- 178
- 1000
- 1000
- 1000
دانشجو، چالشهای عدالت اجتماعی و شفافیت طلبی
سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی با موضوع «دانشجو، چالشهای عدالت اجتماعی و شفافیت طلبی»، سال 1403
در منظومهی اندیشهی توحیدی، هدف و غایت تمام احکام شریعت، پاسداشت کرامت و گوهر وجود انسان است. این نگاه، که میتوان آن را اومانیستی به مفهوم حقیقی کلمه نامید، بر این اصل استوار است که انسان هدف است و نباید قربانی ثروت، لذت، قدرت یا شهوت شود؛ چرا که این امور ابزاری بیش نیستند و فدا شدن انسانیت در پای آنها، فریب انسان است.
جایگاه متعالی انسان و فلسفه احکام
انسان، موجودی دو بُعدی و ترکیبی از جسم و روح است. آن بُعدی که انسان را برترین مخلوقات میسازد، حیوانیت او نیست، بلکه عقل و "نفخه رحمانی" است که در او دمیده شده است. مقام انسان آنقدر بلند است که هیچ موجود دیگری شایستگی صعود به این مرحله را ندارد. تمام واجبات و محرمات شرعی، در واقع برای خدمت ضروری و دفاع از انسانیت انسان وضع شدهاند. هرآنچه گناه، ظلم یا شرک نامیده میشود، به این دلیل است که به یکی از ابعاد انسان، اعم از جسم یا روح، صدمه میزند. برای نمونه، غیبت به دلیل لگدمال کردن کرامت انسان در غیاب او و تهمت به خاطر ضایع کردن کرامت معنوی حرام شده است.
آزادی و عدالت در پرتو انسانیت
عدالت، پیشرفت، امنیت و عشق، جملگی برای تأمین انسانیت انسان و خدمت به او هستند. انسان، امانتدار بزرگ خداوند است و بزرگترین امانت الهی، خودِ انسان است. پیامبران نیامدند تا انسان را محدود سازند، بلکه آمدند تا "اغلال" (قُل و زنجیرهای) جهل و استبداد را که دست و پای بشریت را بسته، پاره کنند و انسان را آزاد سازند.
رشد حقیقی انسان، که همان رشد عقلی و اخلاقی است، نیازمند تأمین حقوق مادی و یک زندگی شرافتمندانه است. انسانی که از بهداشت، غذا، امنیت و امکان تشکیل خانواده محروم باشد، رسیدن به مقامات معنوی برایش بسیار دشوار یا ناممکن است. از همینروست که جهاد با استبداد، ظلم و کفر و همچنین امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی، نه تنها وظیفه، بلکه واجبی در ردیف نماز تلقی میشود تا زمینهی رشد معنوی برای اکثریت بشر فراهم گردد.
در منطق توحیدی، جان انسان بسیار گرانبهاست؛ خدمت به یک انسان، خدمت به کل بشریت است و نجات جان یک فرد، همچون نجات تمامی انسانهاست. جنایت در حق یک انسان، جنایت در حق همه تلقی میشود. قرآن کریم میفرماید اگر کسی بیگناه کشته شود (بدون آنکه مرتکب قتل یا فساد در زمین شده باشد)، گویی تمام بشریت را کشته است. پیامبر اکرم (ص) نیز خشونت علیه انسان بیگناه را در حد شرک به خداوند دانستهاند. بنابراین، عدالتخواهی و دفاع از حق یک نفر، مساوی با دفاع از حق تمامی جامعه است.
مبارزه برای استقلال و خودباوری
در میدان تاریخ معاصر، به ویژه از زمان مشروطه تا به امروز، دو جریان فکری موازی در ایران برای جبران عقبماندگیها وجود داشته است. جریانی که معتقد بود ایران و ایرانی عقیم شده و باید با تقلید، کپیبرداری و وابستگی ذلیلانه به غرب، راه پیشرفت را جست. در مقابل، خط دیگری وجود داشته که با تکیه بر خودباوری و استعدادهای داخلی، معتقد بود ایران میتواند و باید دوباره به یک قدرت تمدنساز جهانی تبدیل شود و در برابر ظلم و ستم جهانی مقاومت کند.
قیام دانشجویان در 16 آذر 1332، نمادی از همین جریان دوم بود؛ حرکتی که ضد آمریکایی، ضد انگلیسی و ضد سلطنت پهلوی بود و علیه کودتا و تسلط خارجی بر کشور برخاست. این خط فکری، نه ظلم را میپذیرد و نه ظلم میکند. تاریخ نشان داده است که آبادانی شهرهای غرب، با خون، نفت و منابع غارتشدهی کشورهایی چون ایران در 100 سال گذشته میسر شده است. بنابراین، مبارزه برای پیشرفت، مستلزم رهایی از تفکر وابستگی و تکیه بر توانایی داخلی است.
در نهایت، نگاه اسلامی به عدالت و حقوق بشر، بسیار فراتر از تفسیرهای مادی صرفِ لیبرالیستی یا کمونیستی است؛ زیرا به تمام ابعاد انسان، اعم از ماده و معنا، جسم و روح، دنیا و آخرت، نظر دارد و نه تنها بخشی کوچک از وجود او.
