سخنرانی حجت الاسلام محمد سعیدی آریا با موضوع "یاد خدا و استقامت در برابر شیاطین"، سال 1405
بحث امروزمان را می خواهم با یک آیه قرآن شروع کنم: ألا بذکر الله تطمئن القلوب. قلبهای ما با یاد خدا آرامش پیدا می کند. چرا این آیه را انتخاب کردم؟ برای این موقعیتی که در آن هستیم؛ موقعیت اضطراب، جنگ و مسائلی که پیش می آید. دلهای آدمها در این شرایط یک تزلزلی پیدا می کند. اما خواص آدمیزاد این است که ترس دارد. اصلاً کار شیطان همین است که ایجاد خوف و ترس می کند. ما دعا می کنیم و می گوییم: خدایا تزلزل نداشته باشم، محکم قدم بردارم. حالا این خوف هم در اموال است، هم در انفس، هم در ثمرات. اما یک چیز پادزهر این دشمنی و شیطنت شیطان است و آن هم یاد خداست. یاد خدا آرامشبخش است، دل را آرام میکند، قدم را محکم میکند. این خاصیت ذاتش است. در سوره مبارکه انعام آیه 121 داریم: «ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم». شیاطین وحی می کنند، مواد خام اولیه فکری می رسانند به اولیائشان، نقشه راه به آنها می دهند، کارها را یادشان می دهند. این را به معنی شبهه هم گفته اند؛ یعنی شبهه یاد مردم می دهند. می خواهند فکرتان را خراب کنند، ایمان و یقین شما تبدیل به رای و شک و تردید بشود. این کار شیطان است، منتها آدمهای روی زمین از زبان او حرف می زنند. در نهج البلاغه داریم کسی به امیرالمؤمنین علیه السلام یک حرف زشتی زد. حضرت او را نصیحت کردند و فرمودند: «شیطان علی لسانک». این را شیطان به زبانت آورده. یک انسان هم می تواند شیطانی حرف بزند. در آخرالزمان خاصیت این می شود که امر به معروف و نهی از منکر برعکس می شود. آدمهایی که امر به منکر می کنند، نهی از معروف می کنند. آدمها شبیه شیطان حرف می زنند، حرفهایشان دروغ است، دلهایشان خالی است. این ملعون ترامپ را ببینید یک دفعه حرفی میزند، می خواهد ما را بترساند. دارد همان کاری را انجام می دهد که شیطان اصلی انجام می دهد. ما این طرف دست تنها نیستیم. ما راهکار داریم. خداوند ایمان را برای ما قرار داده. اگر ایمان داشته باشی، سپر داری. چیزی است که نمیگذارد اینها رویت اثر کنند، خوف نمیگذارد اثر کند. پس اولاً باید بلد باشیم. اول رساله را باز کنید، سمت راست چند تا مسئله اول نوشته: مسائلی را که انسان غالباً به آنها نیاز دارد، واجب است یاد بگیرد. اگر بلد نباشی نمیفهمی چه کنیم. خدا قرآنش را فرستاده، اهل بیت را فرستاد برای اینکه ما یاد بگیریم، بصیرت پیدا کنیم، چشممان باز بشود. قرار شد یاد بگیریم دشمنمان چه کار میکند و پادزهرش را یاد بگیریم و در مقابلش چگونه باشیم. یکی از ابزارهایش این است که رایبه، شک، تردید و تزلزل می آورد. آن استحکام و ایمان ما را از بین میبرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام می فرماید: آدم با تقوا «له قوه فی دینه»، دینش قوی و محکم است، استقامت دارد. وقتی آهن را گداخته می کردند و می زدند نرم میشد، اما وقتی در آب خنک می کردند سفت میشد و قوت پیدا می کرد. مؤمن دینش قوی است، سست نمی شود. گران شد، ارزان شد، تنها شدیم، زیاد شدیم، جمعیت ما کمتر شد، نمیگوید پس الان شکست می خوریم. قرآن میگوید: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله». گروه کم با اجازه خدا بر گروه زیاد غلبه می کند. پس او می ترساند، ما هم ایمانمان