منو
یک نکته از یک جز، 24

یک نکته از یک جز، 24

  • 1 تعداد قطعات
  • 11 دقیقه مدت قطعه
  • 6 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی با موضوع "یک نکته از یک جز"، جلسه بیست و چهارم: محبت و مودّت، سال 1404


جز بیست و پنجم از مصحف شریف هستیم، آیه بیست و سوم از سوره مبارکه شورا به بحثی اشاره می فرماید که زمانی که آمدن پیش پیامبر و درخواست کردن که پیامبر برای زحماتی که انجام می دهد، مزدی بگیرند پیامبر یک جمله ای فرمودند خداوند در این آیه می فرماید: پیامبر به مسلمان ها بگو من پاداشی و مزدی برای رسالتم از شما نمی خواهم مگر یک چیز مودت فی القربا یعنی دوست داشتن نزدیکانم. ماجرای شان نزول این آیه این هستش که گروهی از انصار می رسند محضر پیامبر عرضه می دارند آقا شما خیلی برای ما زحمت کشیدید بالاخره ما یک سری از اموال داریم اینها را شما لازم دارید اجازه بدید ما این اموال را تقدیم شما بکنیم آیه نازل می شود پیامبر به آن ها بگو من پولی مزد چیزی از شما نمی خواهم اگر می خواهید مزدی به من بدهید اگر می خواید تشکری داشته باشید اون تشکری هست که فامیل من و نزدیکان من را دوست داشته باشید و احترام بگذارید. حالا اینکه این نزدیکان چه کسانی هستند یک شخصی به نام اسماعیل بن عبدالخالق نقل می کند یک شخصی آمد پیش امام صادق علیه السلام امام صادق از او سوال کردن ابو جعفر مردم بصره در رابطه با این آیه چه نظری دارند این مودت فی القربا رو چی ترجمه می کنند چی می دونن ابوجعفر می گه مردم بصره نظرشون این هستش که این آیه در رابطه با خویشان و خویشاوندان پیامبر نازل شده نقل شده امام صادق علیه السلام می فرمایند: دروغ می گویند این آیه درباره ما به خصوص یعنی اهل بیت رسول خدا امام علی حضرت زهرا امام حسن و امام حسین یعنی اصحاب کسا نازل شده است، یعنی خاص امام صادق علیه السلام بیان می کنند این روایتی که عرض کردم و این نظر را بسیاری از علما اهل سنت هم دارند که این آیه در رابطه با اصحاب کسا هست نه در رابطه با تمام فامیلای پیامبر. روایت دیگه ای هست که آمده بحث کرده پیرامون اینکه این مودت با محبت تفاوتش چیه؟ محبت دوست داشتن را می گویند مودت مرحله بالاتر هست. مودت این هستش که محبتی باشه که اثر اون در عمل و رفتار ظاهر بشه یعنی یک دوست داشتن همراه با اطاعت یک شخصی آمد پیش امام باقر علیه السلام دور امام شلوغ بود به امام عرضه داشت آقا من می توانم بیام نزدیک تر به شما بشینم امام فرمودند بیا بشین کنار امام که نشست به امام گفت یابن رسول الله من شما اهل بیت را دوست دارم و دوستان شما را هم دوست دارم دشمنان شما و دشمنان دوستان شما را هم دشمن دارم حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می دانم آیا برای من نجاتی هست امام باقر علیه السلام نقل شده ایشون می فرمایند یه شخصی آمد پیش پدرم امام سجاد عید این جمله رو گفت جمله ای که پدرم خطاب به اون شخص گفت رو من به تو می گم پدرم خطاب به اون شخص گفت ای مرد دل خوش دار که هنگام مرگت رسول خدا امیرالمومنین فاطمه ی زهرا امام حسن و امام حسین صلوات الله علیهم اجمعین بر بالین تو حاضر می شوند جان سپردنت همچون بوییدن گل خواهد بود و با قلبت قلب خنکی از این دنیا خواهی رفت وقتی هم از دنیا رفتی بر پیغمبر و اهل بیت او وارد می شوی تا امام این مباحث رو فرمودند این پیرمرد به امام گفت آقا می شه یه بار دیگه بگید امام یه بار دیگه فرمودند این شروع کرد گریه کردن غش کرد امام او را به هوش آوردند آمد دستش رو به بدن نازنین امام کشید به سر و صورتش کشید و رفت موقعی که رفت راوی می گه امام یک نگاه محبت آمیزی به او انداختند موقعی که داشت می رفت به ما رو کردند فرمودند اگر می خواهید از اهالی بهشت کسی را ببینید این پیرمرد را نگاه کنید مودت اینجوریه اینی که انسان دوست داشته باشه اهل بیت رو و اطاعت بکنه از اون ها توی دوران ما علما و شهدا در قله ی این جریان بودند هم اهل بیت رو دوست داشتند عاشقانه دوست داشتند هم اطاعت می کردند نتیجه ی اطاعت شون اون شهادت بود.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 11:59

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن