سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی با موضوع «سنگسار شیطان بزرگ»، سال 1404
16 آذر، واکنشی بود به کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد همان سال که به سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق انجامید و مصدق و کاشانی بازداشت شدند. پس از کودتا، انگلیس با تشکیل کنسرسیوم، دوباره سلطه بر نفت ملیشده را بازیافت و آمریکا که پیشتر دومین قدرت سلطهگر بود، بهتدریج به ارباب اول و قدرت اول سلطهگر در ایران تبدیل شد. این تسلط و غارت و تحقیر ربع قرن ادامه یافت تا اینکه با انقلاب اسلامی در سال 1357، این قدرتها از کشور اخراج شدند.
جنبش 16 آذر یک حرکت ضد استعماری و ضد استبدادی بود. این تظاهرات در اعتراض به بازگشت نماینده سفارت انگلیس برای برقراری مجدد روابط و همچنین سفر قریبالوقوع نیکسون، معاون وقت رئیسجمهور آمریکا، به تهران شکل گرفت. دانشجویان با شعارهای ضد انگلیسی، ضد آمریکایی، و ضد پهلوی به درگیری پرداختند. سفر نیکسون قرار بود برای تأیید موفقیتآمیز بودن کودتا، سرکوب جریانهای ملی و مذهبی، و آغاز دوباره غارت کشور صورت گیرد و حتی بنا بود در دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری داده شود. این در حالی بود که آمریکا با وعدههایی نظیر وام، کمک اقتصادی، و بهبود وضعیت حقوق بشر و دموکراسی، درصدد تثبیت سلطه خود بود. در واقع، شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر انگلیس»، و «مرگ بر سلطنت پهلوی» از همان واقعه 16 آذر متولد شدند.
استمرار صورت مسئله: استکبار و استقلال
برخلاف این تصور که حوادث 70 سال پیش مشمول مرور زمان شده و مسئلهای به نام استکبار و استقلال دیگر مطرح نیست، این یک خطای بزرگ است. واقعیت این است که دشمنان ملت ایران تغییر نکردهاند؛ همان کسانی که سال 1332 کودتا کردند و ساواک را تشکیل دادند، امروز نیز در تحریمها و مسائل هستهای حضور دارند. اگرچه شرایط جهانی پیچیدهتر و سختتر شده، اما موقعیت ملت ایران بسیار بهتر گشته است. ملت ایران که زمانی در اسناد خارجی به عنوان «گاو شیرده» (همان تعبیری که بعدها برای عربستان به کار رفت) شناخته میشد، امروز به «شیر درنده» و غُرّنده تبدیل شده و در صف مقدم مقاومت بینالمللی قرار گرفته است.
امروز جهان دوباره دوقطبی است، اما نه بر اساس نزاع کمونیسم و سرمایهداری، بلکه بر محور نزاع «اسلام و استکبار». انقلاب اسلامی نقش اسپارتاکوس را در برابر امپراتوری سرمایهداری غرب ایفا کرد و زنجیر بردگی را گسست؛ صدور انقلاب به معنای گسترش نهضت آزادی بردگان علیه نظام بردهداری غرب است.
استقلال به مثابه هدف و کرامت انسانی
برخی استقلال را تنها وسیلهای برای پیشرفت و رفاه میدانند، اما این تفکر نادرست است؛ استقلال خود یک هدف مستقل است که با کرامت انسان گره خورده است. اگر ملتی ناگزیر به انتخاب بین «شرف» و «شکم» شود، انتخاب شرف و پرداخت هزینههای آن، موجب رشد و عزت خواهد شد. در مقابل، نظامی که با رهبری آمریکا و صهیونیستها تمام عالم را بردگان خود میبیند، هدف نهایی مقاومت این است که اجازه ندهیم رابطه ایران و آمریکا دوباره به «رابطه گرگ و میش» یا «جلاد و شهید» تبدیل شود. مقاومت خواهان رابطه برابر و عادلانه با تمام کشورهاست، بدون توهین، غارت یا نگاه از بالا به پایین.
عدالت و انسانمحوری در مکتب توحیدی
در بحث «عدالت شیشهای» (عدالت شفاف)، تأکید میشود که هدف احکام شریعت (چه فردی و چه اجتماعی)، پاسداشت انسان است. این نگرش به مفهوم درست کلمه، انسانمحوری است؛ برخلاف اومانیسم رایج که انسان را فدای ثروت، قدرت، و شهوت میکند.