محکم است و پای کار دینمان ایستاده ایم. مثال بزنم به حضرت ابوالفضل علیه السلام. برایش امان نامه فرستادند که دست از امام حسین بردار. هیچ وقت تو ذهنتان نیاید که مثلاً یک لحظه به ذهنش آمده باشد که رها کند. استاد ما می فرمودند شاید یکی از بزرگترین روضه های ابوالفضل همین باشد که دلش چقدر شکسته در آن لحظه که جدایی از حسین را تصور کرده. مؤمن قدرت در دین دارد. دو تا صفت دارد: «حسن المعونة، خفیف المؤونة». یعنی کمک کار خوبی است، منت نمی گذارد، خالصانه پای کار می ایستد. دوم اینکه خفیف المؤونة است، دردسرش کم است. زنده باد شما امتی که پای دینتان ایستادید. آنها موشک باران کردند، شما وسط ایستادید. آنها هیچ غلطی نتوانستند بکنند. رضوان خدا بر حضرت امام که گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند». برنامه شان این نبود که دو ماه و خورده ای بگذرد. فکر می کردند دو سه روزه جمع می کنند و می برند و تمام می شود. اما هیچ غلطی نه تا الان توانستند بکنند و نه بعد از این میتوانند بکنند. «باذن الله» قید آیه قرآن را یادمان نرود. این طرف فاعل خداست. آیه قرآن میگوید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». این تو نیستی که تیراندازی میکنی، وقتی تیراندازی میکنی خداست. توکل یعنی اعتماد به خدا و اعتنا به لوازم. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» آیه قرآن است. هرچقدر میتوانیم قوا را آماده میکنیم، اما اعتمادمان به خداست. پشتوانه ما خداست. قوم حضرت موسی به او گفتند: برو تو و خدایت بجنگید، ما همینجا نشستهایم. هیچ وقت هم پیروز نشدند. خدا فرموده: «ان تنصروا الله...». یک مثال شخصی بزنم. در کسب و کار، اگر کسی بگوید خدا روزی می رسد، من می خواهم تو خانه بنشینم و هیچ کاری نکنم، بعد خدا روزی برساند، به او نمی خندید؟ میگویید باید بروی کار کنی. از تو حرکت، از خدا برکت. این تعالیم دینی ماست. اینجا باید از ما حرکت باشد. هر کسی به حسب خودش. یکی خیابان را حفظ می کند، یکی تخصصش موشک است، یکی طراحی جنگنده. هر کسی به اندازه خودش. فقط بدانیم جایگاه هر کسی مهم است. پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «اذا اراد الله بقوم خیرا اکثر فقهاءهم و اقل جهالهم». اگر خدا برای قومی خیر بخواهد، فقهایشان زیاد می شود و جاهلانشان کم. «فاذا تکلم الفقیه وجد اعوانا». وقتی فقیه حرف میزند، کمک کار پیدا می کند. همه پای کارش می آیند. زنده باد شما امتی که خدا برایتان خیر خواسته. «و اذا تکلم الجاهل قهر». وقتی جاهل حرف میزند، طرد میشود، کسی تحویلش نمی گیرد. آنها می خواهند این استقامت ما را بشکنند. «ان الباطل کان زهوقا». باطل رفتنی است. منتها ما نبازیم. از صفات مؤمن این است که «لا یدخل مرة واحدة من جحر مرتین»، از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. چند بار با عناوین مختلف آمدند گفتند بیایید مذاکره کنیم؟ وسط مذاکره زدند. درباره دوازده روزه که حرف نمیزنیم. درباره تاریخ همین چند سال اخیر خودمان ببینید چه کردند. درباره امسال خودمان است. اینها به هیچ چیزی پایبند نیستند، به هیچ قواعد انسانی. امضای هیچکدامشان تضمین نیست. زنده باد آن که تبعیت از رهبرش کرد. اگر ایشان گفت بجنگیم میجنگیم، اگر فرمود سکوت، سکوت میکنیم. به کیاست و ذکاوت ایشان اعتماد داریم.
