سخنرانی خانم دکتر زهرا شریف با موضوع «جنسیت امکانی برای اخلاقی زیستن»، سال 1404
بحث اخلاق و جنسیت و رابطه این دو یکی از مباحث پردامنه در حوزه دانشهای جنسیتی بوده است. یکی از سوالات اصلی و اهتمامهای جدی فمینیستها در این حوزه، دغدغههای اخلاقی است. اخلاق فمینیستی و اخلاق زنانهنگر یکی از دانشهایی است که در حوزه مطالعات فمینیستی شکل گرفته و آن را به این صورت تعریف میکنند: اخلاق زنانهنگر تلاشی برای بازبینی، صورتبندی مجدد یا بازاندیشی اخلاق سنتی است، از آن جهت که اخلاق سنتی، تجربه اخلاقی زنان را ناچیز میانگارد یا بیارزش میداند.
با توجه به این تعریف و تکرارهای آشنا در حوزه فمینیسم، متوجه میشویم که اخلاق زنانهنگر به دنبال احیای دغدغههای زنان است. همانطور که با پیشفرض مردانهنگر بودن حوزههای مختلف از فمینیسم مواجه هستیم، در حوزه اخلاق نیز اعتقاد دارند که اخلاق سنتی، تجربه زنان را نادیده انگاشته یا در برابر حوزه مردانه آن را ناچیز شمرده است. بر این اساس، به دنبال بازبینی و مداقه و صورتبندی جدید هستند و غایت خود را به این شکل مطرح میکنند که به دنبال ایجاد یک اخلاق جنسیتی هستند که در صدد حذف یا دستکم اصلاح سرکوب هر گروهی از افراد، به ویژه زنان، باشد.
باور فمینیستها بر تغییر کانونهای اخلاق که مردانه شده و دیگران را مورد سرکوبی قرار میدهند. آنها وقتی میخواهند نادیده گرفتن زنان را بیان کنند، به چند مورد اشاره دارند. یکی اینکه فمینیست¬ها اعتقاد دارند که اخلاق سنتی نسبت به علایق اخلاقی زنان درباره موضوعات در مقایسه با علایق مردان هیچ دغدغهای ندارد. هیچگاه از زنان نپرسیدهاند که مطلوب شما در حوزه اخلاق چیست و به نوعی تغافل به حوزه اخلاقیات زنان داشتهاند. همچنین، وقتی که توجه داشتهاند، فقط در حوزه خصوصی فضیلتهایی را معرفی می-کنند که در حوزه عمومی ناچیز است.
آنها اعتقاد دارند که زنان به بلوغ اخلاقی نمیرسند و توانمندی مردان در فضایل اخلاقی و تحقق آن و معرفتشناسی به قدری عمیق و وسیع است که زنان به آن وسعت نخواهند رسید. ایراد دیگری که میگیرند این است که حوزههایی مانند خرد، اراده، تسلط و تعالی بیشتر از فضائل و اوصافی که اخلاقاً به زنان نسبت داده شده، مورد توجه اخلاق سنتی قرار دارد. در حالی که ویژگیهایی مانند وابستگی متقابل، اعتماد، شادی، صلح و توجه به زندگی، چیزهایی هستند که زنان اخلاقاً به آنها منسوبتر هستند و در اخلاق سنتی کمبها جلوه داده شدهاند. اساساً در روش اخلاق سنتی، تعقل اخلاقی روشی مردانه است، در حالی که روش و تعقل اخلاقی زنانه که مبتنی بر جزئیت و جانبداری است، مورد توجه نیست.
بحث اخلاق و جنسیت و رابطه این دو یکی از مباحث پردامنه در حوزه دانشهای جنسیتی بوده است. یکی از سوالات اصلی و اهتمامهای جدی فمینیستها در این حوزه، دغدغههای اخلاقی است. اخلاق فمینیستی و اخلاق زنانهنگر یکی از دانشهایی است که در حوزه مطالعات فمینیستی شکل گرفته و آن را به این صورت تعریف میکنند: اخلاق زنانهنگر تلاشی برای بازبینی، صورتبندی مجدد یا بازاندیشی اخلاق سنتی است، از آن جهت که اخلاق سنتی، تجربه اخلاقی زنان را ناچیز میانگارد یا بیارزش میداند.
با توجه به این تعریف و تکرارهای آشنا در حوزه فمینیسم، متوجه میشویم که اخلاق زنانهنگر به دنبال احیای دغدغههای زنان است. همانطور که با پیشفرض مردانهنگر بودن حوزههای مختلف از فمینیسم مواجه هستیم، در حوزه اخلاق نیز اعتقاد دارند که اخلاق سنتی، تجربه زنان را نادیده انگاشته یا در برابر حوزه مردانه آن را ناچیز شمرده است. بر این اساس، به دنبال بازبینی و مداقه و صورتبندی جدید هستند و غایت خود را به این شکل مطرح میکنند که به دنبال ایجاد یک اخلاق جنسیتی هستند که در صدد حذف یا دستکم اصلاح سرکوب هر گروهی از افراد، به ویژه زنان، باشد.
باور فمینیستها بر تغییر کانونهای اخلاق که مردانه شده و دیگران را مورد سرکوبی قرار میدهند. آنها وقتی میخواهند نادیده گرفتن زنان را بیان کنند، به چند مورد اشاره دارند. یکی اینکه فمینیست¬ها اعتقاد دارند که اخلاق سنتی نسبت به علایق اخلاقی زنان درباره موضوعات در مقایسه با علایق مردان هیچ دغدغهای ندارد. هیچگاه از زنان نپرسیدهاند که مطلوب شما در حوزه اخلاق چیست و به نوعی تغافل به حوزه اخلاقیات زنان داشتهاند. همچنین، وقتی که توجه داشتهاند، فقط در حوزه خصوصی فضیلتهایی را معرفی می-کنند که در حوزه عمومی ناچیز است.
آنها اعتقاد دارند که زنان به بلوغ اخلاقی نمیرسند و توانمندی مردان در فضایل اخلاقی و تحقق آن و معرفتشناسی به قدری عمیق و وسیع است که زنان به آن وسعت نخواهند رسید. ایراد دیگری که میگیرند این است که حوزههایی مانند خرد، اراده، تسلط و تعالی بیشتر از فضائل و اوصافی که اخلاقاً به زنان نسبت داده شده، مورد توجه اخلاق سنتی قرار دارد. در حالی که ویژگیهایی مانند وابستگی متقابل، اعتماد، شادی، صلح و توجه به زندگی، چیزهایی هستند که زنان اخلاقاً به آنها منسوبتر هستند و در اخلاق سنتی کمبها جلوه داده شدهاند. اساساً در روش اخلاق سنتی، تعقل اخلاقی روشی مردانه است، در حالی که روش و تعقل اخلاقی زنانه که مبتنی بر جزئیت و جانبداری است، مورد توجه نیست.


تاکنون نظری ثبت نشده است