- 230
- 1000
- 1000
- 1000
خطای راهبردی آمریکا، رویارویی با ملت ایران
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "خطای راهبردی آمریکا، رویارویی با ملت ایران"، سال 1405
نکته اول، بحث نظم جهانی است. تقریباً همزمان با فروپاشی شوروی، نظریه جهان تکقطبی بر محور نظم آمریکایی مطرح شد که همه چیز باید بر مدار آمریکا شکل بگیرد، آن هم به ادعای صلح و مصالح عمومی ملتها. حضرت آیتالله خامنهای در مقابل این جریان ایستادند و طراحی جهان چندقطبی را دنبال کردند. ایشان در اواخر عمر مبارکشان، به ویژه در سخنرانی 13 آبان دو سال قبل از شهادتشان، سه مؤلفه را برای نظم جدید جهان برشمردند: افول قدرت آمریکا، انتقال قدرت به آسیا، و گسترش ادبیات مقاومت. آخرین مرحله برنامه ایشان برای مقابله با نظم آمریکایی، اخراج آمریکا از منطقه بود که پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی نیز بر آن تأکید کردند و خون خود را نیز در این راه نهادند.
ایشان در سخنرانیهای آخرشان نکته مهمی را فرمودند که مهمترین نکته در تحلیل است: خطای محاسباتی آمریکا این است که گمان میکند با یک نظام سیاسی مواجه است، در حالی که با یک ملت بهپاخاسته مواجه است. آمریکاییها و حتی برخی در داخل کشور، تصور میکردند همه چیز در ایران برای الحاق به نظم جهانی آماده است و فقط مانع ولایت فقیه را باید برداشت. اما ایشان تأکید کردند که این ملت، ملتی مومن، انقلابی و درسآموخته از عاشوراست و زیر بار زور نخواهد رفت.
این اشتباه محاسباتی در دو جنگ اخیر هم اثبات شد که غرب و آمریکا آنقدرها که وانمود میکنند قدرتمند نیستند و دنیای اسلام آنقدرها که آنها میگویند ضعیف نیست. شرایط فعلی ما ادامه همان طراحی قائد شهید است: مبتنی بر افول آمریکا، ایجاد نظام چند قطبی و گسترش ادبیات مقاومت.خداوند در سوره انفال میفرماید شما هرچه در توان دارید از قدرت و امکانات برای ترساندن دشمن خدا و دشمن خودتان فراهم کنید. حتی آن گروههایی که پشت صحنه هستند و شما نمیبینید، باید بترسند. هر چه در این راه خرج کنید، خداوند جبران میکند. اگر دشمن تمایل به صلح و تسلیم در برابر حق پیدا کرد، شما نیز بپذیرید و بر خدا توکل کنید که او شنوا و داناست. این نصرتهای الهی دو گونه است: یکی نزول سکینه و آرامش بر دل مومنان که باعث میشود مردم ما در مقابل تهدیدها نترسند، و دیگری یاری کردن پیامبر به وسیله مومنان و ایجاد الفت بین قلوب آنها. این الفت بر پایه محاسبات مادی نیست، بلکه اگر همه سرمایههای زمین را خرج کنید، نمیتوانید چنین الفتی ایجاد کنید؛ این کار فقط از دست خدای عزیز حکیم برمیآید.ما از این مرحله عبور خواهیم کرد. دو وظیفه برای نخبگان ما پس از این پیروزی نسبی وجود دارد:
1. چگونه این اخوت ایمانی را پایدار کرده و به یک جامعه جدید تبدیل کنیم.
2. مقیاس مسائل ما عوض میشود و افقهای تمدنی جدیدی پیش روی ما گشوده میشود. این مردم از سر سفره دنیا دست کشیدهاند و به مقامی رسیدهاند که بزرگتر از دنیا شدهاند. آرزوی شهادت در میان کودکان تا کهنسالان، نشانه عبور از حیات دنیاست. ما به نقطه اضطرار میرسیم؛ جایی که همه توانمان را گذاشته باشیم و بگوییم دیگر از دست ما کاری ساخته نیست.
استغاثه به آن حضرت فقط یک عمل تعبدی نیست، بلکه کارکرد دارد. وقتی به نقطه اضطرار برسیم و واقعاً از خدا بخواهیم، نصرت نهایی خواهد آمد. عبور از فرهنگ استکباری جهان بدون خون میسر نیست. امام خمینی فرمودند عبور از فرهنگ شرق و غرب بدون خون میسر نیست.