انسان به دلیل روح الهی و عقل خود، اشرف مخلوقات است. هرآنچه در دین حرام شده، به دلیل صدمهای است که به جسم یا روح انسان وارد میکند، و هرآنچه واجب گشته، خدمتی ضروری به انسان است. انسان، امانتدار بزرگ خداوند است و شایستگی «خلافتاللهی» دارد. پیامبران آمدند تا انسان را آزاد کنند و «غلها و زنجیرهایی» که دست و پای بشریت را بسته، پاره سازند.
رابطه عدالت اجتماعی و رشد معنوی
عدالت اجتماعی (مانند تأمین حقوق مادی، رفاه، امنیت و بهداشت)، نه تنها خود یک هدف است، بلکه بستری ضروری برای رشد عقلی و اخلاقی انسان است. اکثریت بشر در شرایطی که امنیت و امکانات زندگی شرافتمندانه فراهم نباشد، نمیتوانند به مقامات عالی معنوی دست یابند.
از اینجاست که مبارزه با ستم و ستمگران به یک واجب تبدیل میشود: جهاد با استبداد، جهاد با استکبار، و امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی و جهانی (صدور انقلاب) وظایفی همردیف نماز تلقی میشوند.
نگاه اسلامی به عدالت و حقوق انسان بسیار فراتر از دیدگاههای مادی لیبرالیستها یا مارکسیستهاست، زیرا هم به ماده و معنا، هم به جسم و روح، و هم به فرد و جامعه نظر دارد. در منطق قرآنی، جان انسان بسیار گرانبهاست؛ خدمت به یک انسان، خدمت به کل بشریت تلقی میشود. همچنین، جنایت در حق یک انسان بیگناه، گویی جنایت در حق تمام بشریت است. خشونت علیه انسان بیگناه، در حد شرک به خداوند است. دفاع از حقوق یک نفر، دفاع از حقوق کل جامعه محسوب میشود و این، وظیفهای شرعی است.
16 آذر، واکنشی بود به کودتای آمریکایی-انگلیسی 28 مرداد همان سال که به سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق انجامید و مصدق و کاشانی بازداشت شدند. پس از کودتا، انگلیس با تشکیل کنسرسیوم، دوباره سلطه بر نفت ملیشده را بازیافت و آمریکا که پیشتر دومین قدرت سلطهگر بود، بهتدریج به ارباب اول و قدرت اول سلطهگر در ایران تبدیل شد. این تسلط و غارت و تحقیر ربع قرن ادامه یافت تا اینکه با انقلاب اسلامی در سال 1357، این قدرتها از کشور اخراج شدند.
جنبش 16 آذر یک حرکت ضد استعماری و ضد استبدادی بود. این تظاهرات در اعتراض به بازگشت نماینده سفارت انگلیس برای برقراری مجدد روابط و همچنین سفر قریبالوقوع نیکسون، معاون وقت رئیسجمهور آمریکا، به تهران شکل گرفت. دانشجویان با شعارهای ضد انگلیسی، ضد آمریکایی، و ضد پهلوی به درگیری پرداختند. سفر نیکسون قرار بود برای تأیید موفقیتآمیز بودن کودتا، سرکوب جریانهای ملی و مذهبی، و آغاز دوباره غارت کشور صورت گیرد و حتی بنا بود در دانشگاه تهران به او دکترای افتخاری داده شود. این در حالی بود که آمریکا با وعدههایی نظیر وام، کمک اقتصادی، و بهبود وضعیت حقوق بشر و دموکراسی، درصدد تثبیت سلطه خود بود. در واقع، شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر انگلیس»، و «مرگ بر سلطنت پهلوی» از همان واقعه 16 آذر متولد شدند.
