- 14
- 1000
- 1000
- 1000
راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم، 2
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی با موضوع "راز اقامه عزای امام حسین علیهالسلام در محرم"، جلسه دوم:"رمز وجاهت در دنیا و آخرت "، سال 1405
نکته مهم در باب وجاهت و اعتبار. بعضی اشیا فینفسه ارزشی ندارند، اما وقتی به چیزی مقدس متصل میشوند، قیمت پیدا میکنند. مثل سنگی که در خیابان افتاده - اگر نجس بشه، کسی به فکر تطهیرش نیست. اما همون سنگ اگر دیوار مسجد بشه، به محض نجاست، باید قبل از نماز آن را آب بکشید. یا حَجَرُالْأَسْوَد که فینفسه یک سنگ است، اما به خاطر دست پیغمبران و اتصال به خانه خدا، وجاهت پیدا کرده و استلامش مستحب است. یا پارچهای که در مجلس اباعبدالله نصب میشود - اگر در مغازه بزازی باشد، کسی به آن توجه نمیکند، اما در عزای حسین، قداست پیدا میکند. قرآن کریم به دو پیامبر، وجاهت ویژهای داده: یکی عیسی علیهالسلام و یکی موسی علیهالسلام. به عیسی تهمت زدند که پدر ندارد، به مادرش تهمت زدند، اما خدا به او قدرت داد در گهواره سخن بگوید و وجیه فی الدنیا و الآخره شد. به موسی هم تهمت زدند، قتل برادرش را به گردنش انداختند، زنی را وادار کردند به او تهمت بزند، اما خدا نقشهشان را نقش بر آب کرد و به موسی وجاهت داد. حالا اگر کسی با این دو پیامبر ارتباط پیدا کند، ممکن است وجاهت پیدا کند - قرآن ساکت است اما احتمالش هست.اما اصل مطلب، زیارت عاشوراست که حدیث قدسی دارد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ». خدا میفرماید به برکت اباعبدالله، به من وجاهت بده در دنیا و آخرت. حسین علیهالسلام وجیه عندالله و عندالناس است، هم در دنیا و هم در آخرت.
حسین چطور به این وجاهت رسید؟ به واسطه بَذْلُ الْکُلّ - یعنی هر چه داشت در طبق اخلاص گذاشت. در کتاب لهوف نقل شده که به حضرت گفتند کوفه میروی؟ فرمود از جدم رسول خدا شنیدم که خدا میخواهد مرا کشته ببیند. عرض کردند لااقل اهل و عیال را با خود نبر. فرمود از جدم شنیدم که خدا میخواهد زن و بچه مرا در اسارت ببیند. در گودی قتلگاه، بعد از همه جراحات، با صورتی بر خاک و سری به آسمان، آخرین جملهاش این بود: «صَبْراً عَلَىٰ قَضَائِکَ یَا رَبِّ لاَ مَعْبُودَ سِوَاکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ». بعد در آخرین وداع با خیمهها، با محاسن پرخون آمد و فرمود: «اُصْبُرُوا عَلَى الْبَلاَءِ...» خدا ناصر شماست، خدا حافظ شماست، به زودی نجاتتان میدهد، صبر کنید که خدا کرامت و برکت میدهد. این بذلالکل، وجاهت حسین را در آخرت هم ثابت کرد. در بهشت، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها وارد میشود، اما وقتی نوبت به حسین میرسد، با مادر حرف میزند. مادر میگوید چرا بیشتر زدی؟ حسین از رگهای بریدهاش حرف میزند. فاطمه میفرماید خدایا قدم از قدم برنمیدارم تا بین من و قاتلین حسینم حکم کنی. میفرماید وارد بهشت نمیشوم تا گریهکنان حسین داخل بهشت نروند.
وجاهت حسین در دنیا هم عجیب است. حاج آقای قرائتی میفرمودند در هندوستان، یک رهبر هندو که مسلمان هم نیست، با خدم و حشم رد میشد، کنار دسته عزاداری ایستاد، کفشهایش را درآورد، سرش را برهنه کرد، صورتش را گلمالی کرد و گفت امروز روزی است که سر حسین را برهنه کردند، صورت حسین را خاکی کردند. بعد علم را از بچه گرفت و به دست گرفت. یک سال شب تاسوعا، من میرفتم جلسه، دیدم جمعی ایستادهاند. گفتند ما ارمنی هستیم، مسلمان نیستیم ولی از عباس شما حاجت داریم. شب عاشورا گروهی دیگر آمدند گفتند ما مسیحی هستیم و میآییم.
