- 176
- 1000
- 1000
- 1000
حسن ظن به خدا و سنت استقامت
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین مهدوی ارفع با موضوع "حسن ظن به خدا و سنت استقامت "، سال 1405
یکی از راه های آسان رشد در هر زمینه ای، یاد گرفتن قواعد رشد در آن زمینه است. مثلاً دانش آموزی که رشته ریاضی میخواند میداند اگر فرمولها را خوب بفهمد، هزاران مسئله را حل میکند. زندگی هم بر اساس قواعد و فرمول هایی است که در ادبیات دینی به آنها «سنن الهی» میگویند؛ یعنی سنتهای محکم خدا که تغییر ندارند. مثل سنت امتحان که محال است کسی به این دنیا بیاید و خدا او را امتحان نکند، حتی پیامبر اعظم. کسی که این سنت را یادآوری کند، چه پول گیرش بیاید چه جیبش خالی شود، حواسش هست که نکند خدا دارد او را امتحان میکند. ما دائماً جلوی دوربین مخفی و آشکار خداییم. هر که سنت امتحان الهی را بداند، در سختی و راحتی مراقب است که نکند آزمایش میشود. هر چیزی که به ما داده میشود یا از ما گرفته میشود، همه محل امتحان است. یکی از سنتهای عجیب خدا، نسبت ما با اوست: هر کسی هر نوع نگاهی به خدا داشته باشد، خدا هم همانطور با او رفتار میکند. اگر خدا را خیلی سختگیر ببینی، همانطور با تو رفتار میکند. اگر او را مهربان ببینی که با کمترین پشیمانی میبخشد، خدا هم مهربان است. خدا فرمود: «من نزد گمان بنده ام هستم.» در روایت است روز قیامت جوانی را به خاطر گناهانش به سمت جهنم میبرند، ناگهان برمیگردد و نگاه معناداری میکند. خطاب میرسد: چرا برگشتی؟ میگوید: خدایا فکر نمیکردم تو با من اینگونه باشی، فکر میکردم میبخشی چون تو کریمی. خطاب میرسد: بخشیدمش، برو بهشت. بنده من هرگونه به من نگاه کند، من همانطور با او رفتار میکنم. نمی شود کسی دلش پاک باشد و دستور خدا را زیر پا بگذارد. خدا در قرآن میگوید پذیرش اسلام، سینه ای گشاده و وسیع میخواهد. کسی که از رعایت حلال و واجب لذت میبرد، شرح صدر دارد. کسی که پشت به شریعت کند مثل کسی است که از کوه بالا میرود و اکسیژن کم می آید.
عرفا میگویند سالکان الی الله به دو دسته تقسیم می شوند: خوفیها (که همیشه ترس از خدا دارند) و شوقیها (که به جمال خدا نگاه میکنند). پیامبر فرمود من هم خوف و هم شوقم به خدا در حد اعلاست و از امتم میخواهم بین خوف و رجا اعتدال داشته باشند.
از روز اول که خدا آدم و حوا را آفرید، ما دوست و دشمن پیدا کردیم. ابلیس سردسته دشمنان است. فرمول مهم این است: تا قبل از ارتکاب گناه، خدا ما را خیلی میترساند و از گناه برحذر میدارد، اما شیطان گناه را سبک جلوه میدهد. به محض اینکه گناه کردیم، برعکس میشود: خدا میگوید بلند شو، توبه کن، ناامید نشو، اما شیطان میگوید خجالت نمیکشی، دیگر کار از کار گذشته است. ناامیدی از رحمت خدا خودش گناه کبیره است و خدا وعده عذاب داده است. پس تا قبل از گناه، با شیطان باش که گناه را کوچک نشان دهد؟ نه، بلکه بترس از خدا. اما بعد از گناه، با خدا باش که راه توبه را باز کرده، نه با شیطان که تو را ناامید میکند. خدا در شبهای با برکتی مثل شب عرفه، قربان، جمکران، به ما میگوید «استأنف»؛ یعنی از نو شروع کن، کنتور را صفر کردیم. کسی که باور کند خدا اینقدر مهربان است، خوشبخت است. ما پر از خطاییم ولی امیدمان به خداست نه به خودمان. فقر و گدایی ما در درگاه خداست، و امید ما به غنای اوست.کسی که در این روزگار ایران اسلامی، همین ایستادن در خیابان، پرچمداری و خدمت کند، از هزاران عبادت برتر است، چون دارد مانع گسترش بندگی خدا در عالم را که نظام سلطه است، زمین میزند. خدا در قرآن فرموده اگر استقامت کنید، آب گوارا را به شما می نوشانیم. امام صادق فرمود آب گوارا یعنی مهدی ما. دوازده قرن است که آن آب گوارا غیب شده. شرط برگشت او و جاری شدن آب گوارا، استقامت شماست. امروز پرچم استقامت به دست من و شما و مسئولین است. در جمکران، شرمنده امام عصر نباشیم که این فرصت تاریخی را با طمع یا ترس از دست بدهیم. اگر استقامت نکنیم، خدا پرچم را به قوم دیگری میدهد.
وقتی آیه ﴿فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ﴾ نازل شد، پیامبر دست بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود: آن قومی که می آیند و کار را تمام میکنند، از نسل شما هستند. شما به آن نقطه ای رسیده اید که باید کار را تمام کنید. اگر خدایی نکرده استقامت نکنیم، خفتش تا قیامت قابل نیست.
