- 149
- 1000
- 1000
- 1000
راز بصیرت در شرایط سخت امتحان الهی، 2
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "راز بصیرت در شرایط سخت امتحان الهی"، جلسه دوم: "امامت و رهبری در امت اسلامی" سال 1405
ما بدون تعارف و بدون تبلیغات، واقعاً در مرحله ی جدیدی از حیات بشری، انقلاب اسلامی و تاریخ اسلام قرار گرفته ایم. دورانی که مردم به شایستگی فوق العاده ای رسیده اند. صحنه هایی که می بینیم از جهات مختلف قابل تأمل است. یکی از جهات این است که در طول تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی و حتی در کشورهای دیگر، چنین صحنه هایی با این انگیزه حضور مردم در میدان، سابقه نداشته است.انگیزه مردم برای اباعبدالله الحسین در روز عاشورا، نهایتاً تاسوعا و یک دهه رخ می دهد. اصلاً بین عاشورا و اربعین آن رونق لازم نیست. این صحنه های اربعینی بعد از هزار و چهارصد سال، فقط یک هفته در موسم اربعین و آن هم در کنار خورشید پرحرارت کربلاست. اما الان این صحنه ها بهتر از عاشورا و اربعین ما نیستند. دقت کنید، مقایسه میکنم. نمیخواهم بگویم وضعیت اربعینی ما بهتر از اربعین امام حسین علیهالسلام است یا عاشورایی ما بهتر از عاشورای عزاداری ایشان. بلکه معجزه ای که اتفاق افتاده این است: آن هسته مرکزی، آن گوهر تابناک، بالاخره منتشر شد. این سلول از آن پوسته خودش خارج شد، زندگی را فرا گرفت و آمد جامعه را فتح کرد. ما همیشه می گفتیم «ای کاش همیشه مثل عاشورا بودیم» و در اربعین می گفتیم «ای کاش همیشه مثل اربعین بودیم». حالا شده است. آن هسته مرکزی عاشورا و اربعین با قدرت اباعبدالله الحسین آمد در زندگی جاری شد. شبها را نورانی کرد، دلها را متحول ساخت. این ساده نیست. مردم به رهبری رسیدند. فرمود: «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ». تک تک شما رهبرید. نه گوسفند باید بود و نه گرگ. چوپانها هستند که می توانند گرگها را از سر گوسفندان بتارانند. مردم ما رسیدن به راه را فهمیده اند؛ یعنی چوپان به مقام رهبری رسیدن. این وضعیت را باید پاس داشت، حفظ کرد، تحلیل کرد و مراقب بود خراب نشود. در روایات داریم: «عُلَمَاءُ أُمَّتِی أَفْضَلُ مِنْ أَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ». مردم ما الان... آقا علما را فرمودند، نه مردم را. اما درباره مردم و علما عرض کنم: یاران امام زمان عجل الله همه فقیه هستند و عالم به معنای درست کلمه، کسی است که بصیرت دارد و الا اگر عالم بود و بصیرت نداشت، «کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» است. مردم ما الان دارند در مقام رهبری خودشان را می سازند. از اول هم باید همینطور می بود. اگر تک تک مردم استعداد شخصیت، فهم و بصیرت شهردار را داشته باشند، مجبور به زندگی کثیف بروکراسی ماکس وبری نمی شویم. بروکراسی که مردم را دروغگو میداند مگر اینکه خلافش ثابت شود. آن بروکراسی کثیف نتیجه اش ادارهصحیح جامعه نمی شود. نتیجه اش این میشود که کثیفترین افراد مثل ترامپ از آن جزیره منحوس میآید رئیس جمهورشان می شود. ما می خواهیم همه آدمهایمان مثل رهبر بفهمند، مثل استاندار، مثل یک فرماندهی نظامی. ما در جبهه در دوران دفاع مقدس همینطور بود. آن بسیجی تک تیرانداز، انگیزه اش کمتر از فرمانده لشکر نبود. گاهی انگیزه اش خیلی بیشتر بود، فهمش خیلی بیشتر بود، قدرتش خیلی بیشتر بود، ولی نقش خودش را بازی میکرد. اگر بناست تک تک ما رهبر باشیم، تک تک ما باید به این مقام فهم و بصیرت برسیم. آن وقت رهبر نقشش هماهنگ کننده رهبران می شود. بعضی بد دین را معرفی کردند. فقط اطاعت کردن از امام را به ما یاد دادند، فقط اعتقاد داشتن به امام را به ما یاد دادند. این غلط است. این بخشی از ماجراست. در بحث امامت، بخش عمده مسئله ای که هزار و چهارصد سال است گیر کردیم، احساس امامت است که در تک تک افراد باید ایجاد شود. «تو خودت امامی و امام تو، هماهنگ کنندهی امامان است.» ما دولت کریمه می خواهیم که با ما مثل گوسفند برخورد نکند. احترام یک انسان به چیست؟ در آیهی «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» ظهور شما میبینید. ما میخواهیم مستضعفین را امام قرار دهیم. خدا شاهد است، دین نمیخواهد کسی جذب مفهوم امامت شود. من در اقصی نقاط عالم رفتم، در دانشگاههایی که اصلاً تصور نمیکردند لحظه ای درباره دین فکر کنند. گفتم دینی هست که احترام انسان را اینقدر قائل است. این مفاهیم بالاتر از مفاهیم آزادی و حقوق بشر است. از کسانی که دم از آزادی و حقوق بشر میزنند بپرسید هدفتان از این آزادی چیست؟ هیچوقت نمیگویند. زیرا هدف این است که انسان به امامت برسد. ما یک روزی امت اسلامی بودیم، اسممان را گذاشتند «شهروند». شهروند یعنی آهسته برو، آهسته بیا، به کار کسی دخالت نکن. اما ما مردم الان با پرچم آمده ایم به کار جهان دخالت میکنیم و کسی حق ندارد به کار ما دخالت کند. ما داریم به مقام امامت می رسیم و ائمه (علیهم الوارثین) میراث داران قدرت و ثروت در زمین خواهند بود. تربیت دینی به این نیست که آدم را مثل گوسفند بار بیاورند. نه، چوپان است. و همه چوپانند. به هیچکس توهین نمی شود. تو چون دینداری چوپان باشی و آن که بی دین است چه باشد؟ نه، توباید به او هم به عنوان یک چوپان احترام بگذاری، هرچند شاید قدر خودش را نداند. یکی از لوازم امامت، بصیرت است. امیرالمؤمنین میفرماید: «إِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ وَ تَفَکَّرَ وَ انْتَفَعَ». سه شرط: شنیدن، فکر کردن و بهره بردن. کسی که بشنود و فکر کند. بعضی ها استعداد شنیدن ندارند. بعضی ها از اول تصمیم گرفته اند نشنوند. بعضی ها تصمیم شان این است که به شنیده ها فکر نکنند. خدا در قرآن مکرر می فرماید پیغمبر یک جوری به شما نشان می دهد انگار دارید میشنوید، ولی نمیشنوید.
ما بدون تعارف و بدون تبلیغات، واقعاً در مرحله ی جدیدی از حیات بشری، انقلاب اسلامی و تاریخ اسلام قرار گرفته ایم. دورانی که مردم به شایستگی فوق العاده ای رسیده اند. صحنه هایی که می بینیم از جهات مختلف قابل تأمل است. یکی از جهات این است که در طول تاریخ اسلام، انقلاب اسلامی و حتی در کشورهای دیگر، چنین صحنه هایی با این انگیزه حضور مردم در میدان، سابقه نداشته است.انگیزه مردم برای اباعبدالله الحسین در روز عاشورا، نهایتاً تاسوعا و یک دهه رخ می دهد. اصلاً بین عاشورا و اربعین آن رونق لازم نیست. این صحنه های اربعینی بعد از هزار و چهارصد سال، فقط یک هفته در موسم اربعین و آن هم در کنار خورشید پرحرارت کربلاست. اما الان این صحنه ها بهتر از عاشورا و اربعین ما نیستند. دقت کنید، مقایسه میکنم. نمیخواهم بگویم وضعیت اربعینی ما بهتر از اربعین امام حسین علیهالسلام است یا عاشورایی ما بهتر از عاشورای عزاداری ایشان. بلکه معجزه ای که اتفاق افتاده این است: آن هسته مرکزی، آن گوهر تابناک، بالاخره منتشر شد. این سلول از آن پوسته خودش خارج شد، زندگی را فرا گرفت و آمد جامعه را فتح کرد. ما همیشه می گفتیم «ای کاش همیشه مثل عاشورا بودیم» و در اربعین می گفتیم «ای کاش همیشه مثل اربعین بودیم». حالا شده است. آن هسته مرکزی عاشورا و اربعین با قدرت اباعبدالله الحسین آمد در زندگی جاری شد. شبها را نورانی کرد، دلها را متحول ساخت. این ساده نیست. مردم به رهبری رسیدند. فرمود: «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ». تک تک شما رهبرید. نه گوسفند باید بود و نه گرگ. چوپانها هستند که می توانند گرگها را از سر گوسفندان بتارانند. مردم ما رسیدن به راه را فهمیده اند؛ یعنی چوپان به مقام رهبری رسیدن. این وضعیت را باید پاس داشت، حفظ کرد، تحلیل کرد و مراقب بود خراب نشود. در روایات داریم: «عُلَمَاءُ أُمَّتِی أَفْضَلُ مِنْ أَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ». مردم ما الان... آقا علما را فرمودند، نه مردم را. اما درباره مردم و علما عرض کنم: یاران امام زمان عجل الله همه فقیه هستند و عالم به معنای درست کلمه، کسی است که بصیرت دارد و الا اگر عالم بود و بصیرت نداشت، «کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» است. مردم ما الان دارند در مقام رهبری خودشان را می سازند. از اول هم باید همینطور می بود. اگر تک تک مردم استعداد شخصیت، فهم و بصیرت شهردار را داشته باشند، مجبور به زندگی کثیف بروکراسی ماکس وبری نمی شویم. بروکراسی که مردم را دروغگو میداند مگر اینکه خلافش ثابت شود. آن بروکراسی کثیف نتیجه اش ادارهصحیح جامعه نمی شود. نتیجه اش این میشود که کثیفترین افراد مثل ترامپ از آن جزیره منحوس میآید رئیس جمهورشان می شود. ما می خواهیم همه آدمهایمان مثل رهبر بفهمند، مثل استاندار، مثل یک فرماندهی نظامی. ما در جبهه در دوران دفاع مقدس همینطور بود. آن بسیجی تک تیرانداز، انگیزه اش کمتر از فرمانده لشکر نبود. گاهی انگیزه اش خیلی بیشتر بود، فهمش خیلی بیشتر بود، قدرتش خیلی بیشتر بود، ولی نقش خودش را بازی میکرد. اگر بناست تک تک ما رهبر باشیم، تک تک ما باید به این مقام فهم و بصیرت برسیم. آن وقت رهبر نقشش هماهنگ کننده رهبران می شود. بعضی بد دین را معرفی کردند. فقط اطاعت کردن از امام را به ما یاد دادند، فقط اعتقاد داشتن به امام را به ما یاد دادند. این غلط است. این بخشی از ماجراست. در بحث امامت، بخش عمده مسئله ای که هزار و چهارصد سال است گیر کردیم، احساس امامت است که در تک تک افراد باید ایجاد شود. «تو خودت امامی و امام تو، هماهنگ کنندهی امامان است.» ما دولت کریمه می خواهیم که با ما مثل گوسفند برخورد نکند. احترام یک انسان به چیست؟ در آیهی «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» ظهور شما میبینید. ما میخواهیم مستضعفین را امام قرار دهیم. خدا شاهد است، دین نمیخواهد کسی جذب مفهوم امامت شود. من در اقصی نقاط عالم رفتم، در دانشگاههایی که اصلاً تصور نمیکردند لحظه ای درباره دین فکر کنند. گفتم دینی هست که احترام انسان را اینقدر قائل است. این مفاهیم بالاتر از مفاهیم آزادی و حقوق بشر است. از کسانی که دم از آزادی و حقوق بشر میزنند بپرسید هدفتان از این آزادی چیست؟ هیچوقت نمیگویند. زیرا هدف این است که انسان به امامت برسد. ما یک روزی امت اسلامی بودیم، اسممان را گذاشتند «شهروند». شهروند یعنی آهسته برو، آهسته بیا، به کار کسی دخالت نکن. اما ما مردم الان با پرچم آمده ایم به کار جهان دخالت میکنیم و کسی حق ندارد به کار ما دخالت کند. ما داریم به مقام امامت می رسیم و ائمه (علیهم الوارثین) میراث داران قدرت و ثروت در زمین خواهند بود. تربیت دینی به این نیست که آدم را مثل گوسفند بار بیاورند. نه، چوپان است. و همه چوپانند. به هیچکس توهین نمی شود. تو چون دینداری چوپان باشی و آن که بی دین است چه باشد؟ نه، توباید به او هم به عنوان یک چوپان احترام بگذاری، هرچند شاید قدر خودش را نداند. یکی از لوازم امامت، بصیرت است. امیرالمؤمنین میفرماید: «إِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ وَ تَفَکَّرَ وَ انْتَفَعَ». سه شرط: شنیدن، فکر کردن و بهره بردن. کسی که بشنود و فکر کند. بعضی ها استعداد شنیدن ندارند. بعضی ها از اول تصمیم گرفته اند نشنوند. بعضی ها تصمیم شان این است که به شنیده ها فکر نکنند. خدا در قرآن مکرر می فرماید پیغمبر یک جوری به شما نشان می دهد انگار دارید میشنوید، ولی نمیشنوید.


تاکنون نظری ثبت نشده است