یک بار دیدم نیسان آب معدنی آوردند جلوی مجلس. مسئول گفت ما سفارش ندادیم. گفتند جوانی آمد گفت قسطی میدهم، کارگرم و درآمدم کم است اما دیشب دیدم آب در جلسه نیست، آمدم برای حسین هزینه کنم. حسین به هر کس که ارتباط بگیرد، وجاهت میدهد - چه با گریه، چه با زیارت، چه با لعن بر قاتلین، چه با طلب معیت با یارانش، چه با محزون بودن در حزنش. امیرالمومنین علیهالسلام در احتجاج طبرسی نقل شده که از کنار کربلا عبور کرد، فرمود اینجا کرب و بلاست. زیر درختی دو رکعت نماز خواند، خاکی برداشت و بویید و فرمود ای خاک، عجب خاکی هستی، تو را قومی میکشند که بدون حساب وارد بهشت میشوند. وقتی کاروان به نینوا رسید، حضرت فرمود بپرسید اینجا را چه مینامند؟ گفتند قادسیه، شاتالفرات، نینوا، کربلا. وقتی نام کربلا را شنید، پای مبارک را محکم کوبید و فرمود: «أَللّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاَءِ». بعد فرمود بارها را بگشایید، اینجا کربلاست، اینجا منزلگاه ماست. سپس این جملات را فرمود: «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مُنَاخُ رِکَابِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَسْفَکُ دِمَائِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَقْتَلُ رِجَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَضْجَعُ أَطْفَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَذْبَحُ أَطْفَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَهْتِکُ النِّسَاءِ». این جایی است که خون ما را میریزند، مردان ما را میکشند، کودکان ما را سر میبرند و حرمت زنان ما را میشکنند.
نکته مهم در باب وجاهت و اعتبار. بعضی اشیا فینفسه ارزشی ندارند، اما وقتی به چیزی مقدس متصل میشوند، قیمت پیدا میکنند. مثل سنگی که در خیابان افتاده - اگر نجس بشه، کسی به فکر تطهیرش نیست. اما همون سنگ اگر دیوار مسجد بشه، به محض نجاست، باید قبل از نماز آن را آب بکشید. یا حَجَرُالْأَسْوَد که فینفسه یک سنگ است، اما به خاطر دست پیغمبران و اتصال به خانه خدا، وجاهت پیدا کرده و استلامش مستحب است. یا پارچهای که در مجلس اباعبدالله نصب میشود - اگر در مغازه بزازی باشد، کسی به آن توجه نمیکند، اما در عزای حسین، قداست پیدا میکند. قرآن کریم به دو پیامبر، وجاهت ویژهای داده: یکی عیسی علیهالسلام و یکی موسی علیهالسلام. به عیسی تهمت زدند که پدر ندارد، به مادرش تهمت زدند، اما خدا به او قدرت داد در گهواره سخن بگوید و وجیه فی الدنیا و الآخره شد. به موسی هم تهمت زدند، قتل برادرش را به گردنش انداختند، زنی را وادار کردند به او تهمت بزند، اما خدا نقشهشان را نقش بر آب کرد و به موسی وجاهت داد. حالا اگر کسی با این دو پیامبر ارتباط پیدا کند، ممکن است وجاهت پیدا کند - قرآن ساکت است اما احتمالش هست.اما اصل مطلب، زیارت عاشوراست که حدیث قدسی دارد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی وَجِیهاً بِالْحُسَیْنِ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ». خدا میفرماید به برکت اباعبدالله، به من وجاهت بده در دنیا و آخرت. حسین علیهالسلام وجیه عندالله و عندالناس است، هم در دنیا و هم در آخرت.
حسین چطور به این وجاهت رسید؟ به واسطه بَذْلُ الْکُلّ - یعنی هر چه داشت در طبق اخلاص گذاشت. در کتاب لهوف نقل شده که به حضرت گفتند کوفه میروی؟ فرمود از جدم رسول خدا شنیدم که خدا میخواهد مرا کشته ببیند. عرض کردند لااقل اهل و عیال را با خود نبر. فرمود از جدم شنیدم که خدا میخواهد زن و بچه مرا در اسارت ببیند. در گودی قتلگاه، بعد از همه جراحات، با صورتی بر خاک و سری به آسمان، آخرین جملهاش این بود: «صَبْراً عَلَىٰ قَضَائِکَ یَا رَبِّ لاَ مَعْبُودَ سِوَاکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ». بعد در آخرین وداع با خیمهها، با محاسن پرخون آمد و فرمود: «اُصْبُرُوا عَلَى الْبَلاَءِ...» خدا ناصر شماست، خدا حافظ شماست، به زودی نجاتتان میدهد، صبر کنید که خدا کرامت و برکت میدهد. این بذلالکل، وجاهت حسین را در آخرت هم ثابت کرد. در بهشت، فاطمه زهرا سلاماللهعلیها وارد میشود، اما وقتی نوبت به حسین میرسد، با مادر حرف میزند. مادر میگوید چرا بیشتر زدی؟ حسین از رگهای بریدهاش حرف میزند. فاطمه میفرماید خدایا قدم از قدم برنمیدارم تا بین من و قاتلین حسینم حکم کنی. میفرماید وارد بهشت نمیشوم تا گریهکنان حسین داخل بهشت نروند.
وجاهت حسین در دنیا هم عجیب است. حاج آقای قرائتی میفرمودند در هندوستان، یک رهبر هندو که مسلمان هم نیست، با خدم و حشم رد میشد، کنار دسته عزاداری ایستاد، کفشهایش را درآورد، سرش را برهنه کرد، صورتش را گلمالی کرد و گفت امروز روزی است که سر حسین را برهنه کردند، صورت حسین را خاکی کردند. بعد علم را از بچه گرفت و به دست گرفت. یک سال شب تاسوعا، من میرفتم جلسه، دیدم جمعی ایستادهاند. گفتند ما ارمنی هستیم، مسلمان نیستیم ولی از عباس شما حاجت داریم. شب عاشورا گروهی دیگر آمدند گفتند ما مسیحی هستیم و میآییم.
یک بار دیدم نیسان آب معدنی آوردند جلوی مجلس. مسئول گفت ما سفارش ندادیم. گفتند جوانی آمد گفت قسطی میدهم، کارگرم و درآمدم کم است اما دیشب دیدم آب در جلسه نیست، آمدم برای حسین هزینه کنم. حسین به هر کس که ارتباط بگیرد، وجاهت میدهد - چه با گریه، چه با زیارت، چه با لعن بر قاتلین، چه با طلب معیت با یارانش، چه با محزون بودن در حزنش. امیرالمومنین علیهالسلام در احتجاج طبرسی نقل شده که از کنار کربلا عبور کرد، فرمود اینجا کرب و بلاست. زیر درختی دو رکعت نماز خواند، خاکی برداشت و بویید و فرمود ای خاک، عجب خاکی هستی، تو را قومی میکشند که بدون حساب وارد بهشت میشوند. وقتی کاروان به نینوا رسید، حضرت فرمود بپرسید اینجا را چه مینامند؟ گفتند قادسیه، شاتالفرات، نینوا، کربلا. وقتی نام کربلا را شنید، پای مبارک را محکم کوبید و فرمود: «أَللّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکَرْبِ وَ الْبَلاَءِ». بعد فرمود بارها را بگشایید، اینجا کربلاست، اینجا منزلگاه ماست. سپس این جملات را فرمود: «هَا هُنَا وَ اللَّهِ مُنَاخُ رِکَابِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَسْفَکُ دِمَائِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَقْتَلُ رِجَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَضْجَعُ أَطْفَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَذْبَحُ أَطْفَالِنَا، هَا هُنَا وَ اللَّهِ مَهْتِکُ النِّسَاءِ». این جایی است که خون ما را میریزند، مردان ما را میکشند، کودکان ما را سر میبرند و حرمت زنان ما را میشکنند.


تاکنون نظری ثبت نشده است