یکی از راه های آسان رشد در هر زمینه ای، یاد گرفتن قواعد رشد در آن زمینه است. مثلاً دانش آموزی که رشته ریاضی میخواند میداند اگر فرمولها را خوب بفهمد، هزاران مسئله را حل میکند. زندگی هم بر اساس قواعد و فرمول هایی است که در ادبیات دینی به آنها «سنن الهی» میگویند؛ یعنی سنتهای محکم خدا که تغییر ندارند. مثل سنت امتحان که محال است کسی به این دنیا بیاید و خدا او را امتحان نکند، حتی پیامبر اعظم. کسی که این سنت را یادآوری کند، چه پول گیرش بیاید چه جیبش خالی شود، حواسش هست که نکند خدا دارد او را امتحان میکند. ما دائماً جلوی دوربین مخفی و آشکار خداییم. هر که سنت امتحان الهی را بداند، در سختی و راحتی مراقب است که نکند آزمایش میشود. هر چیزی که به ما داده میشود یا از ما گرفته میشود، همه محل امتحان است. یکی از سنتهای عجیب خدا، نسبت ما با اوست: هر کسی هر نوع نگاهی به خدا داشته باشد، خدا هم همانطور با او رفتار میکند. اگر خدا را خیلی سختگیر ببینی، همانطور با تو رفتار میکند. اگر او را مهربان ببینی که با کمترین پشیمانی میبخشد، خدا هم مهربان است. خدا فرمود: «من نزد گمان بنده ام هستم.» در روایت است روز قیامت جوانی را به خاطر گناهانش به سمت جهنم میبرند، ناگهان برمیگردد و نگاه معناداری میکند. خطاب میرسد: چرا برگشتی؟ میگوید: خدایا فکر نمیکردم تو با من اینگونه باشی، فکر میکردم میبخشی چون تو کریمی. خطاب میرسد: بخشیدمش، برو بهشت. بنده من هرگونه به من نگاه کند، من همانطور با او رفتار میکنم. نمی شود کسی دلش پاک باشد و دستور خدا را زیر پا بگذارد. خدا در قرآن میگوید پذیرش اسلام، سینه ای گشاده و وسیع میخواهد. کسی که از رعایت حلال و واجب لذت میبرد، شرح صدر دارد. کسی که پشت به شریعت کند مثل کسی است که از کوه بالا میرود و اکسیژن کم می آید.
عرفا میگویند سالکان الی الله به دو دسته تقسیم می شوند: خوفیها (که همیشه ترس از خدا دارند) و شوقیها (که به جمال خدا نگاه میکنند). پیامبر فرمود من هم خوف و هم شوقم به خدا در حد اعلاست و از امتم میخواهم بین خوف و رجا اعتدال داشته باشند.
از روز اول که خدا آدم و حوا را آفرید، ما دوست و دشمن پیدا کردیم. ابلیس سردسته دشمنان است. فرمول مهم این است: تا قبل از ارتکاب گناه، خدا ما را خیلی میترساند و از گناه برحذر میدارد، اما شیطان گناه را سبک جلوه میدهد. به محض اینکه گناه کردیم، برعکس میشود: خدا میگوید بلند شو، توبه کن، ناامید نشو، اما شیطان میگوید خجالت نمیکشی، دیگر کار از کار گذشته است. ناامیدی از رحمت خدا خودش گناه کبیره است و خدا وعده عذاب داده است. پس تا قبل از گناه، با شیطان باش که گناه را کوچک نشان دهد؟ نه، بلکه بترس از خدا. اما بعد از گناه، با خدا باش که راه توبه را باز کرده، نه با شیطان که تو را ناامید میکند. خدا در شبهای با برکتی مثل شب عرفه، قربان، جمکران، به ما میگوید «استأنف»؛ یعنی از نو شروع کن، کنتور را صفر کردیم. کسی که باور کند خدا اینقدر مهربان است، خوشبخت است. ما پر از خطاییم ولی امیدمان به خداست نه به خودمان. فقر و گدایی ما در درگاه خداست، و امید ما به غنای اوست.کسی که در این روزگار ایران اسلامی، همین ایستادن در خیابان، پرچمداری و خدمت کند، از هزاران عبادت برتر است، چون دارد مانع گسترش بندگی خدا در عالم را که نظام سلطه است، زمین میزند. خدا در قرآن فرموده اگر استقامت کنید، آب گوارا را به شما می نوشانیم. امام صادق فرمود آب گوارا یعنی مهدی ما. دوازده قرن است که آن آب گوارا غیب شده. شرط برگشت او و جاری شدن آب گوارا، استقامت شماست. امروز پرچم استقامت به دست من و شما و مسئولین است. در جمکران، شرمنده امام عصر نباشیم که این فرصت تاریخی را با طمع یا ترس از دست بدهیم. اگر استقامت نکنیم، خدا پرچم را به قوم دیگری میدهد.
وقتی آیه ﴿فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ﴾ نازل شد، پیامبر دست بر شانه سلمان فارسی زد و فرمود: آن قومی که می آیند و کار را تمام میکنند، از نسل شما هستند. شما به آن نقطه ای رسیده اید که باید کار را تمام کنید. اگر خدایی نکرده استقامت نکنیم، خفتش تا قیامت قابل نیست.


تاکنون نظری ثبت نشده است