در منظومهی اندیشهی توحیدی، هدف و غایت تمام احکام شریعت، پاسداشت کرامت و گوهر وجود انسان است. این نگاه، که میتوان آن را اومانیستی به مفهوم حقیقی کلمه نامید، بر این اصل استوار است که انسان هدف است و نباید قربانی ثروت، لذت، قدرت یا شهوت شود؛ چرا که این امور ابزاری بیش نیستند و فدا شدن انسانیت در پای آنها، فریب انسان است.
جایگاه متعالی انسان و فلسفه احکام
انسان، موجودی دو بُعدی و ترکیبی از جسم و روح است. آن بُعدی که انسان را برترین مخلوقات میسازد، حیوانیت او نیست، بلکه عقل و "نفخه رحمانی" است که در او دمیده شده است. مقام انسان آنقدر بلند است که هیچ موجود دیگری شایستگی صعود به این مرحله را ندارد. تمام واجبات و محرمات شرعی، در واقع برای خدمت ضروری و دفاع از انسانیت انسان وضع شدهاند. هرآنچه گناه، ظلم یا شرک نامیده میشود، به این دلیل است که به یکی از ابعاد انسان، اعم از جسم یا روح، صدمه میزند. برای نمونه، غیبت به دلیل لگدمال کردن کرامت انسان در غیاب او و تهمت به خاطر ضایع کردن کرامت معنوی حرام شده است.
آزادی و عدالت در پرتو انسانیت
عدالت، پیشرفت، امنیت و عشق، جملگی برای تأمین انسانیت انسان و خدمت به او هستند. انسان، امانتدار بزرگ خداوند است و بزرگترین امانت الهی، خودِ انسان است. پیامبران نیامدند تا انسان را محدود سازند، بلکه آمدند تا "اغلال" (قُل و زنجیرهای) جهل و استبداد را که دست و پای بشریت را بسته، پاره کنند و انسان را آزاد سازند.
رشد حقیقی انسان، که همان رشد عقلی و اخلاقی است، نیازمند تأمین حقوق مادی و یک زندگی شرافتمندانه است. انسانی که از بهداشت، غذا، امنیت و امکان تشکیل خانواده محروم باشد، رسیدن به مقامات معنوی برایش بسیار دشوار یا ناممکن است. از همینروست که جهاد با استبداد، ظلم و کفر و همچنین امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی، نه تنها وظیفه، بلکه واجبی در ردیف نماز تلقی میشود تا زمینهی رشد معنوی برای اکثریت بشر فراهم گردد.
در منطق توحیدی، جان انسان بسیار گرانبهاست؛ خدمت به یک انسان، خدمت به کل بشریت است و نجات جان یک فرد، همچون نجات تمامی انسانهاست. جنایت در حق یک انسان، جنایت در حق همه تلقی میشود. قرآن کریم میفرماید اگر کسی بیگناه کشته شود (بدون آنکه مرتکب قتل یا فساد در زمین شده باشد)، گویی تمام بشریت را کشته است. پیامبر اکرم (ص) نیز خشونت علیه انسان بیگناه را در حد شرک به خداوند دانستهاند. بنابراین، عدالتخواهی و دفاع از حق یک نفر، مساوی با دفاع از حق تمامی جامعه است.
مبارزه برای استقلال و خودباوری
در میدان تاریخ معاصر، به ویژه از زمان مشروطه تا به امروز، دو جریان فکری موازی در ایران برای جبران عقبماندگیها وجود داشته است. جریانی که معتقد بود ایران و ایرانی عقیم شده و باید با تقلید، کپیبرداری و وابستگی ذلیلانه به غرب، راه پیشرفت را جست. در مقابل، خط دیگری وجود داشته که با تکیه بر خودباوری و استعدادهای داخلی، معتقد بود ایران میتواند و باید دوباره به یک قدرت تمدنساز جهانی تبدیل شود و در برابر ظلم و ستم جهانی مقاومت کند.
قیام دانشجویان در 16 آذر 1332، نمادی از همین جریان دوم بود؛ حرکتی که ضد آمریکایی، ضد انگلیسی و ضد سلطنت پهلوی بود و علیه کودتا و تسلط خارجی بر کشور برخاست. این خط فکری، نه ظلم را میپذیرد و نه ظلم میکند. تاریخ نشان داده است که آبادانی شهرهای غرب، با خون، نفت و منابع غارتشدهی کشورهایی چون ایران در 100 سال گذشته میسر شده است. بنابراین، مبارزه برای پیشرفت، مستلزم رهایی از تفکر وابستگی و تکیه بر توانایی داخلی است.
در نهایت، نگاه اسلامی به عدالت و حقوق بشر، بسیار فراتر از تفسیرهای مادی صرفِ لیبرالیستی یا کمونیستی است؛ زیرا به تمام ابعاد انسان، اعم از ماده و معنا، جسم و روح، دنیا و آخرت، نظر دارد و نه تنها بخشی کوچک از وجود او.


تاکنون نظری ثبت نشده است