سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع " منشا شکست و پیروزی در نماز"، سال 1405
همه پیروزی های انسان به نمازش مربوط است و همه شکست هایش هم از نمازش سرچشمه می گیرد. نماز چیزی است که اگر درست انجام شود، منشأ همه پیروزی ها و موفقیت هاست و اگر درست انجام نشود، دریچه شکست ها می شود. نماز در حقیقت یک مخاطبه با خداست، یک گفتگویی که انسان هم حرف می زند و هم از خداوند می شنود. کلاس نماز، کلاسی است که هیچ نقصی ندارد و می تواند انسان را به بالاترین درجات برساند؛ اگر نقصی هست، آن نقص در ما شاگردهاست.
قیمت یک آدم و شخصیت یک نفر به کیفیت نمازش مربوط است. از روی کیفیت نماز هر کسی می شود فهمید که چقدر شخصیت دارد. هر چیزی که گیر انسان می آید، از نمازش گیرش می آید. برای اینکه انسان بتواند از کلاس نماز استفاده کند، باید توجه و حضور قلب داشته باشد. یعنی نباید حواسش پرت باشد. شاگردی که در کلاس حواسش پرت باشد و بازیگوشی کند، نمی تواند از درس استاد بهره ببرد. شاگرد کلاس نماز هم باید حواسش را جمع کند و بداند در محضر کیست و به این مسئله اهمیت بدهد که در حضور چه کسی ایستاده است. کسانی که سر نماز حواسشان پرت می شود و با حضور قلب نماز نمی خوانند، اینها کم معرفت هستند و مشکلشان از ضعف معرفت است. هر چقدر معرفت انسان به خداوند و به اینکه در مقابل چه کسی ایستاده بیشتر شود، خواندن نماز با حضور قلب برایش راحت تر خواهد بود. بدبخت ترین آدم ها کسی است که در نماز ببازد و چیزی در نماز گیرش نیاید. از صبح تا شب بدود، جون بکند، زحمت بکشد، اما به محض اینکه وقت نماز می رسد، در نماز هیچی گیرش نیاید. این خیلی بد است و خسران بزرگی است. مهم ترین وسیله ای که خداوند برای حرکت به سمت خودش قرار داده، نماز است. نماز احتیاج به مهارت در استفاده کردن دارد. زیرا فرموده اند: «معراج المؤمن» و «قربان کل مؤمن»؛ نماز بالابرنده مؤمن و نزدیک کننده او به خداست. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، حتماً با نمازش تقرب پیدا می کند و نماز تمام بدی ها را از او دفع می کند. مشکل ما این است که به دلیل ضعف معرفت، از نماز خوب نمی توانیم استفاده کنیم و در استفاده از نماز ناشی هستیم.
ما اصلی داریم به نام اصل اول وقت که مهم است، اگر انسان این تلقین را به خودش بکند و تلاش کند، به نماز با کیفیت می رسد. همان طور که در رانندگی، بافندگی، قالی بافی، آشپزی و هر رشته دیگری با تمرکز به موفقیت می رسند، در نماز هم انسان باید یادش باشد که تلقین تمرکز کند. همین دو سه روایتی که خواندم را بنویسید و هر وقت خواستید نماز بخوانید اول آنها را بخوانید و به خود تلقین کنید کجا ایستاده اید. بعد در تکبیر و احرام و بقیه قسمتها سعی کنید تمرکز داشته باشید. بعد از مدتی می بینید این کار راحت می شود و انسان موفقی می شوید و خیلی چیزها گیرتان می آید.
همه پیروزی های انسان به نمازش مربوط است و همه شکست هایش هم از نمازش سرچشمه می گیرد. نماز چیزی است که اگر درست انجام شود، منشأ همه پیروزی ها و موفقیت هاست و اگر درست انجام نشود، دریچه شکست ها می شود. نماز در حقیقت یک مخاطبه با خداست، یک گفتگویی که انسان هم حرف می زند و هم از خداوند می شنود. کلاس نماز، کلاسی است که هیچ نقصی ندارد و می تواند انسان را به بالاترین درجات برساند؛ اگر نقصی هست، آن نقص در ما شاگردهاست.
قیمت یک آدم و شخصیت یک نفر به کیفیت نمازش مربوط است. از روی کیفیت نماز هر کسی می شود فهمید که چقدر شخصیت دارد. هر چیزی که گیر انسان می آید، از نمازش گیرش می آید. برای اینکه انسان بتواند از کلاس نماز استفاده کند، باید توجه و حضور قلب داشته باشد. یعنی نباید حواسش پرت باشد. شاگردی که در کلاس حواسش پرت باشد و بازیگوشی کند، نمی تواند از درس استاد بهره ببرد. شاگرد کلاس نماز هم باید حواسش را جمع کند و بداند در محضر کیست و به این مسئله اهمیت بدهد که در حضور چه کسی ایستاده است. کسانی که سر نماز حواسشان پرت می شود و با حضور قلب نماز نمی خوانند، اینها کم معرفت هستند و مشکلشان از ضعف معرفت است. هر چقدر معرفت انسان به خداوند و به اینکه در مقابل چه کسی ایستاده بیشتر شود، خواندن نماز با حضور قلب برایش راحت تر خواهد بود. بدبخت ترین آدم ها کسی است که در نماز ببازد و چیزی در نماز گیرش نیاید. از صبح تا شب بدود، جون بکند، زحمت بکشد، اما به محض اینکه وقت نماز می رسد، در نماز هیچی گیرش نیاید. این خیلی بد است و خسران بزرگی است. مهم ترین وسیله ای که خداوند برای حرکت به سمت خودش قرار داده، نماز است. نماز احتیاج به مهارت در استفاده کردن دارد. زیرا فرموده اند: «معراج المؤمن» و «قربان کل مؤمن»؛ نماز بالابرنده مؤمن و نزدیک کننده او به خداست. اگر کسی به حقیقت نماز برسد، حتماً با نمازش تقرب پیدا می کند و نماز تمام بدی ها را از او دفع می کند. مشکل ما این است که به دلیل ضعف معرفت، از نماز خوب نمی توانیم استفاده کنیم و در استفاده از نماز ناشی هستیم.
ما اصلی داریم به نام اصل اول وقت که مهم است، اگر انسان این تلقین را به خودش بکند و تلاش کند، به نماز با کیفیت می رسد. همان طور که در رانندگی، بافندگی، قالی بافی، آشپزی و هر رشته دیگری با تمرکز به موفقیت می رسند، در نماز هم انسان باید یادش باشد که تلقین تمرکز کند. همین دو سه روایتی که خواندم را بنویسید و هر وقت خواستید نماز بخوانید اول آنها را بخوانید و به خود تلقین کنید کجا ایستاده اید. بعد در تکبیر و احرام و بقیه قسمتها سعی کنید تمرکز داشته باشید. بعد از مدتی می بینید این کار راحت می شود و انسان موفقی می شوید و خیلی چیزها گیرتان می آید.


تاکنون نظری ثبت نشده است