سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع"چگونه اعتراض کنیم؟"، سال 1404
میخواهم با شما از یک مفهوم مهم صحبت کنم: زندگی کارآگاهی. دین ما، قرآن کریم و روایات اهلبیت، ما را دائماً به بلندنظری و ژرفنگری دعوت میکنند. وقتی به مقدرات پیچیده الهی در زندگی نگاه میکنیم، میبینیم که خداوند متعال، سرنوشت ما را به گونهای طراحی کرده که گویی در یک صحنه پرمعما قرار گرفتهایم. این زندگی، یک زندگی کارآگاهی است. یعنی ما همیشه باید مانند یک کارآگاه، در پی کشف علت حوادث، علت موقعیتها و دلیل تغییر اوضاع باشیم. خداوند هدف آفرینش را ابتلا و آزمایش قرار داده است. خودش میفرماید: من شما را میآزمایم. حتی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، زمانی که از ایشان پرسیدند چگونه به چنین معرفت عمیقی نسبت به خدا رسیدهاید، فرمودند: عَرَفْتُ اللهَ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ؛ من خدا را به واسطه شکسته شدن تصمیمها و برنامههایم شناختم. یعنی ما برای خودمان طرحی میریزیم، اما خدا طرح دیگری میاندازد و ما را در موقعیتی کاملاً جدید قرار میدهد. انسانها دوست دارند بدانند چرا در این شرایط قرار گرفتهاند و نقشه خدا چیست؟ اما خداوند این نقشه را اغلب پنهان میکند. مثلاً قرآن میفرماید: هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد. یا کسی نمیداند عمرش چقدر است. اینها عمداً پیچیده است تا ما هوشیار باشیم. خداوند هیچگاه انسان بیهوش و غافل را نمیپذیرد. قرآن را هم ذُو بَصَائِرَ لِلنَّاس، دارای بینشهایی برای مردم معرفی میکند. پس انسان مؤمن، مانند یک کارآگاه حساس است که سعی میکند پشت صحنه وقایع را که مربوط به انتظارات خدا از اوست، کشف کند. اگر کمی بیدقتی کنی، از مدار تکلیف خارج میشوی. مثلاً وقتی خدا ناگهانی به تو ثروت میدهد، باید هوشیار باشی که حالا انتظارش چیست؟ یا وقتی مشکلی پیش میآید، باید ببینی این مشکل میخواهد کدام عیب روحیات را اصلاح کند؟ اگر این توجه را نکنی، از آزمایش سربلند بیرون نمیآیی. این هوشیاری فقط در رابطه با خدا نیست. در رابطه با ابلیس هم باید کارآگاه باشی. ابلیس با هر کس، متناسب با روحیاتش برخورد میکند. اگر اهل عبادت باشی، تو را با عبادت بیشتر و ریا گمراه میکند. اگر اهل دانش باشی، با دانش. وسوسههایش پیچیده است. باید دقت کنی که این هوس یا این فکر خوب، از خودت است یا از جانب او؟ نفس اماره هم دائماً تو را به بدی فرامیخواند و تا آخر با تو درگیر است. اگر هوشیار نباشی، نمیتوانی آن را مدیریت کنی. در عرصه اجتماعی و سیاسی هم دقیقاً همینطور است. دشمنان ما چه دشمن بیرونی مثل استکبار و صهیونیست، چه دشمن درونی ساده و صریح با ما برخورد نمیکنند. آنها پیچیده و منافقانه عمل میکنند. اگر ما سادهلوح و سطحینگر باشیم، قطعاً شکست میخوریم. امام خمینی به فردی که در بالاترین مقام بود، اما سادهلوحی کرد، فرمودند: شما سادهلوح هستید، از سیاست کنار بکشید. متأسفانه گاهی در تاریخ انقلاب دیدیم که برخی تصمیمات به ظاهر خیر، اما بدون در نظر گرفتن ابعاد پیچیده و پشتپرده، آسیبهای بزرگی به کشور زد. مثلاً مسئله کنترل جمعیت؛ در حالی که دشمنان بر ما تحقیر میکنند، تنها جایی که به ما جایزه دادند، همین کنترل شدید جمعیت بود! یا مسئله تقسیم اراضی در زمان شاه که به ظاهر کار خوبی بود، اما نتیجهاش نابودی کشاورزی، مهاجرت به شهرها و حاشیهنشینی شد. اینها نشان میدهد باید پشت صحنه و اهداف طراحیکنندگان را دید. امروز هم در مسائل اقتصادی باید با این هوشیاری برخورد کرد. وقتی مشکلی مانند تورم یا گرانی به طور مستمر حل نمیشود، فقط نباید عوامل سطحی را دید. باید پرسید: چه دستی در کار است؟ آیا کسانی هستند که منافعشان در تداوم این مشکلات است؟ وقتی طرحی مانند حذف ارز ترجیحی مطرح میشود، باید پرسید: چرا در زمان اوج اعتراضات؟ آیا این زمانبندی، برنامهای برای ایجاد آشوب بیشتر نیست؟ ما باید مانند یک کارآگاه، هم نقشه دشمن را بخوانیم، هم ضعفهای داخلی خودمان را. دین، ما را باهوش و هوشیار بار میآورد. در روایت داریم جاهل متنسک کمر پیامبر را میشکند. دین فقط عبادت ظاهری نیست. دین، بینش، کیاست و قدرت تحلیل میخواهد. امام زمان عجلاللهتعالیفرجه هم از پیروانش فطانت و هوشیاری میخواهد.
پس چه باید کرد؟
در تربیت: باید از کودکی و در مدارس و مساجد، سطح هوشیاری بچهها را بالا ببریم. با طرح معما، ایجاد فضای پرسش و تحلیل، نه فقط تقلید و حفظکردن.
در مسجد: مسجد باید کانون هوشیاری جامعه باشد. محل گفتوگوی صریح، تضارب آرای علمی و اعتراض مدنی و منطقی به مسئولان. متأسفانه یک زمانی مسجدزدایی اتفاق افتاد تا این کانون قدرت مردمی تضعیف شود. پیامبر اکرم صلی الله در مسجد با مردم مشورت میکرد و اختلافنظرها آنجا مدیریت میشد.
در رسانه: صداوسیما باید فضای گفتوگوی کارشناسی واقعی و بیطرفانه ایجاد کند، باید گذشته را واکاوی کرد. مثلاً از کسانی که سالها قبل از ارز ترجیحی دفاع میکردند، امروز باید پرسید: نظرتان الان چیست؟ این گفتوگوی شفاف، از بسیاری فتنهها جلوگیری میکند. در اقتصاد: برای جراحی اقتصادی بزرگ، نیاز به بسیج عمومی و مردمی داریم. این کار فقط با دستور دولت حل نمیشود. باید از ظرفیتهای محلی، مساجد و حلقههای میانی استفاده کرد. ما نه میتوانیم مثل غرب باشیم، نه مثل چین. باید الگوی ایرانی-اسلامی خود را با مشارکت مردم طراحی کنیم. زندگی ما، یک زندگی کارآگاهی است. خدا با ما پیچیده رفتار میکند تا بیدار شویم. ابلیس و نفس اماره با ما پیچیده رفتار میکنند تا گمراه شویم. دشمنان با ما پیچیده رفتار میکنند تا ضعیف شویم. در چنین دنیایی، تنها با هوشیاری، ژرفنگری و تحلیل پشت صحنه اتفاقات میتوانیم هم بنده خوب خدا باشیم، هم انقلابی پیروز، و هم شهروندی که به خود و کشورش خیانت نمیکند. این، همان دین حقیقی است که امامان ما به ما آموختند.
میخواهم با شما از یک مفهوم مهم صحبت کنم: زندگی کارآگاهی. دین ما، قرآن کریم و روایات اهلبیت، ما را دائماً به بلندنظری و ژرفنگری دعوت میکنند. وقتی به مقدرات پیچیده الهی در زندگی نگاه میکنیم، میبینیم که خداوند متعال، سرنوشت ما را به گونهای طراحی کرده که گویی در یک صحنه پرمعما قرار گرفتهایم. این زندگی، یک زندگی کارآگاهی است. یعنی ما همیشه باید مانند یک کارآگاه، در پی کشف علت حوادث، علت موقعیتها و دلیل تغییر اوضاع باشیم. خداوند هدف آفرینش را ابتلا و آزمایش قرار داده است. خودش میفرماید: من شما را میآزمایم. حتی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، زمانی که از ایشان پرسیدند چگونه به چنین معرفت عمیقی نسبت به خدا رسیدهاید، فرمودند: عَرَفْتُ اللهَ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ؛ من خدا را به واسطه شکسته شدن تصمیمها و برنامههایم شناختم. یعنی ما برای خودمان طرحی میریزیم، اما خدا طرح دیگری میاندازد و ما را در موقعیتی کاملاً جدید قرار میدهد. انسانها دوست دارند بدانند چرا در این شرایط قرار گرفتهاند و نقشه خدا چیست؟ اما خداوند این نقشه را اغلب پنهان میکند. مثلاً قرآن میفرماید: هیچ کس نمیداند در کدام سرزمین خواهد مرد. یا کسی نمیداند عمرش چقدر است. اینها عمداً پیچیده است تا ما هوشیار باشیم. خداوند هیچگاه انسان بیهوش و غافل را نمیپذیرد. قرآن را هم ذُو بَصَائِرَ لِلنَّاس، دارای بینشهایی برای مردم معرفی میکند. پس انسان مؤمن، مانند یک کارآگاه حساس است که سعی میکند پشت صحنه وقایع را که مربوط به انتظارات خدا از اوست، کشف کند. اگر کمی بیدقتی کنی، از مدار تکلیف خارج میشوی. مثلاً وقتی خدا ناگهانی به تو ثروت میدهد، باید هوشیار باشی که حالا انتظارش چیست؟ یا وقتی مشکلی پیش میآید، باید ببینی این مشکل میخواهد کدام عیب روحیات را اصلاح کند؟ اگر این توجه را نکنی، از آزمایش سربلند بیرون نمیآیی. این هوشیاری فقط در رابطه با خدا نیست. در رابطه با ابلیس هم باید کارآگاه باشی. ابلیس با هر کس، متناسب با روحیاتش برخورد میکند. اگر اهل عبادت باشی، تو را با عبادت بیشتر و ریا گمراه میکند. اگر اهل دانش باشی، با دانش. وسوسههایش پیچیده است. باید دقت کنی که این هوس یا این فکر خوب، از خودت است یا از جانب او؟ نفس اماره هم دائماً تو را به بدی فرامیخواند و تا آخر با تو درگیر است. اگر هوشیار نباشی، نمیتوانی آن را مدیریت کنی. در عرصه اجتماعی و سیاسی هم دقیقاً همینطور است. دشمنان ما چه دشمن بیرونی مثل استکبار و صهیونیست، چه دشمن درونی ساده و صریح با ما برخورد نمیکنند. آنها پیچیده و منافقانه عمل میکنند. اگر ما سادهلوح و سطحینگر باشیم، قطعاً شکست میخوریم. امام خمینی به فردی که در بالاترین مقام بود، اما سادهلوحی کرد، فرمودند: شما سادهلوح هستید، از سیاست کنار بکشید. متأسفانه گاهی در تاریخ انقلاب دیدیم که برخی تصمیمات به ظاهر خیر، اما بدون در نظر گرفتن ابعاد پیچیده و پشتپرده، آسیبهای بزرگی به کشور زد. مثلاً مسئله کنترل جمعیت؛ در حالی که دشمنان بر ما تحقیر میکنند، تنها جایی که به ما جایزه دادند، همین کنترل شدید جمعیت بود! یا مسئله تقسیم اراضی در زمان شاه که به ظاهر کار خوبی بود، اما نتیجهاش نابودی کشاورزی، مهاجرت به شهرها و حاشیهنشینی شد. اینها نشان میدهد باید پشت صحنه و اهداف طراحیکنندگان را دید. امروز هم در مسائل اقتصادی باید با این هوشیاری برخورد کرد. وقتی مشکلی مانند تورم یا گرانی به طور مستمر حل نمیشود، فقط نباید عوامل سطحی را دید. باید پرسید: چه دستی در کار است؟ آیا کسانی هستند که منافعشان در تداوم این مشکلات است؟ وقتی طرحی مانند حذف ارز ترجیحی مطرح میشود، باید پرسید: چرا در زمان اوج اعتراضات؟ آیا این زمانبندی، برنامهای برای ایجاد آشوب بیشتر نیست؟ ما باید مانند یک کارآگاه، هم نقشه دشمن را بخوانیم، هم ضعفهای داخلی خودمان را. دین، ما را باهوش و هوشیار بار میآورد. در روایت داریم جاهل متنسک کمر پیامبر را میشکند. دین فقط عبادت ظاهری نیست. دین، بینش، کیاست و قدرت تحلیل میخواهد. امام زمان عجلاللهتعالیفرجه هم از پیروانش فطانت و هوشیاری میخواهد.
پس چه باید کرد؟
در تربیت: باید از کودکی و در مدارس و مساجد، سطح هوشیاری بچهها را بالا ببریم. با طرح معما، ایجاد فضای پرسش و تحلیل، نه فقط تقلید و حفظکردن.
در مسجد: مسجد باید کانون هوشیاری جامعه باشد. محل گفتوگوی صریح، تضارب آرای علمی و اعتراض مدنی و منطقی به مسئولان. متأسفانه یک زمانی مسجدزدایی اتفاق افتاد تا این کانون قدرت مردمی تضعیف شود. پیامبر اکرم صلی الله در مسجد با مردم مشورت میکرد و اختلافنظرها آنجا مدیریت میشد.
در رسانه: صداوسیما باید فضای گفتوگوی کارشناسی واقعی و بیطرفانه ایجاد کند، باید گذشته را واکاوی کرد. مثلاً از کسانی که سالها قبل از ارز ترجیحی دفاع میکردند، امروز باید پرسید: نظرتان الان چیست؟ این گفتوگوی شفاف، از بسیاری فتنهها جلوگیری میکند. در اقتصاد: برای جراحی اقتصادی بزرگ، نیاز به بسیج عمومی و مردمی داریم. این کار فقط با دستور دولت حل نمیشود. باید از ظرفیتهای محلی، مساجد و حلقههای میانی استفاده کرد. ما نه میتوانیم مثل غرب باشیم، نه مثل چین. باید الگوی ایرانی-اسلامی خود را با مشارکت مردم طراحی کنیم. زندگی ما، یک زندگی کارآگاهی است. خدا با ما پیچیده رفتار میکند تا بیدار شویم. ابلیس و نفس اماره با ما پیچیده رفتار میکنند تا گمراه شویم. دشمنان با ما پیچیده رفتار میکنند تا ضعیف شویم. در چنین دنیایی، تنها با هوشیاری، ژرفنگری و تحلیل پشت صحنه اتفاقات میتوانیم هم بنده خوب خدا باشیم، هم انقلابی پیروز، و هم شهروندی که به خود و کشورش خیانت نمیکند. این، همان دین حقیقی است که امامان ما به ما آموختند.


کاربر مهمان