سخنرانی خانم دکتر فروغ نیلچی زاده با موضوع «آرامش روانی در سایه دینداری»
آرامش روانی در سایه ی دینداری. درحقیقت اینکه چطور می شود آرامش فکر، خیال و روان را با یک دینداری حقیقی و درست بدست آورد؟ با یک چنین نگاهی باید خاطر ما باشد که ما بعنوان یک انسان قدرت های مختلفی داریم. خشم یا اصطلاحاً قوه ی غضبیه، قوه ی غریزی و شهوت و قوه ی خیال و فکر. اینها قوایی هستند که همه ی انسانها دارند و باید یاد بگیرند که چگونه آنها را مدیریت کنند یعنی مدیریت خویشتن. اما آن چیزی که اینجا مورد بحث ما است این است که گاهی به فکر و ذهن انسان خیالاتی می آید که آزار دهنده است. دل او نمی خواهد که این افکار را داشته باشد اما این افکار ظاهر می شود و او را دچار فرسایش و آزردگی می کند. نکته ی مهم این است که شروع این فکر و آمدن این فکر لزوماً گناه نیست. این نکته ی مهمی است که می خواهیم دوستان به آن توجه کنند. فکربه گناه یا فکری که به طور ناگهانی به ذهن ما خطور می کند به خودی خود گناه نیست. ورود این فکر که در بحث سیرو سلوک به آن واردات قلبی می گویند جزء گناهان محسوب نمی شود. پس ما نباید خود را توبیخ و سرزنش کنیم که چرا این فکر به سراغ ما آمد.
اما دو چیز دیگر است که ما باید از آن پیشگیری و مراقبت کنیم. گاهی اوقات فکر های منفی که به سراغ ما می آید، علت و عامل بوجود آمدن آن را خود ما ایجاد کرده ایم. بعد ناراحت هستیم که چرا این فکر به ذهن ما آمده است. مثلاً کسی که مدیریت نگاه را بلد نیست و یاد نگرفته که حریم های الهی را رعایت کند آنچه که خدا تأکید می کند که مراقبت کنید آنچه را که من حرام کرده ام به آن چشم ندوزید. این فرد به خود کارت سبزی می دهد و می گوید اشکالی ندارد حالا اگر من ببینم چه اتفاقی می افتد. در اثر دیدن چیزهایی که خدا نهی کرده، تصویری در ضمیر خود آگاه او می آید و بخشی از آن وارد ضمیر ناخود آگاه او می شود. ضمیرخود آگاه را شاید بتوان در بعضی از قسمت ها مدیریت کرد اما ضمیر ناخودآگاه هرازگاهی شروع به پمپاژ انرژی های منفی می کند. حتی امکان دارد فرد در یک موقعیت الهی، مثبت و معنوی ؛ مثلاً سرنماز یا در یک زیارتگاه، یا هنگام خواندن قرآن، فکرمنفی و گناه آلود ذهن او را اشغال کند. مانند یک بوی بد و نامناسبی که انسان را آزرده می کند. پس نکته ی اول این است که راه پرهیز از فکر گناه، پرهیز از خود گناه است. برای اینکه فکر گناه به ذهن من وارد نشود باید خود را نسبت به گناهان مدیریت کنم. نباید به خود بگویم که من گناه می کنم بعد توبه می کنم مشکل حل می شود.
آرامش روانی در سایه ی دینداری. درحقیقت اینکه چطور می شود آرامش فکر، خیال و روان را با یک دینداری حقیقی و درست بدست آورد؟ با یک چنین نگاهی باید خاطر ما باشد که ما بعنوان یک انسان قدرت های مختلفی داریم. خشم یا اصطلاحاً قوه ی غضبیه، قوه ی غریزی و شهوت و قوه ی خیال و فکر. اینها قوایی هستند که همه ی انسانها دارند و باید یاد بگیرند که چگونه آنها را مدیریت کنند یعنی مدیریت خویشتن. اما آن چیزی که اینجا مورد بحث ما است این است که گاهی به فکر و ذهن انسان خیالاتی می آید که آزار دهنده است. دل او نمی خواهد که این افکار را داشته باشد اما این افکار ظاهر می شود و او را دچار فرسایش و آزردگی می کند. نکته ی مهم این است که شروع این فکر و آمدن این فکر لزوماً گناه نیست. این نکته ی مهمی است که می خواهیم دوستان به آن توجه کنند. فکربه گناه یا فکری که به طور ناگهانی به ذهن ما خطور می کند به خودی خود گناه نیست. ورود این فکر که در بحث سیرو سلوک به آن واردات قلبی می گویند جزء گناهان محسوب نمی شود. پس ما نباید خود را توبیخ و سرزنش کنیم که چرا این فکر به سراغ ما آمد.
اما دو چیز دیگر است که ما باید از آن پیشگیری و مراقبت کنیم. گاهی اوقات فکر های منفی که به سراغ ما می آید، علت و عامل بوجود آمدن آن را خود ما ایجاد کرده ایم. بعد ناراحت هستیم که چرا این فکر به ذهن ما آمده است. مثلاً کسی که مدیریت نگاه را بلد نیست و یاد نگرفته که حریم های الهی را رعایت کند آنچه که خدا تأکید می کند که مراقبت کنید آنچه را که من حرام کرده ام به آن چشم ندوزید. این فرد به خود کارت سبزی می دهد و می گوید اشکالی ندارد حالا اگر من ببینم چه اتفاقی می افتد. در اثر دیدن چیزهایی که خدا نهی کرده، تصویری در ضمیر خود آگاه او می آید و بخشی از آن وارد ضمیر ناخود آگاه او می شود. ضمیرخود آگاه را شاید بتوان در بعضی از قسمت ها مدیریت کرد اما ضمیر ناخودآگاه هرازگاهی شروع به پمپاژ انرژی های منفی می کند. حتی امکان دارد فرد در یک موقعیت الهی، مثبت و معنوی ؛ مثلاً سرنماز یا در یک زیارتگاه، یا هنگام خواندن قرآن، فکرمنفی و گناه آلود ذهن او را اشغال کند. مانند یک بوی بد و نامناسبی که انسان را آزرده می کند. پس نکته ی اول این است که راه پرهیز از فکر گناه، پرهیز از خود گناه است. برای اینکه فکر گناه به ذهن من وارد نشود باید خود را نسبت به گناهان مدیریت کنم. نباید به خود بگویم که من گناه می کنم بعد توبه می کنم مشکل حل می شود.


تاکنون نظری ثبت نشده است