منو
مراحل عشق ورزی به امام عصر عجل الله

مراحل عشق ورزی به امام عصر عجل الله

  • 1 تعداد قطعات
  • 41 دقیقه مدت قطعه
  • 16 دریافت شده
سخنزانی آیت الله سید ابوالحسن مهدوی با موضوع "مراحل عشق ورزی به امام عصر عجل الله"، سال 1404


امشب می‌خواهم پیرامون یک کلمه صحبت کنم؛ کلمه‌ای که دنیای انسان را زیر و رو می‌کند: مَحَبَّت. این آیه شریفه از سوره آل عمران، آیه 31، چراغ راه ماست: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ. یعنی: بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد. این آیه یک فرمول الهی به ما می‌دهد: مَحَبَّت، اِطَاعَت می‌آوَرَد. علاقه، تولید پیروی می‌کند. اما این فرآیند، چهار پله اساسی دارد که پله اول علت برای دومی، و دومی برای سومی، و سومی برای چهارمی است: مَعْرِفَت (شناخت) مَحَبَّت (علاقه و دوستی) اِطَاعَت (پیروی و فرمانبرداری) مُعِیَّت (همراهی و همنشینی) مَعْرِفَت. یعنی چی؟ یعنی خوبی‌های امام زمانمان را بشناسیم. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "إِنَّ أُولِی الْأَلْبَابِ الَّذِینَ عُمِلُوا بِالْفِکْرَةِ ... وَ إِذَا عَمِلُوا بِالْفِکْرَةِ أَنْارَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِنُورِ الْمَحَبَّةِ". یعنی آن‌های خردمند کسانی هستند که «عَمِلُوا بِالْفِکْرَة»؛ یعنی فکرشان را به کار انداختند. این فقط فکر کردن برای خرید و سفر نیست؛ این فکر کردن دربارهٔ محبوب است. وقتی انسان با فکر، خوبی‌های محبوبش را واکاوی کند، خدا نور محبت را در قلبش روشن می‌کند. پس اصل، معرفت است. خوبی‌های امام زمان ما چیست؟ همان چیزهایی که در زیارات می‌خوانیم: "بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ"؛ به برکت شما باران نازل می‌شود. "بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمَاءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ"؛ شما آسمان را نگه می‌دارید تا بر زمین نیفتد. "بِکُمْ یُنَفَّسُ الْهَمُّ وَ یکْشَفُ الْغَمُّ"؛ به سبب شما نگرانی‌ها برطرف و غم‌ها زدوده می‌شود. اگر این‌ها را واقعاً باور کنیم، اگر این معرفت در جانمان بنشیند، آن وقت است که آتش محبت در وجودمان شعله می‌کشد. این محبت، یک موتور درونی است. مثل همین حرکتی که شما کردید. اگر کسی به شما می‌گفت بیایید اصفهان برای یک جشن عروسی، شاید این همه مشقت را تحمل نمی‌کردید. اما محبت امام زمان عجل الله بود که از درون، شما را کشید و آورد اینجا. این موتور از درون روشن می‌شود. محبت باید خالص باشد. در دل انسان، دو دل جا نمی‌شود. یا مالامال از محبت خداست یا آلوده به محبت گناه. قرآن در سوره احزاب می‌فرماید: "مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ". محبت واقعی به اهل بیت، به تدریج گناه را از دل بیرون می‌راند. محبت باید شدیدترین محبت باشد. قرآن در سوره بقره آیه 165 می‌فرماید: محبت مؤمنان به خدا، شدیدترین محبت‌هاست. همین شدت باید در محبت ما به امام زمانمان باشد. محبت باید مانع‌زُدا باشد. یک ماشین ممکن است موتور قوی داشته باشد، ولی اگر چرخش در یک چاله بزرگ بیفتد، هرچقدر هم گاز بدهد، بیرون نمی‌آید. بزرگ‌ترین مانع، دلبستگی به دنیاست. قرآن در سوره توبه آیه 38خطاب به مؤمنان می‌گوید: چرا وقتی به شما گفته می‌شود در راه خدا حرکت کنید قِیام کنید، "ثَقِلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ"؛ به زمین سنگینی می‌کنید؟! بعد دلیلش را خود قرآن می‌گوید: "أَرْضِیتُمْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَةِ"؛ به زندگی دنیا از آخرت راضی شده‌اید. علاقه به مال، به مقام، به لذت‌های زودگذر، ما را "زمین‌گیر" می‌کند. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: "إِذَا تَخَلَّی الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْیَا سَمَا"؛ وقتی دل مؤمن از دنیا خالی شود، اوج می‌گیرد، بالا می‌رود. باید سبُک‌بار بود. پله دوم: محبت. پله سوم: اِطَاعَت. محبت واقعی، خودبه‌خود آدم را به اطاعت می‌کشاند. آیه قرآن هم همین را می‌گوید: اگر خدا را دوست دارید، از پیامبر صلی‌الله پیروی کنید. اطاعت از حجت خدا در هر زمان، نشانه محبت است. پله چهارم: مُعِیَّت و همراهی. این اطاعت، آخرش انسان را به همراهی با محبوب می‌رساند. قرآن در سوره نساء آیه 69 وعده داده است: "وَ مَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ ... وَ حَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا". یعنی: هرکس از خدا و رسول اطاعت کند، همنشین پیامبران، صدیقان، شهدا و صالحان خواهد بود. اما محبت خودش یک طیف دارد، یک شدت و ضعف دارد. مثل نور که ضعیف و قوی دارد. مراحلش این‌هاست: مرحله اول: مَحَبَّت، درجه ضعیف: آدم حرف محبوب را تصدیق می‌کند و اطاعت می‌کند. مثل کاری که حضرت ابراهیم با ذبح فرزندش کرد؛ اطاعت کرد. مرحله دوم: أُنْس: اینجا علاوه بر اطاعت، یک رضایت درونی هم هست. شاید در مرحله قبل اطاعت می‌کرد اما دلش کاملاً راضی نبود. در این مرحله، دل هم راضی است. مرحله سوم: وَثوق: اینجا انسان به محبوبش اعتماد کامل پیدا می‌کند. مثل داستان حضرت موسی و خضر. حضرت موسی همراه خضر بود، اما چون به حکمت تمام کارهایش وثوق و اعتماد کامل نداشت، سؤال می‌کرد.مرحله چهارم: عِشْق: این اوج است. انسان با تمام وجود و با شوق به سو

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 41:34

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن