سخنرانی حجتالاسلام بهاءالدین ضیایی با موضوع "بیعت با خدا، پرمنفعت در بازار دنیا"، سال 1405
به این آیه شریفه اشاره می کنم که خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى تِجارَة تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذاب أَلِیم»؛ یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا شما را بر تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟ خداوند از تجارت حرف می زند، چون به تعبیر امام هادی علیه السلام، دنیا یک بازار است. ما هفتاد، هشتاد سال در این دنیا می آییم و میرویم، و باید در این بازار تجارت کنیم. امام هادی علیه السلام می فرمایند مردم دو دسته اند: عده ای سود می کنند و عده ای خسارت می بینند. ما باید مراقب باشیم جزو خسارت دیدگان نباشیم. برای اینکه ضرر نکنیم، باید بازار را بشناسیم، مشتری را بشناسیم و با کسی داد و ستد کنیم که یقین داریم تجارتمان سود دارد. آنهایی که با شیطان، با فرعونها، طاغوتها و مستکبرین تجارت می کنند، قطعاً خسارت می کنند مثل آن مزدورانی که برای استکبار کار می کنند، حقیقتاً خسر الدنیا و الآخره می شوند. آنهایی که با نفس اماره و شهوات خود معامله می کنند، عاقبت خوبی ندارند.
در آیه 111 سوره برائت (توبه) خدا می فرماید: «ان الله اشتری من المومنین» – خدا خودش خریدار است. آنهایی که با خدا داد و ستد می کنند، تجارتشان پر از سود است. این بحث را به خاطر این مطرح کردم که بدانیم این ماه، ماه بیعت است. ما خیلی راحت کلمه «بیعت» را به زبان می آوریم ولی روی آن تأمل نداریم. بیعت یعنی فروشنده و خریدار؛ خدا مشتری است. آنهایی که به مسجد جمکران می آیند، یا در عید غدیر و در خیابانها با پرچم «لبیک یا مهدی» می آیند، باید این معارف را بدانند. اگر عملی بدون معرفت انجام شود، فقط «حسنه» است، اما اگر با معرفت باشد تبدیل به «صالحات» میشود. عمل صالح است که انسان را رشد میدهد و بالا میبرد. چنانکه امام باقر علیه السلام فرمودند نمازهای پنجگانه «بعد المعرفة» ارزش دارد. اگر معرفت نباشد، نماز در حد حسنات است. و اگر محبت هم بیاید – چنانکه سیدالشهدا شب عاشورا فرمودند «انی احب الصلاة» – آنگاه معرفت به محبت تبدیل می شود. پس اگر می گوییم بیعت با امیرالمومنین، با امام زمان، با رهبر عزیزمان، باید بدانیم بیعت یعنی چه، برای کی، کجا و چگونه. خلاصه اینکه دنیا بازار است؛ چه بخواهی چه نخواهی در حال تجارت هستی. حتی کسی که دست روی دست بگذارد و بگوید من سراغ هیچ مشتری نمیروم، او هم در خسران است چون زمان دارد میگذرد. پس باید دست به کار شد و مشتریها را شناخت: خدا هست و غیر خدا هم هست. نفس اماره، دنیای فریبنده، طاغوتها و مستکبرین اینها مشتری هایی هستند که سرمایه تو، جوانیات، استعدادت، اموالت، اولادت، همه چیزت را میبرند به بهای ناچیز. اما خدایی که غنی است، نیازی ندارد؛ او با تو داد و ستد میکند و بالاترین سود را به تو میدهد. در پایان آیه می فرماید: «فبشرهم ببیعهم» این بیعت را به آنان بشارت بده. آنهایی که در طول تاریخ با خدا و با سیدالشهدا بیعت کردند، نامشان تا ابد زنده و الهام بخش است. اما آنهایی که با یزیدها و طاغوتها بیعت کردند مثل عبیدالله بن زیاد و عمر سعد به کجا رسیدند؟ همان کسی که برای گرفتن حکم ری به کربلا آمد و جنایت کرد، آخر کار خودش هم خسر الدنیا و الآخره شد. اما کسی میتواند سراغ بیعت با خدا برود که دو گام قبلی را برداشته باشد: گام اول عهد است (پیمان) و گام دوم عقد است (پیوند). در دعای عهد میخوانیم: «اللهم انی اجدد فی یوم هذا و ما عشت من ایامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی». عهد و پیمانی که خدا از ما میخواهد. کسی مثل سلمان فارسی که ابولهب با همه نسبتی که با پیامبر دارد به جایی رسید که «تبت یدا ابی لهب» اما سلمان گفته شد «منا اهل البیت» عهدش تبدیل به پیوند شد. بعد از این دو قدم است که به بیعت میرسیم. در غدیر خم، باید فرآیند بیعت را شناخت، آیاتش را دانست، نظام حاکم بر معارف را یافت و درست عمل کرد.
به این آیه شریفه اشاره می کنم که خداوند می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى تِجارَة تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذاب أَلِیم»؛ یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا شما را بر تجارتی راهنمایی کنم که شما را از عذاب دردناک نجات دهد؟ خداوند از تجارت حرف می زند، چون به تعبیر امام هادی علیه السلام، دنیا یک بازار است. ما هفتاد، هشتاد سال در این دنیا می آییم و میرویم، و باید در این بازار تجارت کنیم. امام هادی علیه السلام می فرمایند مردم دو دسته اند: عده ای سود می کنند و عده ای خسارت می بینند. ما باید مراقب باشیم جزو خسارت دیدگان نباشیم. برای اینکه ضرر نکنیم، باید بازار را بشناسیم، مشتری را بشناسیم و با کسی داد و ستد کنیم که یقین داریم تجارتمان سود دارد. آنهایی که با شیطان، با فرعونها، طاغوتها و مستکبرین تجارت می کنند، قطعاً خسارت می کنند مثل آن مزدورانی که برای استکبار کار می کنند، حقیقتاً خسر الدنیا و الآخره می شوند. آنهایی که با نفس اماره و شهوات خود معامله می کنند، عاقبت خوبی ندارند.
در آیه 111 سوره برائت (توبه) خدا می فرماید: «ان الله اشتری من المومنین» – خدا خودش خریدار است. آنهایی که با خدا داد و ستد می کنند، تجارتشان پر از سود است. این بحث را به خاطر این مطرح کردم که بدانیم این ماه، ماه بیعت است. ما خیلی راحت کلمه «بیعت» را به زبان می آوریم ولی روی آن تأمل نداریم. بیعت یعنی فروشنده و خریدار؛ خدا مشتری است. آنهایی که به مسجد جمکران می آیند، یا در عید غدیر و در خیابانها با پرچم «لبیک یا مهدی» می آیند، باید این معارف را بدانند. اگر عملی بدون معرفت انجام شود، فقط «حسنه» است، اما اگر با معرفت باشد تبدیل به «صالحات» میشود. عمل صالح است که انسان را رشد میدهد و بالا میبرد. چنانکه امام باقر علیه السلام فرمودند نمازهای پنجگانه «بعد المعرفة» ارزش دارد. اگر معرفت نباشد، نماز در حد حسنات است. و اگر محبت هم بیاید – چنانکه سیدالشهدا شب عاشورا فرمودند «انی احب الصلاة» – آنگاه معرفت به محبت تبدیل می شود. پس اگر می گوییم بیعت با امیرالمومنین، با امام زمان، با رهبر عزیزمان، باید بدانیم بیعت یعنی چه، برای کی، کجا و چگونه. خلاصه اینکه دنیا بازار است؛ چه بخواهی چه نخواهی در حال تجارت هستی. حتی کسی که دست روی دست بگذارد و بگوید من سراغ هیچ مشتری نمیروم، او هم در خسران است چون زمان دارد میگذرد. پس باید دست به کار شد و مشتریها را شناخت: خدا هست و غیر خدا هم هست. نفس اماره، دنیای فریبنده، طاغوتها و مستکبرین اینها مشتری هایی هستند که سرمایه تو، جوانیات، استعدادت، اموالت، اولادت، همه چیزت را میبرند به بهای ناچیز. اما خدایی که غنی است، نیازی ندارد؛ او با تو داد و ستد میکند و بالاترین سود را به تو میدهد. در پایان آیه می فرماید: «فبشرهم ببیعهم» این بیعت را به آنان بشارت بده. آنهایی که در طول تاریخ با خدا و با سیدالشهدا بیعت کردند، نامشان تا ابد زنده و الهام بخش است. اما آنهایی که با یزیدها و طاغوتها بیعت کردند مثل عبیدالله بن زیاد و عمر سعد به کجا رسیدند؟ همان کسی که برای گرفتن حکم ری به کربلا آمد و جنایت کرد، آخر کار خودش هم خسر الدنیا و الآخره شد. اما کسی میتواند سراغ بیعت با خدا برود که دو گام قبلی را برداشته باشد: گام اول عهد است (پیمان) و گام دوم عقد است (پیوند). در دعای عهد میخوانیم: «اللهم انی اجدد فی یوم هذا و ما عشت من ایامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی». عهد و پیمانی که خدا از ما میخواهد. کسی مثل سلمان فارسی که ابولهب با همه نسبتی که با پیامبر دارد به جایی رسید که «تبت یدا ابی لهب» اما سلمان گفته شد «منا اهل البیت» عهدش تبدیل به پیوند شد. بعد از این دو قدم است که به بیعت میرسیم. در غدیر خم، باید فرآیند بیعت را شناخت، آیاتش را دانست، نظام حاکم بر معارف را یافت و درست عمل کرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است