- 50
- 1000
- 1000
- 1000
نقش رهبری در حکومت اسلامی
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضایی تهرانی با موضوع "نقش رهبری در حکومت اسلامی"، سال 1405
اصولاً نقش رهبری در جامعه، نقشی کلیدی و گسترده است؛ چه رهبر باطل باشد چه رهبر حق، فرقی نمیکند، جلودار همیشه در ساختار زیرمجموعه خود تأثیرگذار است. روایات به ما فرمودهاند: «الناس علی دین ملوکهم»؛ مردم به دین حاکمان و والیانشان آموخته میشوند و عمل میکنند. در بیان دیگر، امام حسین علیهالسلام فرمود: «الناس به امرائهم اشبه منهم بآبائهم»؛ مردم به حاکمانشان شبیهترند تا به پدرانشان. چرا؟ چون انسان مدت معینی با پدرش زندگی میکند، بعد به سن و سالی میرسد که خودش پدر و پدربزرگ میشود، اما انسان مستقیم و غیرمستقیم از اول تا آخر عمرش با حاکم و والی جامعه ارتباط دارد. بنابراین والی و حاکم در تربیت مردم، نقش کلیدی و اساسی دارد؛ چه فاسد باشد چه عادل. قرآن در سوره مبارکه هود، آیه 98، نمونه برجسته والی و حاکم ستمگر را ذکر میکند. درباره فرعون میفرماید: «یقدم قومه یوم القیامه فاوردهم النار و بئس الورد المورود»؛ فرعون جلوداری میکند و جامعه خود را به جهنم وارد میکند و چه بد آبشخوری است جهنم. پس نقش جلودار و رهبر در جامعه، نقشی کلیدی، بنیادین و گسترده است. اگر جلودار جهنمی باشد، بقیه را به جهنم میبرد و اگر بهشتی باشد، خود که به بهشت میرود، متابعان و امتش را نیز به بهشت رهنمون میشود. قرآن قاعده کلی فرمود: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم». فردای قیامت انسانها را با امامشان صدا میزنیم. در دنیا آدمها را با معیارهای مختلف صدا میزنیم، اما فردای قیامت با معیار مکان، زمان، سن، جنسیت، سواد، شهری و روستایی بودن نیست، بلکه «یوم ندعوا کل اناس بامامهم». چون انسان شخصیت خود را به امامش گره زده است. در پس از جنگ جمل، یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام گفت: کاش برادرم زنده بود و پیروزی شما را میدید. حضرت فرمود: «کان هو معنا»؛ برادرت با ما بود (علوی بود). عرض کرد: بله فدای ولایت. حضرت فرمود: «فهو معنا». فرقی نمیکند پیش از این از دنیا رفته باشد یا هنوز به دنیا نیامده باشد. فردای قیامت میگویند: امیرالمومنینیها بیایند؛ هر کس در هر زمان، مکان، سن و موقعیتی به آقاجان گره خورده باشد. معاویهایها، یزیدیها، مامونیها، امویها و عباسیها نیز همینطور. بنابراین نقش رهبری در جامعه در دو کلمه خلاصه میشود: گسترده و کلیدی. این نقش در دو چهره ظاهر میشود: یکی علمی و دیگری عملی. تأثیرگذاری رهبری پیش از آنکه با زبانش باشد، با رفتار و عملش است. همانطور که در خانه، بچهها به گفتههای ما ادب نمیشوند، بلکه به رفتار ما ادب میشوند. در جامعه که یک خانواده بزرگ است، تأثیرگذاری پدر جامعه فراتر از آموزههای گفتاری، در آموزههای عملی و رفتاری است. امیرالمومنین علیه السلام در نهجالبلاغه، کلمات قصار شماره 73 میفرمایند: «من نصب نفسه للناس اماماً، فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، و لیؤدب نفسه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه»؛ هر کس خود را امام مردم قرار میدهد، پیش از آنکه به دیگران بیاموزد به خودش بیاموزد و پیش از آنکه دیگران را با زبان تربیت کند، با رفتار و سیرتش تربیت کند. اگر والی و حاکم خود اهل نماز شب، تهذیب نفس، تقوا، پاکدامنی، پاکدستی، پاکچشمی، وظیفهشناسی، مسئولیتمداری، شجاعت، غیرت، تعصب، حمیت و مقاومت باشد، اینها را به صورت خودکار در جامعه تزریق میکند و اگر خود اهل نباشد، گفتارش تأثیری ندارد. به تناسب این روزها که دهه کرامت است و متعلق به امام رضا علیهالسلام و امروز که روز جمعه و متعلق به امام زمان عج الله است، و این روزها که ما در جنگ سوم هستیم، مخصوصاً یکی دو روز اخیر که رئیسجمهور خبیث آمریکا با بیان اینکه در ایران گروه تندرو و کندرو وجود دارد و باید تندروها را از بین برد، در پی ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی است تا جای پایی باز کند. هدفی که در جنگ نظامی و با موشکهای نقطهزن به آن نرسید و در عرصه سیاسی نیز تیم مذاکرهکننده جدید با حکمت و تدبیر رهبری توانست دشمن را زمین گیر کند، اکنون میخواهد با تفرقه به آن برسد. خوشبختانه بیانیه روسای قوای سهگانه و بزرگان امت در محوریت وحدت، مشت محکمی به دهان دشمن زد. در این فضا، یک جمله از امام رضا علیه السلام راجع به امام زمان عجل الله عرض میکنم. از اصلیترین نقشهای رهبری، حفظ وحدت و محوریت امت است. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه سوم نهجالبلاغه میفرمایند: «ان محلی منها محل القطب من الرحا»؛ جایگاه من در قطب و دایره اسلام، سنگ آسیای گردان حاکمیت و نظام اسلامی، جایگاه میله وسط سنگ آسیاست. اگر میله نباشد، سنگ آسیا در حرکت موفق نیست. همه باید بر محور ولایت دور بزنند.
اصولاً نقش رهبری در جامعه، نقشی کلیدی و گسترده است؛ چه رهبر باطل باشد چه رهبر حق، فرقی نمیکند، جلودار همیشه در ساختار زیرمجموعه خود تأثیرگذار است. روایات به ما فرمودهاند: «الناس علی دین ملوکهم»؛ مردم به دین حاکمان و والیانشان آموخته میشوند و عمل میکنند. در بیان دیگر، امام حسین علیهالسلام فرمود: «الناس به امرائهم اشبه منهم بآبائهم»؛ مردم به حاکمانشان شبیهترند تا به پدرانشان. چرا؟ چون انسان مدت معینی با پدرش زندگی میکند، بعد به سن و سالی میرسد که خودش پدر و پدربزرگ میشود، اما انسان مستقیم و غیرمستقیم از اول تا آخر عمرش با حاکم و والی جامعه ارتباط دارد. بنابراین والی و حاکم در تربیت مردم، نقش کلیدی و اساسی دارد؛ چه فاسد باشد چه عادل. قرآن در سوره مبارکه هود، آیه 98، نمونه برجسته والی و حاکم ستمگر را ذکر میکند. درباره فرعون میفرماید: «یقدم قومه یوم القیامه فاوردهم النار و بئس الورد المورود»؛ فرعون جلوداری میکند و جامعه خود را به جهنم وارد میکند و چه بد آبشخوری است جهنم. پس نقش جلودار و رهبر در جامعه، نقشی کلیدی، بنیادین و گسترده است. اگر جلودار جهنمی باشد، بقیه را به جهنم میبرد و اگر بهشتی باشد، خود که به بهشت میرود، متابعان و امتش را نیز به بهشت رهنمون میشود. قرآن قاعده کلی فرمود: «یوم ندعوا کل اناس بامامهم». فردای قیامت انسانها را با امامشان صدا میزنیم. در دنیا آدمها را با معیارهای مختلف صدا میزنیم، اما فردای قیامت با معیار مکان، زمان، سن، جنسیت، سواد، شهری و روستایی بودن نیست، بلکه «یوم ندعوا کل اناس بامامهم». چون انسان شخصیت خود را به امامش گره زده است. در پس از جنگ جمل، یکی از اصحاب امیرالمومنین علیه السلام گفت: کاش برادرم زنده بود و پیروزی شما را میدید. حضرت فرمود: «کان هو معنا»؛ برادرت با ما بود (علوی بود). عرض کرد: بله فدای ولایت. حضرت فرمود: «فهو معنا». فرقی نمیکند پیش از این از دنیا رفته باشد یا هنوز به دنیا نیامده باشد. فردای قیامت میگویند: امیرالمومنینیها بیایند؛ هر کس در هر زمان، مکان، سن و موقعیتی به آقاجان گره خورده باشد. معاویهایها، یزیدیها، مامونیها، امویها و عباسیها نیز همینطور. بنابراین نقش رهبری در جامعه در دو کلمه خلاصه میشود: گسترده و کلیدی. این نقش در دو چهره ظاهر میشود: یکی علمی و دیگری عملی. تأثیرگذاری رهبری پیش از آنکه با زبانش باشد، با رفتار و عملش است. همانطور که در خانه، بچهها به گفتههای ما ادب نمیشوند، بلکه به رفتار ما ادب میشوند. در جامعه که یک خانواده بزرگ است، تأثیرگذاری پدر جامعه فراتر از آموزههای گفتاری، در آموزههای عملی و رفتاری است. امیرالمومنین علیه السلام در نهجالبلاغه، کلمات قصار شماره 73 میفرمایند: «من نصب نفسه للناس اماماً، فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، و لیؤدب نفسه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه»؛ هر کس خود را امام مردم قرار میدهد، پیش از آنکه به دیگران بیاموزد به خودش بیاموزد و پیش از آنکه دیگران را با زبان تربیت کند، با رفتار و سیرتش تربیت کند. اگر والی و حاکم خود اهل نماز شب، تهذیب نفس، تقوا، پاکدامنی، پاکدستی، پاکچشمی، وظیفهشناسی، مسئولیتمداری، شجاعت، غیرت، تعصب، حمیت و مقاومت باشد، اینها را به صورت خودکار در جامعه تزریق میکند و اگر خود اهل نباشد، گفتارش تأثیری ندارد. به تناسب این روزها که دهه کرامت است و متعلق به امام رضا علیهالسلام و امروز که روز جمعه و متعلق به امام زمان عج الله است، و این روزها که ما در جنگ سوم هستیم، مخصوصاً یکی دو روز اخیر که رئیسجمهور خبیث آمریکا با بیان اینکه در ایران گروه تندرو و کندرو وجود دارد و باید تندروها را از بین برد، در پی ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی است تا جای پایی باز کند. هدفی که در جنگ نظامی و با موشکهای نقطهزن به آن نرسید و در عرصه سیاسی نیز تیم مذاکرهکننده جدید با حکمت و تدبیر رهبری توانست دشمن را زمین گیر کند، اکنون میخواهد با تفرقه به آن برسد. خوشبختانه بیانیه روسای قوای سهگانه و بزرگان امت در محوریت وحدت، مشت محکمی به دهان دشمن زد. در این فضا، یک جمله از امام رضا علیه السلام راجع به امام زمان عجل الله عرض میکنم. از اصلیترین نقشهای رهبری، حفظ وحدت و محوریت امت است. امیرالمومنین علیه السلام در خطبه سوم نهجالبلاغه میفرمایند: «ان محلی منها محل القطب من الرحا»؛ جایگاه من در قطب و دایره اسلام، سنگ آسیای گردان حاکمیت و نظام اسلامی، جایگاه میله وسط سنگ آسیاست. اگر میله نباشد، سنگ آسیا در حرکت موفق نیست. همه باید بر محور ولایت دور بزنند.


تاکنون نظری ثبت نشده است