- 125
- 1000
- 1000
- 1000
بازدارندگی فعال همه جانبه در چارچوب دیپلماسی مسلح
سخنرانی دکتر جلال دهقانی فیروزآبادی با موضوع «بازدارندگی فعال همه جانبه در چارچوب دیپلماسی مسلح»، سال 1404
دیدگاههای مختلفی وجود دارد در مورد علل و عواملی اینکه چرا آمریکا چند ماهی پس از جنگ 12 روزه از دیپلماسی امتناع میورزید، گرچه در بیاناتشان جسته و گریخته بود. یک بحث به خاطر اینکه آمریکا به اهدافی که در مورد هستهای ایران در نظر داشت دست پیدا نکرد. اوایل تجاوز به ایران ترامپ اعلام کرد که کل توان هستهای ایران از بین رفته است. ولی اخیراً خودش هم اعتراف کرد که توانایی هستهای ایران کاملاً از بین نرفته است. گرچه پیش از آن خیلی از صاحبنظران حتی در آمریکا اعتقاد داشتند که علی رغم ادعای آمریکا توان هستهای ایران از بین نرفته است. شاید تأسیسات هستهای را بتوانید از کار بیندازید، ولی توان هستهای فراتر از تأسیسات هستهای است. مهمترین بخش توانمندی هستهای دانش هستهای است، دانش و توان نرم افزاری که وجود دارد که با حمله نظامی از بین نمیرود. خاطرم است در زمان بوش پسر بحث حمله به ایران وجود داشت، خیلی هم جدی بود، برای مقابله با توان و برنامه هستهای ایران، آن زمان هم در آمریکا بحث جدی وجود داشت مبنی بر اینکه اگر هدف حمله به نظامی به ایران از بین بردن توان هستهای ایران است، با حمله نظامی از بین نمیرود، واقعیت هم همین است؛ لذا وقتی اوباما به ریاست جمهوری آمریکا رسید، بنابراین گزینه سومی را انتخاب کرد، آن زمان میگفتند آمریکا سه گزینه دارد، تحریم ها، حمله نظامی، مذاکره که در انتها به این جمع بندی رسیدند که شاید بهترین و عاقلانهترین و کم هزینهترین راه مذاکره است. پس این یک بحث است، بحث دیگر برخی اعتقاد دارند هدف ترامپ جنگ است منتها در چارچوب یک دیپلماسی مسلح، یعنی استفاده از جنگ به عنوان یک ابزار چانه زنی. در واقع جنگ هم در فرآیند دیپلماسی و چانه زنی یک بخشی از فرآیند دیپلماسی است. در مورد اهداف لشگرکشی آمریکا به منطقه یک فرضیه این بوده و هست که ترامپ پیش از اینکه بخواهد به ایران حمله کند بیشتر میخواهد به تهدیدهایی که علیه ایران دارد اعتبار عینی بدهد. در اصطلاح ادبیات روابط بین الملل بیشتر این را دیپلماسی قهرآمیز یا دیپلماسی اجبار میگویند. ولی شاید الان بتوانیم از دیپلماسی مسلح هم استفاده کنیم. پس این یک بخشی از فرآیند دیپلماسی است که آمریکایی ها تعریف کردهاند و یک بخشی هم استفاده از ابزار جنگ و تهدید جنگ است.
دیدگاههای مختلفی وجود دارد در مورد علل و عواملی اینکه چرا آمریکا چند ماهی پس از جنگ 12 روزه از دیپلماسی امتناع میورزید، گرچه در بیاناتشان جسته و گریخته بود. یک بحث به خاطر اینکه آمریکا به اهدافی که در مورد هستهای ایران در نظر داشت دست پیدا نکرد. اوایل تجاوز به ایران ترامپ اعلام کرد که کل توان هستهای ایران از بین رفته است. ولی اخیراً خودش هم اعتراف کرد که توانایی هستهای ایران کاملاً از بین نرفته است. گرچه پیش از آن خیلی از صاحبنظران حتی در آمریکا اعتقاد داشتند که علی رغم ادعای آمریکا توان هستهای ایران از بین نرفته است. شاید تأسیسات هستهای را بتوانید از کار بیندازید، ولی توان هستهای فراتر از تأسیسات هستهای است. مهمترین بخش توانمندی هستهای دانش هستهای است، دانش و توان نرم افزاری که وجود دارد که با حمله نظامی از بین نمیرود. خاطرم است در زمان بوش پسر بحث حمله به ایران وجود داشت، خیلی هم جدی بود، برای مقابله با توان و برنامه هستهای ایران، آن زمان هم در آمریکا بحث جدی وجود داشت مبنی بر اینکه اگر هدف حمله به نظامی به ایران از بین بردن توان هستهای ایران است، با حمله نظامی از بین نمیرود، واقعیت هم همین است؛ لذا وقتی اوباما به ریاست جمهوری آمریکا رسید، بنابراین گزینه سومی را انتخاب کرد، آن زمان میگفتند آمریکا سه گزینه دارد، تحریم ها، حمله نظامی، مذاکره که در انتها به این جمع بندی رسیدند که شاید بهترین و عاقلانهترین و کم هزینهترین راه مذاکره است. پس این یک بحث است، بحث دیگر برخی اعتقاد دارند هدف ترامپ جنگ است منتها در چارچوب یک دیپلماسی مسلح، یعنی استفاده از جنگ به عنوان یک ابزار چانه زنی. در واقع جنگ هم در فرآیند دیپلماسی و چانه زنی یک بخشی از فرآیند دیپلماسی است. در مورد اهداف لشگرکشی آمریکا به منطقه یک فرضیه این بوده و هست که ترامپ پیش از اینکه بخواهد به ایران حمله کند بیشتر میخواهد به تهدیدهایی که علیه ایران دارد اعتبار عینی بدهد. در اصطلاح ادبیات روابط بین الملل بیشتر این را دیپلماسی قهرآمیز یا دیپلماسی اجبار میگویند. ولی شاید الان بتوانیم از دیپلماسی مسلح هم استفاده کنیم. پس این یک بخشی از فرآیند دیپلماسی است که آمریکایی ها تعریف کردهاند و یک بخشی هم استفاده از ابزار جنگ و تهدید جنگ است.


تاکنون نظری ثبت نشده است