استمرار صورت مسئله: استکبار و استقلال
برخلاف این تصور که حوادث 70 سال پیش مشمول مرور زمان شده و مسئلهای به نام استکبار و استقلال دیگر مطرح نیست، این یک خطای بزرگ است. واقعیت این است که دشمنان ملت ایران تغییر نکردهاند؛ همان کسانی که سال 1332 کودتا کردند و ساواک را تشکیل دادند، امروز نیز در تحریمها و مسائل هستهای حضور دارند. اگرچه شرایط جهانی پیچیدهتر و سختتر شده، اما موقعیت ملت ایران بسیار بهتر گشته است. ملت ایران که زمانی در اسناد خارجی به عنوان «گاو شیرده» (همان تعبیری که بعدها برای عربستان به کار رفت) شناخته میشد، امروز به «شیر درنده» و غُرّنده تبدیل شده و در صف مقدم مقاومت بینالمللی قرار گرفته است.
امروز جهان دوباره دوقطبی است، اما نه بر اساس نزاع کمونیسم و سرمایهداری، بلکه بر محور نزاع «اسلام و استکبار». انقلاب اسلامی نقش اسپارتاکوس را در برابر امپراتوری سرمایهداری غرب ایفا کرد و زنجیر بردگی را گسست؛ صدور انقلاب به معنای گسترش نهضت آزادی بردگان علیه نظام بردهداری غرب است.
استقلال به مثابه هدف و کرامت انسانی
برخی استقلال را تنها وسیلهای برای پیشرفت و رفاه میدانند، اما این تفکر نادرست است؛ استقلال خود یک هدف مستقل است که با کرامت انسان گره خورده است. اگر ملتی ناگزیر به انتخاب بین «شرف» و «شکم» شود، انتخاب شرف و پرداخت هزینههای آن، موجب رشد و عزت خواهد شد. در مقابل، نظامی که با رهبری آمریکا و صهیونیستها تمام عالم را بردگان خود میبیند، هدف نهایی مقاومت این است که اجازه ندهیم رابطه ایران و آمریکا دوباره به «رابطه گرگ و میش» یا «جلاد و شهید» تبدیل شود. مقاومت خواهان رابطه برابر و عادلانه با تمام کشورهاست، بدون توهین، غارت یا نگاه از بالا به پایین.
عدالت و انسانمحوری در مکتب توحیدی
در بحث «عدالت شیشهای» (عدالت شفاف)، تأکید میشود که هدف احکام شریعت (چه فردی و چه اجتماعی)، پاسداشت انسان است. این نگرش به مفهوم درست کلمه، انسانمحوری است؛ برخلاف اومانیسم رایج که انسان را فدای ثروت، قدرت، و شهوت میکند.
انسان به دلیل روح الهی و عقل خود، اشرف مخلوقات است. هرآنچه در دین حرام شده، به دلیل صدمهای است که به جسم یا روح انسان وارد میکند، و هرآنچه واجب گشته، خدمتی ضروری به انسان است. انسان، امانتدار بزرگ خداوند است و شایستگی «خلافتاللهی» دارد. پیامبران آمدند تا انسان را آزاد کنند و «غلها و زنجیرهایی» که دست و پای بشریت را بسته، پاره سازند.
رابطه عدالت اجتماعی و رشد معنوی
عدالت اجتماعی (مانند تأمین حقوق مادی، رفاه، امنیت و بهداشت)، نه تنها خود یک هدف است، بلکه بستری ضروری برای رشد عقلی و اخلاقی انسان است. اکثریت بشر در شرایطی که امنیت و امکانات زندگی شرافتمندانه فراهم نباشد، نمیتوانند به مقامات عالی معنوی دست یابند.
از اینجاست که مبارزه با ستم و ستمگران به یک واجب تبدیل میشود: جهاد با استبداد، جهاد با استکبار، و امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی و جهانی (صدور انقلاب) وظایفی همردیف نماز تلقی میشوند.
نگاه اسلامی به عدالت و حقوق انسان بسیار فراتر از دیدگاههای مادی لیبرالیستها یا مارکسیستهاست، زیرا هم به ماده و معنا، هم به جسم و روح، و هم به فرد و جامعه نظر دارد. در منطق قرآنی، جان انسان بسیار گرانبهاست؛ خدمت به یک انسان، خدمت به کل بشریت تلقی میشود. همچنین، جنایت در حق یک انسان بیگناه، گویی جنایت در حق تمام بشریت است. خشونت علیه انسان بیگناه، در حد شرک به خداوند است. دفاع از حقوق یک نفر، دفاع از حقوق کل جامعه محسوب میشود و این، وظیفهای شرعی است.


تاکنون نظری ثبت نشده است