میکرد، حالت رقص پیدا میکردم چون میفهمیدم یکی از کسانی که درس مرا کامل میفهمد، مطهری است. در تمام زمینهها آثار دارد. در فلسفه، اصول فلسفه و روش رئالیسم، مسئلۀ جاذبه و دافعه را برای امیرالمؤمنین مطرح کرد که مورد استقبال قرار گرفت. یکی از علمایی که هماتاق ایشان در فیضیه بود، میگفت: شبها برای نماز شب بلند میشد، از رودخانه آفتابه آب میآورد و مرا صدا میزد که برخیز وضو بگیر و نماز شب بخوان. خودش مقید به نماز شب و تهجّد بود. در انقلاب از سردمداران بود. وقتی امام به پاریس هجرت کردند، یکی از نقشهای اساسی را مطهری داشت.


تاکنون نظری ثبت نشده است