بحث امروزمان را می خواهم با یک آیه قرآن شروع کنم: ألا بذکر الله تطمئن القلوب. قلبهای ما با یاد خدا آرامش پیدا می کند. چرا این آیه را انتخاب کردم؟ برای این موقعیتی که در آن هستیم؛ موقعیت اضطراب، جنگ و مسائلی که پیش می آید. دلهای آدمها در این شرایط یک تزلزلی پیدا می کند. اما خواص آدمیزاد این است که ترس دارد. اصلاً کار شیطان همین است که ایجاد خوف و ترس می کند. ما دعا می کنیم و می گوییم: خدایا تزلزل نداشته باشم، محکم قدم بردارم. حالا این خوف هم در اموال است، هم در انفس، هم در ثمرات. اما یک چیز پادزهر این دشمنی و شیطنت شیطان است و آن هم یاد خداست. یاد خدا آرامشبخش است، دل را آرام میکند، قدم را محکم میکند. این خاصیت ذاتش است. در سوره مبارکه انعام آیه 121 داریم: «ان الشیاطین لیوحون الی اولیائهم». شیاطین وحی می کنند، مواد خام اولیه فکری می رسانند به اولیائشان، نقشه راه به آنها می دهند، کارها را یادشان می دهند. این را به معنی شبهه هم گفته اند؛ یعنی شبهه یاد مردم می دهند. می خواهند فکرتان را خراب کنند، ایمان و یقین شما تبدیل به رای و شک و تردید بشود. این کار شیطان است، منتها آدمهای روی زمین از زبان او حرف می زنند. در نهج البلاغه داریم کسی به امیرالمؤمنین علیه السلام یک حرف زشتی زد. حضرت او را نصیحت کردند و فرمودند: «شیطان علی لسانک». این را شیطان به زبانت آورده. یک انسان هم می تواند شیطانی حرف بزند. در آخرالزمان خاصیت این می شود که امر به معروف و نهی از منکر برعکس می شود. آدمهایی که امر به منکر می کنند، نهی از معروف می کنند. آدمها شبیه شیطان حرف می زنند، حرفهایشان دروغ است، دلهایشان خالی است. این ملعون ترامپ را ببینید یک دفعه حرفی میزند، می خواهد ما را بترساند. دارد همان کاری را انجام می دهد که شیطان اصلی انجام می دهد. ما این طرف دست تنها نیستیم. ما راهکار داریم. خداوند ایمان را برای ما قرار داده. اگر ایمان داشته باشی، سپر داری. چیزی است که نمیگذارد اینها رویت اثر کنند، خوف نمیگذارد اثر کند. پس اولاً باید بلد باشیم. اول رساله را باز کنید، سمت راست چند تا مسئله اول نوشته: مسائلی را که انسان غالباً به آنها نیاز دارد، واجب است یاد بگیرد. اگر بلد نباشی نمیفهمی چه کنیم. خدا قرآنش را فرستاده، اهل بیت را فرستاد برای اینکه ما یاد بگیریم، بصیرت پیدا کنیم، چشممان باز بشود. قرار شد یاد بگیریم دشمنمان چه کار میکند و پادزهرش را یاد بگیریم و در مقابلش چگونه باشیم. یکی از ابزارهایش این است که رایبه، شک، تردید و تزلزل می آورد. آن استحکام و ایمان ما را از بین میبرد. امیرالمؤمنین علیهالسلام می فرماید: آدم با تقوا «له قوه فی دینه»، دینش قوی و محکم است، استقامت دارد. وقتی آهن را گداخته می کردند و می زدند نرم میشد، اما وقتی در آب خنک می کردند سفت میشد و قوت پیدا می کرد. مؤمن دینش قوی است، سست نمی شود. گران شد، ارزان شد، تنها شدیم، زیاد شدیم، جمعیت ما کمتر شد، نمیگوید پس الان شکست می خوریم. قرآن میگوید: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذن الله». گروه کم با اجازه خدا بر گروه زیاد غلبه می کند. پس او می ترساند، ما هم ایمانمان محکم است و پای کار دینمان ایستاده ایم. مثال بزنم به حضرت ابوالفضل علیه السلام. برایش