- 85
- 1000
- 1000
- 1000
نکاتی از حیات علمی امام صادق علیه السلام
سخنرانی حجت الاسلام سید حسین حسینی قمی با موضوع "نکاتی از حیات علمی امام صادق علیه السلام"، سال 1405
عنوان سخنم حیات علمی، اجتماعی و عبادی وجود مقدس امام صادق سلام الله علیه بود. در بخش حیات علمی، اگر مجالی باشد، به تعجیل به ده نکته پیرامون حیات علمی حضرت اشاره میکنم. نکته اول: اینکه ما بیشترین روایات را از وجود مقدس امام صادق علیه السلام داریم. یعنی تعداد روایاتی که از امام صادق علیه السلام داریم، از هیچ کدام از اهل بیت به ما نرسیده. اصحاب حدیث اسماء راویان امام صادق را جمع کردهاند، از راویانی که مورد اعتماد و وثوق هستند، چهار هزار راوی. نکته دوم: آثار این حیات علمی سالهای بعد آشکار شد. حسن بن علی بن وشا که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام هادی علیهم السلام است میگوید: من در مسجد کوفه نهصد جلسه درسی و حلقه علمی دیدم که همه از امام صادق علیه السلام روایت میکردند. نکته سوم: مرحوم کلینی در کافی شریف نقل میفرماید: امام صادق علیه السلام فرمودند وقتی پدرم امام باقر علیه السلام در آستانه شهادت بود، به من فرمودند: «یا جعفر، اوصیک باصحابی خیراً». امام صادق علیه السلام در جواب پدر عرضه داشتند: «والله لا انم» یعنی به خدا قسم آنها را رها نمیکنم، و کاری میکنم که اگر یک شیعه در یک شهر باشد، نیاز به سوال از دیگران در مسائل شرعی نداشته باشد. در همین دوران امام صادق علیه السلام هجوم شاگردان حضرت معروف است. نکته چهارم: شیخ مفید در ارشاد میفرماید: «کانت شیعتنا قبل ان یکون ابوجعفر علیهالسلام لا یعرفون مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم». قبل از این حیات علمی با برکت امام باقر و امام صادق علیهمالسلام، شیعه حتی مناسک حجش را به خوبی نمیدانست. نهضت علمی این دو امام این مشکل را حل کرد. کار به جایی رسید که دیگران در مسائل فقهی و مناسک حج محتاج شیعه شدند. نکته پنجم: شاگردی ائمه اربعه اهل سنت. چهار پیشوای معروف اهل سنت با واسطه یا بیواسطه شاگرد مکتب امام صادق علیه السلام بودند. نکته ششم: دوران امام علیه السلام دوران رواج قیاس و استحسان بود. چون پرسشهای فقهی و کلامی زیاد شده بود و فقهای اهل سنت دستشان خالی بود، گرفتار قیاس و استحسان شدند. از خدمات مهم امام صادق علیه السلام مبارزه با این افکار باطل بود. نکته هفتم: تدوین حدیث. بعد از شعار بسیار زشت خلیفه که گفت «حسبنا کتاب الله»، متاسفانه سالیان سال اجازه نمیدادند سنت نوشته شود. از خدمات بزرگ امام صادق علیه السلام تدوین حدیث بود؛ به اصحابشان سفارش میکردند بنویسید. نکته هشتم: رواج تفکر و تعقل. مرحوم علامه مظفر از احمد زکی صالح در یکی از مجلات مصر نقل میکند که شیعه اولین کسانی بودند که مبانی فکری و عقلی را پایهگذاری کردند. کتاب کافی شریف با کتاب «العقل و الجهل» شروع میشود، بعد کتاب توحید، احکام قضا و قدر و جبر و اختیار، بعد میرسد به مسائل نماز و روزه. اما صحاح اهل سنت با احکام فرعی شروع میشود. نکته نهم: تربیت تخصصی شاگردان. امام صادق علیه السلام بنیانگذار این حرکت است. مومن الطاق در کلام، هشام بن حکم در امامت، هشام در فقه، عمران در توحید. کسانی که میآمدند با امام مناظره کنند، حضرت آنها را به یکی از شاگردانشان حواله میدادند. داستان ابن ابیالعوجاء ملحد که آمد با امام مناظره کند، بعد از مناظره گفت: «ما هذا بشراً» این آقا بشر نیست، بالاتر است. نکته دهم: گواهی دشمنان درباره شاگردان امام صادق علیه السلام. هشام بن حکم مناظرهای داشت، هارون پشت پرده نشسته بود و گوش میکرد. به قدری ناراحت شد که گفت: «لسان هشام اوقع فی نفوس الناس من الف سیف». امام درباره هشام فرمود: «ناصرنا بقلبه و لسانه و یده». ذهبی در میزان الاعتدال میگوید: اگر روایات اصحاب امام صادق علیه السلام را کنار بگذاریم، «لذهب جملة الآثار» یعنی جملگی روایات از دست میرود. اصحاب حضرت یک جور نبودند. بعضی راوی حدیث بودند، بعضی مجتهد و فقیه بودند و قدرت ردّ فروعات به اصول داشتند. امام صادق علیه السلام به آنها میفرمود: «اجلس فی مسجد الکوفه و افت الناس، فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک».