نکته اول، بحث نظم جهانی است. تقریباً همزمان با فروپاشی شوروی، نظریه جهان تکقطبی بر محور نظم آمریکایی مطرح شد که همه چیز باید بر مدار آمریکا شکل بگیرد، آن هم به ادعای صلح و مصالح عمومی ملتها. حضرت آیتالله خامنهای در مقابل این جریان ایستادند و طراحی جهان چندقطبی را دنبال کردند. ایشان در اواخر عمر مبارکشان، به ویژه در سخنرانی 13 آبان دو سال قبل از شهادتشان، سه مؤلفه را برای نظم جدید جهان برشمردند: افول قدرت آمریکا، انتقال قدرت به آسیا، و گسترش ادبیات مقاومت. آخرین مرحله برنامه ایشان برای مقابله با نظم آمریکایی، اخراج آمریکا از منطقه بود که پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی نیز بر آن تأکید کردند و خون خود را نیز در این راه نهادند.
ایشان در سخنرانیهای آخرشان نکته مهمی را فرمودند که مهمترین نکته در تحلیل است: خطای محاسباتی آمریکا این است که گمان میکند با یک نظام سیاسی مواجه است، در حالی که با یک ملت بهپاخاسته مواجه است. آمریکاییها و حتی برخی در داخل کشور، تصور میکردند همه چیز در ایران برای الحاق به نظم جهانی آماده است و فقط مانع ولایت فقیه را باید برداشت. اما ایشان تأکید کردند که این ملت، ملتی مومن، انقلابی و درسآموخته از عاشوراست و زیر بار زور نخواهد رفت.
این اشتباه محاسباتی در دو جنگ اخیر هم اثبات شد که غرب و آمریکا آنقدرها که وانمود میکنند قدرتمند نیستند و دنیای اسلام آنقدرها که آنها میگویند ضعیف نیست. شرایط فعلی ما ادامه همان طراحی قائد شهید است: مبتنی بر افول آمریکا، ایجاد نظام چند قطبی و گسترش ادبیات مقاومت.خداوند در سوره انفال میفرماید شما هرچه در توان دارید از قدرت و امکانات برای ترساندن دشمن خدا و دشمن خودتان فراهم کنید. حتی آن گروههایی که پشت صحنه هستند و شما نمیبینید، باید بترسند. هر چه در این راه خرج کنید، خداوند جبران میکند. اگر دشمن تمایل به صلح و تسلیم در برابر حق پیدا کرد، شما نیز بپذیرید و بر خدا توکل کنید که او شنوا و داناست. این نصرتهای الهی دو گونه است: یکی نزول سکینه و آرامش بر دل مومنان که باعث میشود مردم ما در مقابل تهدیدها نترسند، و دیگری یاری کردن پیامبر به وسیله مومنان و ایجاد الفت بین قلوب آنها. این الفت بر پایه محاسبات مادی نیست، بلکه اگر همه سرمایههای زمین را خرج کنید، نمیتوانید چنین الفتی ایجاد کنید؛ این کار فقط از دست خدای عزیز حکیم برمیآید.ما از این مرحله عبور خواهیم کرد. دو وظیفه برای نخبگان ما پس از این پیروزی نسبی وجود دارد:
1. چگونه این اخوت ایمانی را پایدار کرده و به یک جامعه جدید تبدیل کنیم.
2. مقیاس مسائل ما عوض میشود و افقهای تمدنی جدیدی پیش روی ما گشوده میشود. این مردم از سر سفره دنیا دست کشیدهاند و به مقامی رسیدهاند که بزرگتر از دنیا شدهاند. آرزوی شهادت در میان کودکان تا کهنسالان، نشانه عبور از حیات دنیاست. ما به نقطه اضطرار میرسیم؛ جایی که همه توانمان را گذاشته باشیم و بگوییم دیگر از دست ما کاری ساخته نیست.
استغاثه به آن حضرت فقط یک عمل تعبدی نیست، بلکه کارکرد دارد. وقتی به نقطه اضطرار برسیم و واقعاً از خدا بخواهیم، نصرت نهایی خواهد آمد. عبور از فرهنگ استکباری جهان بدون خون میسر نیست. امام خمینی فرمودند عبور از فرهنگ شرق و غرب بدون خون میسر نیست.


تاکنون نظری ثبت نشده است