امان نامه فرستادند که دست از امام حسین بردار. هیچ وقت تو ذهنتان نیاید که مثلاً یک لحظه به ذهنش آمده باشد که رها کند. استاد ما می فرمودند شاید یکی از بزرگترین روضه های ابوالفضل همین باشد که دلش چقدر شکسته در آن لحظه که جدایی از حسین را تصور کرده. مؤمن قدرت در دین دارد. دو تا صفت دارد: «حسن المعونة، خفیف المؤونة». یعنی کمک کار خوبی است، منت نمی گذارد، خالصانه پای کار می ایستد. دوم اینکه خفیف المؤونة است، دردسرش کم است. زنده باد شما امتی که پای دینتان ایستادید. آنها موشک باران کردند، شما وسط ایستادید. آنها هیچ غلطی نتوانستند بکنند. رضوان خدا بر حضرت امام که گفت: «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند». برنامه شان این نبود که دو ماه و خورده ای بگذرد. فکر می کردند دو سه روزه جمع می کنند و می برند و تمام می شود. اما هیچ غلطی نه تا الان توانستند بکنند و نه بعد از این میتوانند بکنند. «باذن الله» قید آیه قرآن را یادمان نرود. این طرف فاعل خداست. آیه قرآن میگوید: «و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی». این تو نیستی که تیراندازی میکنی، وقتی تیراندازی میکنی خداست. توکل یعنی اعتماد به خدا و اعتنا به لوازم. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه» آیه قرآن است. هرچقدر میتوانیم قوا را آماده میکنیم، اما اعتمادمان به خداست. پشتوانه ما خداست. قوم حضرت موسی به او گفتند: برو تو و خدایت بجنگید، ما همینجا نشستهایم. هیچ وقت هم پیروز نشدند. خدا فرموده: «ان تنصروا الله...». یک مثال شخصی بزنم. در کسب و کار، اگر کسی بگوید خدا روزی می رسد، من می خواهم تو خانه بنشینم و هیچ کاری نکنم، بعد خدا روزی برساند، به او نمی خندید؟ میگویید باید بروی کار کنی. از تو حرکت، از خدا برکت. این تعالیم دینی ماست. اینجا باید از ما حرکت باشد. هر کسی به حسب خودش. یکی خیابان را حفظ می کند، یکی تخصصش موشک است، یکی طراحی جنگنده. هر کسی به اندازه خودش. فقط بدانیم جایگاه هر کسی مهم است. پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: «اذا اراد الله بقوم خیرا اکثر فقهاءهم و اقل جهالهم». اگر خدا برای قومی خیر بخواهد، فقهایشان زیاد می شود و جاهلانشان کم. «فاذا تکلم الفقیه وجد اعوانا». وقتی فقیه حرف میزند، کمک کار پیدا می کند. همه پای کارش می آیند. زنده باد شما امتی که خدا برایتان خیر خواسته. «و اذا تکلم الجاهل قهر». وقتی جاهل حرف میزند، طرد میشود، کسی تحویلش نمی گیرد. آنها می خواهند این استقامت ما را بشکنند. «ان الباطل کان زهوقا». باطل رفتنی است. منتها ما نبازیم. از صفات مؤمن این است که «لا یدخل مرة واحدة من جحر مرتین»، از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود. چند بار با عناوین مختلف آمدند گفتند بیایید مذاکره کنیم؟ وسط مذاکره زدند. درباره دوازده روزه که حرف نمیزنیم. درباره تاریخ همین چند سال اخیر خودمان ببینید چه کردند. درباره امسال خودمان است. اینها به هیچ چیزی پایبند نیستند، به هیچ قواعد انسانی. امضای هیچکدامشان تضمین نیست. زنده باد آن که تبعیت از رهبرش کرد. اگر ایشان گفت بجنگیم میجنگیم، اگر فرمود سکوت، سکوت میکنیم. به کیاست و ذکاوت ایشان اعتماد داریم.


تاکنون نظری ثبت نشده است