عنوان سخنم حیات علمی، اجتماعی و عبادی وجود مقدس امام صادق سلام الله علیه بود. در بخش حیات علمی، اگر مجالی باشد، به تعجیل به ده نکته پیرامون حیات علمی حضرت اشاره میکنم. نکته اول: اینکه ما بیشترین روایات را از وجود مقدس امام صادق علیه السلام داریم. یعنی تعداد روایاتی که از امام صادق علیه السلام داریم، از هیچ کدام از اهل بیت به ما نرسیده. اصحاب حدیث اسماء راویان امام صادق را جمع کردهاند، از راویانی که مورد اعتماد و وثوق هستند، چهار هزار راوی. نکته دوم: آثار این حیات علمی سالهای بعد آشکار شد. حسن بن علی بن وشا که از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام هادی علیهم السلام است میگوید: من در مسجد کوفه نهصد جلسه درسی و حلقه علمی دیدم که همه از امام صادق علیه السلام روایت میکردند. نکته سوم: مرحوم کلینی در کافی شریف نقل میفرماید: امام صادق علیه السلام فرمودند وقتی پدرم امام باقر علیه السلام در آستانه شهادت بود، به من فرمودند: «یا جعفر، اوصیک باصحابی خیراً». امام صادق علیه السلام در جواب پدر عرضه داشتند: «والله لا انم» یعنی به خدا قسم آنها را رها نمیکنم، و کاری میکنم که اگر یک شیعه در یک شهر باشد، نیاز به سوال از دیگران در مسائل شرعی نداشته باشد. در همین دوران امام صادق علیه السلام هجوم شاگردان حضرت معروف است. نکته چهارم: شیخ مفید در ارشاد میفرماید: «کانت شیعتنا قبل ان یکون ابوجعفر علیهالسلام لا یعرفون مناسک حجهم و حلالهم و حرامهم». قبل از این حیات علمی با برکت امام باقر و امام صادق علیهمالسلام، شیعه حتی مناسک حجش را به خوبی نمیدانست. نهضت علمی این دو امام این مشکل را حل کرد. کار به جایی رسید که دیگران در مسائل فقهی و مناسک حج محتاج شیعه شدند. نکته پنجم: شاگردی ائمه اربعه اهل سنت. چهار پیشوای معروف اهل سنت با واسطه یا بیواسطه شاگرد مکتب امام صادق علیه السلام بودند. نکته ششم: دوران امام علیه السلام دوران رواج قیاس و استحسان بود. چون پرسشهای فقهی و کلامی زیاد شده بود و فقهای اهل سنت دستشان خالی بود، گرفتار قیاس و استحسان شدند. از خدمات مهم امام صادق علیه السلام مبارزه با این افکار باطل بود. نکته هفتم: تدوین حدیث. بعد از شعار بسیار زشت خلیفه که گفت «حسبنا کتاب الله»، متاسفانه سالیان سال اجازه نمیدادند سنت نوشته شود. از خدمات بزرگ امام صادق علیه السلام تدوین حدیث بود؛ به اصحابشان سفارش میکردند بنویسید. نکته هشتم: رواج تفکر و تعقل. مرحوم علامه مظفر از احمد زکی صالح در یکی از مجلات مصر نقل میکند که شیعه اولین کسانی بودند که مبانی فکری و عقلی را پایهگذاری کردند. کتاب کافی شریف با کتاب «العقل و الجهل» شروع میشود، بعد کتاب توحید، احکام قضا و قدر و جبر و اختیار، بعد میرسد به مسائل نماز و روزه. اما صحاح اهل سنت با احکام فرعی شروع میشود. نکته نهم: تربیت تخصصی شاگردان. امام صادق علیه السلام بنیانگذار این حرکت است. مومن الطاق در کلام، هشام بن حکم در امامت، هشام در فقه، عمران در توحید. کسانی که میآمدند با امام مناظره کنند، حضرت آنها را به یکی از شاگردانشان حواله میدادند. داستان ابن ابیالعوجاء ملحد که آمد با امام مناظره کند، بعد از مناظره گفت: «ما هذا بشراً» این آقا بشر نیست، بالاتر است. نکته دهم: گواهی دشمنان درباره شاگردان امام صادق علیه السلام. هشام بن حکم مناظرهای داشت، هارون پشت پرده نشسته بود و گوش میکرد. به قدری ناراحت شد که گفت: «لسان هشام اوقع فی نفوس الناس من الف سیف». امام درباره هشام فرمود: «ناصرنا بقلبه و لسانه و یده». ذهبی در میزان الاعتدال میگوید: اگر روایات اصحاب امام صادق علیه السلام را کنار بگذاریم، «لذهب جملة الآثار» یعنی جملگی روایات از دست میرود. اصحاب حضرت یک جور نبودند. بعضی راوی حدیث بودند، بعضی مجتهد و فقیه بودند و قدرت ردّ فروعات به اصول داشتند. امام صادق علیه السلام به آنها میفرمود: «اجلس فی مسجد الکوفه و افت الناس، فانی احب ان یری فی شیعتی مثلک».


تاکنون نظری ثبت نشده است