منو
حقوق متقابل مردم و حکومت در نهج البلاغه

حقوق متقابل مردم و حکومت در نهج البلاغه

  • 1 تعداد قطعات
  • 34 دقیقه مدت قطعه
  • 10 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام سیدابوالفضل طباطبایی اشکذری با موضوع "حقوق متقابل مردم و حکومت در نهج البلاغه "، سال 1405


دین اسلام بر پایه حقوق بنا شده است. خداوند شریعت اسلامی را به عنوان کاملترین دین نازل کرد. یکی از ارکان این دین، تعیین حقوق برای همه افراد در جهات گوناگون است. اگر به قرآن و روایات معصومین نگاه کنیم، میبینیم بخش عمدهای از مسائل اسلامی، بیان حق برای کسی و در مقابل، بیان تکلیف برای کسی دیگر است. ما مسلمانان هم دارای حق هستیم و هم تکلیف. حق آن چیزی است که خدا برای ما قرار داده و تکلیف آن چیزی است که در برابر خدا یا دیگران باید انجام دهیم. اصطلاح «حق الله» و «حق الناس» را زیاد می شنویم. حق الله یعنی خدایی که بر گردن همه بندگانش حق اطاعت، بندگی و فرمانبری دارد. در مقابل، حق الناس یعنی حق مردم. گاهی تصور می کنیم این دو در عرض هم هستند، در حالی که در طول هم معنا پیدا می کنند؛ یعنی همان خدایی که حق خودش را بر گردن ما قرار داده، حق همسایه، پدر، مادر و دیگران را هم تشریع کرده؛ بنابراین حق الناس هم ریشه در حق الله دارد. حق النفس (حق جان خودم که نباید به خودم ضرر بزنم و باید از نفس خود صیانت کنم)، حق کارگر و کارفرما، حق معلم و شاگرد، حق السبق (کسی که زودتر در مسجد حاضر شده، اولویت دارد و نمیتوانیم او را بلند کنیم)، حق پدر و مادر بر فرزند و بالعکس، حق زن و شوهر، حق فروشنده و خریدار، حق همسایه، حق مالک و مستأجر. خلاصه اینکه همه ابعاد زندگی دارای حقوقی است. خدا اسلام را فرستاد تا حقوق هر کسی تعیین شود. اگر هر کسی حق خود را بداند و به آن راضی باشد، به حقوق دیگران تجاوز نمیکند و دنیا آرام میشود. مشکلات اخلاقی، سیاسی و اقتصادی بیشتر به این برمیگردد که ما حق خود را نمیدانیم یا بیش از حد خود می خواهیم. اسلام آمده تا اولویتهای حقوق را در جامعه بیان کند. مثلاً اگر حق پدر و مادر با حق فرزند تعارض پیدا کند، خدا مشخص کرده که حق پدر و مادر اولویت دارد؛ یعنی معنایش این نیست که فرزند حق ندارد، بلکه حق او در جای خودش محفوظ است اما اولویت با دیگری است. در نگاه اسلام، حق دادنی است نه گرفتنی. همچنین گاهی حق با عموم مردم است و گاهی با فرد خاص. اگر حق فرد با حق جامعه تعارض پیدا کند، حقوق عمومی و اجتماعی بر حقوق فردی مقدم است. البته نباید حق فرد تضییع شود، اما این اولویت وجود دارد.خدای متعال به رهبران الهی و ائمه معصومین دستور داده که پایگاهی برای تأمین حقوق همه انسانها ایجاد کنند؛ جایی که حق مظلوم از ظالم گرفته شود. آن پایگاه، حکومت اسلامی است. پیامبر صلی‌الله از مکه به مدینه هجرت کرد و اولین کارش تشکیل حکومت بود. امام خمینی فرمودند: «السلامه الحکومه، اسلام همه اش حکومت است»؛ چون وقتی حکومت اسلامی تشکیل شد، می تواند بقیه مسائل اسلامی را احیا کند. گناه اجتماعی خطرناک است. مرحوم آیت الله بهجت می فرمودند اگر گناهی ضررش فقط به خودتان میخورد، یک جور است، اما اگر گناهی به گونه ای باشد که سنگ بنای ظلمی برای همیشه بگذارید و دیگران از شما پیروی کنند، این گناه بسیار بدی است.وقتی حکومت تشکیل شد، خود حکومت هم حقی بر گردن مردم دارد و مردم هم حقی بر گردن حکومت. مردم حق دارند حکومت از آنها دفاع کند، عدالت اجرا کند، رفاه بیاورد، مسکن و اقتصاد را فعال کند. اما در مقابل، حاکم اسلامی هم بر مردم حق دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه 216 نهج البلاغه می فرمایند: افضل حقوق، حق دوطرفه حاکمان بر مردم و مردم بر حاکمان است. حق حاکمیت و نظام اسلامی این است که مردم پای کار بایستند و حق مردم این است که نظام پای کار آنها بایستد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 34:16

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن